حقیقت یک انقلاب همیشه زنده
حقیقت یک انقلاب همیشه زنده

جریان غرب‌گرا در کشور، علّت ناکامی‌ها در توسعه را تحریم‌ها می‌داند و علّت تحریم‌ها را نیز مرتبط با پیگیری آرمان‌های انقلاب اسلامی از سوی دولت جمهوری اسلامی مانند استکبارستیزی و مقابله با رژیم نامشروع صهیونیستی می‌داند. این در حالی است که پیگیری همین آرمان‌ها توانسته چهار ارتش هم‌سو با جمهوری اسلامی را در منطقه پدید آورد: حزب‌الله در لبنان، انصارالله در یمن، جیش‌الشعبی در سوریه و حشدالشعبی در عراق، و همین ارتش‌ها بودند که توانستند ریشه‌ی تروریسم تکفیری را که تهدید جدی برای امنیت ملی ایران بود، از میان بردارند.

مدتی پیش، دکتر علی باقری از دانش‌آموختگان دانشگاه امام صادق علیه‌السلام، مهمان مرکز رشد بانوان بودند و از چیستی و چرایی انقلاب اسلامی سخن راندند و به دستاوردها و لوازم حفظ و پاسداری از آن اشاره کردند. متن صحبت‌های ایشان در شماره پنجم نشریه سلمی که فصلنامه خانوادگی مرکز رشد بانوان است منتشر شده و امروز به‌ مناسبت چهلمین سال رفراندوم تعیین نظام و انتخاب «جمهوری اسلامی» آن را بازنشر می‌کنیم.

 

تربیت انسان و جامعه

از آنجا که انقلاب ما مبنای اسلامی دارد، بنابراین انقلاب باید از منظر دین بررسی شود. هدف دین هم شخصِ انسان و هم کل جامعه را شامل می‌شود و اهداف هردو، همسو و هم‌افزا هستند تا جایی که پایبندی به مبانی و اقتضائات هر دو می‌تواند تمدن اسلامی را بسازد. در انقلاب اسلامی هدف پیشِ روی انسان «سعادت و تعالی» و هدف جامعه «پیشرفت و تکامل» است. پیشرفت جامعه دو جنبه‌ی مادی و معنوی دارد که بُعد مادی آن را در ادبیاتِ اقتصاد سیاسی «توسعه» می‌نامند و پیشرفت معنوی همان «تکامل جامعه» است.

از آنجا که هدف از تمدن اسلامی، ساختن انسان در تراز اسلام  ناب محمدی (صلّی الله علیه و آله و سلّم) است، بنابراین رسیدن متوازن به هر دو جنبه‌ی پیشرفت، بسترساز شکل‌گیری «تمدن اسلامی» است که باید با برداشتن گام‌های مؤثر و جدی در مسیر تعالی و سعادت انسان همراه باشد.

 

آرمان انقلاب

وقتی حرف از آرمان‌های انقلاب اسلامی می‌شود، صرفاً جامعه را در نظر می‌گیریم و از بُعد انسانی آن غافل هستیم. با وقوع انقلاب اسلامی زمینه‌ی بروز جلوه‌های تعالی انسان‌های متکی به «ایمان» و مزیّن به «عمل صالح» مهیا شد. اوج این آرمان رسیدن به مقام شهادت از مسیر جهاد است. از خود گذشتگی و ایثار مادران یا همسران شهدا نیز از جمله دست‌آوردهای انقلاب اسلامی در بُعد تعالی انسان است که قبل از پیروزی انقلاب، بستر ظهور این پدیده‌ها وجود نداشت. چنانچه حضرت امام خمینی (رضوان الله تعالی علیه) در توصیف انسان و جامعه تربیت شده‌ی انقلاب اسلامی فرمودند:

«من با جرئت مدعی هستم که ملّت ایران و توده‌ی میلیونی آن در عصر حاضر بهتر از ملّت حجاز در عهد رسول الله (صلّی الله علیه و آله و سلّم) و کوفه و عراق در عهد امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) و حسین بن علی (علیه‌السلام) هستند.»

