همزمان با بیست و هفتمین سالروز شهادت سید مرتضی آوینی، عصر چهارشنبه بیستم فروردین ۹۹، به همت جمعی از پژوهشگران مرکز رشد، نشست «هنر انقلاب منهای آوینی» بهصورت مجازی و با حضور استاد نادر طالبزاده برگزار شد.
در این نشست، استاد نادر طالبزاده، ضمن تشریح ابعاد مختلف اندیشه و شخصیت شهید سیدمرتضی آوینی، گفت: «یکی از عجایب زمانه این بود که کسی آوینی را تا زمان شهادتش نمیشناخت. یادم هست زمانی که تابوت شهید آوینی در حیات حوزه هنری بود، مردم دور پیکرش جمع شده بودند و از بلندگوها هم صدای ایشان پخش میشد، در همان موقع پیرزنی که ازآنجا رد میشد گفت: عجب؛ این کسی که شهید شده همان کسی است که صدای او از تلویزیون پخش میشد؟ مرتضی در آن زمان برای همه غریبه بود این هم از ضعف صداوسیما بود! بهجای اینکه سراغ او بروند و دربارهاش برنامه بسازند، او را حتی به سازمان ممنوعالورود کردند. زمان شهادت مرتضی، زمانی بود که ایشان باید منتشر میشد؛ و به همین دلیل آوینی با عروجش منتشر شد».
نادر طالبزاده، در تبیین نقش و جایگاه شهید آوینی در روایت هشت سال دفاع مقدس بیان داشت: «زمان جنگ عمده محصولاتی که توسط تلویزیون درباره جنگ ساخته میشد، درواقع کاریکاتور جنگ بود ولی آوینی هر پنجشنبه اثری را با متن و تصاویر کاملاً دراماتیک خلق میکرد. در جنگ تنها صدایی که حقیقت انقلاب را تبیین میکرد، صدای آوینی بود. آوینی در مسیر بیان مقام و جایگاه انقلاب بسیار رشید و استوار بود