 

چشم‌ها را باید شست، جور دیگر باید دید

برای بررسی میزان موفقیت در رسیدن به آرمان‌های انقلاب باید واقعیت‌ها را کامل بیان کنیم. برای مثال در واقعیتی مانند جنگ تحمیلی باید در نظر گرفت که کشور در چه شرایطی وارد جنگ شد، در چه وضعیتی جنگ را اداره کرد و با چه دست‌آوردی از جنگ خارج شد. ایران با نیاز به واردات سیم خاردار (ساده‌ترین وسیله‌ی دفاعی) وارد جنگ شد و با توانمندی درون‌زای ساخت موشک از جنگ فارغ شد و در یک کلام، در آغاز جنگ، دشمن با ابزار تحریم می‌خواست جلوی صادرات سلاح به ایران را بگیرد و اکنون با ابزار تحریم می‌خواهد جلوی صادرات سلاح از ایران را بگیرد.

یکی از نواقص ما در بیان واقعیت‌ها نداشتن معیار است. در زمینه‌ی توسعه، غرب‌گرایان ایران را با کره جنوبی مقایسه کرده و شاخص‌های مادّی نظیر تعداد مدرسه، هواپیما، جاده و … را معیار قرار می‌دهند، در حالی که از مهم‌ترین و عالی‌ترین هدف انقلاب اسلامی یعنی استقلال کشور غافل‌اند! استقلالی که با بالاترین هزینه یعنی خون شهدا به دست آمده است، ولی متأسفانه هیچ شاخص و معیاری برای هزینه‌های کسب و حفظ استقلال بیان نشده است. پس مقایسه‌ی ایران و کره اساساً اشتباه است، زیرا مفهومی به نام استقلال در کره جنوبی وجود ندارد.

بر اساس مبانی اسلامی معتقدیم که صرفاً توسعه و کارآمدی در صنعت، پزشکی و … برای تحقق تعالی فرد و پیشرفت جامعه کافی نیست، بلکه وجود استقلال و حفظ آن، معیار اصلی است؛ بنابراین چشم‌ها را باید شست و همه‌ی شرایط و زمینه‌ها را در بیان واقعیت انقلاب مورد توجه قرار داد.

 

معیار سنجش

از نظر دین اسلام، معیار تعالی انسان و پیشرفت جامعه، تقوا است. تقوا دو بُعد دارد: ایمان و عمل صالح، که باید در سطح جامعه و انسان سنجیده شوند. تقوا در انسان را «تقوای شخصی» و تقوا در حاکمیت (جامعه) را «تقوای سیاسی» می‌نامند.

بُعد ایمان در تقوای شخصی، اعتقاد به خدا و دستورات الهی و بُعد عمل صالحش، انجام واجبات و ترک محرمات است. از آن طرف در تقوای سیاسی بُعد ایمان، اعتقاد به ولایت‌پذیری[۱]، اعتقاد به نصرت الهی[۲]، عدم تبعیت از دشمن (جهاد کبیر)[۳] و اعتقاد به استقلال (قاعده نفی سبیل)[۴] را شامل می‌شود. ساده‌زیستی مسئولان، عدالت‌ورزی، مقابله با اشرافی‌گری و … هم نمونه‌هایی از بُعد عمل صالح در تقوای سیاسی هستند.

وقتی واقعیت‌های جامعه را در دوران مختلف بررسی می‌کنیم، متوجه می‌شویم که رعایت تقوا، موجب نزدیک شدن به آرمان‌ها و دستیابی به دستاوردهای مختلف شده است در حالی که فاصله گرفتن از تقوا، علاوه بر دور ماندن و ناکامی در رسیدن به آرمان‌ها، اِشکال در دستیابی به اهداف مادیِ توسعه را نیز به دنبال داشته است.

 

دست‌آوردهایی که نادیده گرفته‌ایم

به محض پیروزی انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷تحریم در عرصه‌های راهبردی از جمله در زمینه‌ی نظامی و هسته‌ای آغاز شد. برای مثال آلمان‌ها که در بوشهر در صنعت هسته‌ای با ایران قرارداد داشتند با وجود پیشرفت بالای کار، قرارداد خود را فسخ کردند و رفتند؛ اما بزرگانی چون شهید مجید شهریاری[۵] و شهید تهرانی‌مقدم[۶] با وجود گذراندن تمام مقاطع تحصیلی‌شان در ایران، با تکیه بر تقوای فردی و امکانات داخل کشور، همچنین با رعایت اصول تقوای سیاسی در حوزه‌های کاری خود، موجب شدند که با وجود تحریم‌ها، امروز ایران در پیچیده‌ترین فناوری‌های جهان، از جمله صنعت هسته‌ای و موشکی، پیشرفت چشمگیری داشته باشد.

برخی دستاوردهای انقلاب اسلامی در ایران براساس آمارهای جهانی از این قرار است:

– اولین کشور در جهان از نظر سرعت نرخ رشد علمی و رشد توسعه انسانی

– دومین کشور در جهان از نظر شاخص توسعه‌ی انرژی و پیشرفت در حوزه‌ی سلول‌های بنیادی

– سومین کشور در جهان از نظر تولید گاز طبیعی و تولید نفت

– چهارمین کشور در جهان از نظر تولید بنزین

– ششمین کشور در جهان از نظر تولید فناوری نانو

– هفتمین کشور در جهان از نظر امید به زندگی

– هشتمین کشور در جهان از نظر تولید آهن

– نهمین کشور در جهان از نظر تعداد کتب منتشر شده در سال

– دهمین کشور در جهان از نظر صنعت هواپیمایی

لازم به ذکر است که ما نفی‌کننده‌ی کارآمدی در توسعه‌ی برخی کشورها نیستیم، امّا ادعا داریم و واضح است که نظام دینی و رعایت تقوای فردی و سیاسی توانسته توسعه را با حفظ استقلال و در مقیاس جهانی یعنی بالاترین درجه به دست بیاورد. این همان کلید موفقیتی است که غرب و دشمنان را نگران می‌کند.

 

استقلال فدای توسعه

به راه افتادن چرخ‌های توسعه‌ی کشور، نیازمند سرمایه، فناوری و نیروی متخصّص است. غرب‌گرایان معتقدند در داخل کشور، این موارد به اندازه نیاز وجود ندارد. بنابراین نتیجه می‌گیرند چرخ توسعه نمی‌چرخد، پس باید دست به دامان بیگانگان شد تا آن‌ها سرمایه، فناوری و نیروی متخصّص مورد نیاز ما را تأمین کنند.

بیگانگان نیز در قبال درخواست طرف ایرانی، می‌گویند تا زمانی که رفتار شما برخلاف منافع ما باشد، نه تنها نیازهای سه‌گانه‌ی شما را تأمین نمی‌کنیم، بلکه به دیگران نیز اجازه نمی‌دهیم وارد همکاری با شما شوند. به این ترتیب، کشور باید علاوه بر تأمین هزینه‌ی مادی جهت دسترسی به سرمایه، فناوری و نیروی متخصص خارجی، مرزهای استقلال خود را زیر پا بگذارد تا شاید نظر مساعد بیگانگان تأمین شود.

مثال بارز این وضعیت، برجام است که برای برخورداری از منفعت اقتصادی (برداشته شدن برخی تحریم‌ها)، از حقوق ملّی انصراف دادیم و دستاوردهای هسته‌ای را واگذار کردیم؛ اما در نهایت ثمره‌ی برجام به اعتراف حامیان آن نزدیک به صفر است. پس از نگاه غرب‌گرایان، هزینه‌ی توسعه، عبور از مرزهای استقلال است.

 

عقب‌گرد

بزرگ‌ترین صنعت کشور بعد از نفت، صنعت خودرو است. این صنعت با وجود دسترسی به سرمایه، فناوری و نیروی متخصص خارجی طی نیم قرن گذشته، نه تنها پیشرفت جدی و ملموسی را تجربه نکرد، بلکه حتّی در برخی موارد، دچار عقب‌گرد هم شد (برتری کیفی پراید تولید ۷۷ نسبت به پراید تولید ۹۷).

قابل تأمل آن که در همین شرایط که صنعت خودرو که یک صنعت معمولی است، پیشرفت محسوسی نکرده است، ولی جوانان ایران اسلامی توانسته‌اند در صنعت موشکی و هسته‌ای در مرزهای دانش، فناوری و صنعت جهانی حرکت کنند. طراحی و تولید موشک‌های چند صد کیلومتری بالستیک نقطه‌زن، ایران را به تنها کشور دارای چنین توانمندی راهبردی در جهان تبدیل کرده است.

درباره‌ی چرایی چنین تفاوتی (عقب‌گرد صنعت خودرو و پیشرفت صنعت نظامی)، می‌توان به بروز جلوه‌های تقوای سیاسی و روحیه‌ی انقلابی در فضای کاری صنعت نظامی و کم‌رنگ بودن این ویژگی‌ها در صنعت خودروسازی تأکید کرد.

 

بهانه‌ی ناکامی‌ها

جریان غرب‌گرا در کشور، علّت ناکامی‌ها در توسعه را تحریم‌ها می‌داند و علّت تحریم‌ها را نیز مرتبط با پیگیری آرمان‌های انقلاب اسلامی از سوی دولت جمهوری اسلامی مانند استکبارستیزی و مقابله با رژیم نامشروع صهیونیستی می‌داند. این در حالی است که پیگیری همین آرمان‌ها توانسته چهار ارتش هم‌سو با جمهوری اسلامی را در منطقه پدید آورد: حزب‌الله در لبنان، انصارالله در یمن، جیش‌الشعبی در سوریه و حشدالشعبی در عراق، و همین ارتش‌ها بودند که توانستند ریشه‌ی تروریسم تکفیری را که تهدید جدی برای امنیت ملی ایران بود، از میان بردارند.

در نهایت، اگر دشمن به خاطر پایبندی ما به آرمان‌های انقلاب اسلامی، متوسّل به ابزار فشار (از جمله تحریم) علیه کشورمان می‌شود، اولاً این حرکت او یک اقدام واکنشی و منفعلانه در قبال ابتکار عمل و اقتدار جمهوری اسلامی است، ثانیاً این فشارها «هزینه‌های پایبندی به ارزش‌ها» نیست، بلکه «بهای حفظ استقلال و آزادی» است؛ زیرا استقلال مانند یک «پروژه» تمام شدنی نیست که بهای آن خون جوانان در سال ۱۳۵۷ باشد، بلکه استقلال، یک «فرآیند» است که برای حفظ آن همواره باید آماده بود و بهای آن را نیز پرداخت نمود.

 

حاشیه‌های پررنگ

وقتی برخی موضوعات فرعی که در تعالی انسان و جامعه تأثیر ندارند مانند برگزاری کنسرت، حضور زنان در ورزشگاه و … نسبت به مسائل اصلی در زمینه‌های علمی، فناوری، تحقیق و توسعه پررنگ‌تر شده و بیشتر در جامعه مورد توجه قرار می‌گیرند، نباید انتظار پیشرفت در کشور و موفقیت در رسیدن به آرمان‌ها را داشته باشیم. دنیا، دنیای اسباب و سبب است!

 

گوی و میدان

نخبگان و خواص که عمدتاً برخاسته از حوزه و دانشگاه هستند، برطبق رسالت دینی و نیز برمبنای مسئولیت حرفه‌ای خود نقش بسیار مؤثر و مهمی در آسیب‌شناسی مسائل جامعه و ارائه‌ی راه‌کارهای عملی دارند. به همین خاطر است که رهبر انقلاب اسلامی، بارها بر بصیرت، هوشمندی و موقع‌شناسی نخبگان و خواص برای جلوگیری از انحراف جامعه و نیز تسریع در مسیر پیشرفت و تکامل تأکید نموده‌اند.

 

حرف آخر

پیروزی انقلاب اسلامی، نقطه‌ی آغاز است و برای رسیدن به اهداف انقلاب و موفقیت‌های روزافزون آن باید همچنان انقلابی بمانیم تا مصداق نصرت الهی باشیم؛ إِن تَنصُرُوا اللَّهَ یَنصُرکُم [۷]. در واقع تنها راه ساختن ایران قدرتمند، انقلابی اندیشیدن، انقلابی تصمیم گرفتن و انقلابی عمل کردن است. به عبارت دیگر، مهم‌ترین عامل برای استمرار کمک الهی و موفقیت انقلاب در حرکت به سمت تمدن اسلامی، بصیرت در شناخت، شجاعت در تصمیم و جسارت در عمل است. نشانه‌ی انقلابی بودن آن است که هرکس در هر شرایط، به مسئولیت خود عمل کند و انجام آن را موکول و معلق به اقدام دیگری و یا دیگران نکند.

پیروزی انقلاب اسلامی درگرو عمل به شعار قرآنی حضرت امام خمینی (رضوان الله تعالی علیه) بود: «أن تقوموا لله مثنی و فردی»[۸] تجلی این شعار، حضور مردم در اوج ظلمت ستم‌شاهی، در خیابان‌های انقلاب و آزادی در تاسوعا و عاشورای ۱۳۵۷ است و یا دوران جنگ در جبهه‌ها که مردم فقط به دنبال انجام وظیفه‌ی دینی‌شان بودند و حضور خود را مشروط به اقدام فلان مقام و یا حرکت فلان فرد نکردند.

از سوی دیگر، ما در بررسی دستاوردهای انقلاب اسلامی نباید صرفاً موشک و اورانیوم با غنای بیست درصد و … را در نظر بگیریم. ارتقای انسان، بی‌نظیرترین دست‌آورد انقلاب اسلامی است که در هیچ سازوکار دیگری در جهان به دست نمی‌آید. بدون فضای انقلاب اسلامی، تربیت اسطوره‌هایی نظیر شهید محمدحسین فهمیده و زهرا حسینی (نوجوان ۱۷ ساله‌ی حاضر در دفاع مقدس) و … که امام خمینی (رضوان الله تعالی علیه) به حالشان غبطه خورده و حتی آن‌ها را رهبر خطاب می‌کند، غیرممکن بود.

هیچ مدرسه و دانشگاهی نمی‌تواند نوجوان کم سن و سال دهه‌ی هفتاد را به چنان معرفتی برساند که علاوه بر چشم‌پوشی از همه‌ی مظاهر دنیا، با اشتیاق وصف‌ناپذیر به شهادت بگوید: «خیلی دلم می‌خواهد یک بار قبل و یک بار بعد از ظهور امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) شهید شوم و به خیال خودم می‌گویم این زرنگی است که دو بار شهید شوم.»[۹]

نکته‌ی مهم آن است که چنین انسان‌هایی محصول تربیت هستند و نه تنها آموزش. اولین منشأ تعالی آن‌ها خانواده است؛ بنابراین، امروز که دشمن در جنگ فرهنگی و رسانه‌ای با تمام قوا، ایمان و اندیشه‌ی جوانان ایرانی را هدف گرفته است، خانواده‌ها مسئولیتی مضاعف دارند تا هم جلوی آثار تخریبی این تهاجم وحشیانه را بگیرند و هم با احساس تکلیف برای پاسداری از هویت اسلامی و ملّی، بیش از پیش در تربیت جوانانی در تراز محمدحسین، محسن و … بکوشند.

نکته مهم دیگر آن است که ارمغان انقلاب اسلامی برای ملت ایران، وجود استقلال سیاسی مانند انتخابات ریاست جمهوری و مجلس و بستر استقلال اقتصادی و فرهنگی در کشور است که برای رسیدن به حد آرمانی این دو باید به ظرفیت‌های داخلی اتکا کنیم و سبک زندگی اسلامی- ایرانی را با گفتار و کردار خود رونق دهیم.

***

این نشست عطش ما را برای دانستن حقایق قبل و بعد از انقلاب اسلامی بیشتر کرد و نیاز به بررسی و تفکر درباره‌ی آنچه قبل از انقلاب بر سرزمین ایران گذشته بود را در ما زنده نمود. علاوه براینکه پاسخ بسیاری از سؤالاتمان را گرفتیم، سؤالات جدیدی هم در ذهنمان شکل گرفت؛ هرکدام از ما تا چه حدی انقلابی عمل کرده‌ایم؟ آیا به نقش فردی خودمان در جامعه توجه داشته‌ایم یا آن را ناچیز دانسته و ناامید بوده‌ایم؟ در انتخاباتِ کارگزاران کشور علاوه بر تقوای فردی چقدر ویژگی‌های تقوای سیاسی را شناخته و البته در نظر گرفته‌ایم؟ برای تربیت فرزندانمان و شخصیت‌هایی نظیر محسن حججی چه باید بکنیم؟ و…

فهمیدیم تا از سرگذشت و تاریخ کشورمان آگاه نباشیم به فهم واقعی از نعمت انقلاب اسلامی نمی‌رسیم و البته برای پاسخ به سؤالات جدیدمان هم به مطالعه، تفکر و تلاش مضاعف نیاز داریم؛ اما آنچه روشن است امروز با وجود تمام مشکلات، شکرگزاری نعمت انقلاب اسلامی ایران وظیفه‌ی همه‌ی ماست. چون ثمره‌ی شکر، بارور شدن امید و تقویت روحیه‌ی استقامت در سختی‌ها است و وعده‌ی صادق خداوند که فرمود: «اگر شکر گزارید حتماً بر نعمت‌های شما می‌افزاییم…»[۱۰] را در پی دارد. ان‌شاءالله

 

———————-

[۱] آیه ۵۹ سوره نساء

[۲] آیه ۷ سوره محمد (صلّی الله علیه و آله و سلّم): «ای کسانی که ایمان آورده‌اید اگر (دین) خدا را یاری کنید یاری‌تان می‌کند و گام‌هایتان را استوار می‌دارد.»

[۳] آیه ۵۲ سوره فرقان: «بنابراین از کافران اطاعت مکن و به‌وسیله آن [قرآن] با آنان جهاد بزرگی بنما.»

[۴] آیه ۱۴۱ سوره نساء: «… و هرگز خدا برای کافران راه تسلطی بر مؤمنان قرار نداده است.»

[۵] دانشمند هسته‌ای که در تاریخ ۸ آذر ۱۳۸۱ مورد سوء‌قصد قرار گرفت و به مقام شهادت نائل آمد.

[۶] پدر موشکی ایران

[۷] آیه ۷ سوره محمد

[۸] آیه ۴۶ سوره سبأ: «دو نفر دو نفر و یا یک نفر برای خدا قیام کند…»

[۹] بخشی از وصیت‌نامه شهید محسن حججی

[۱۰] آیه ۷ سوره ابراهیم

  • منبع خبر : نشریه سلمی، شماره پنجم - زمستان 97 و بهار 98، صص 38-42.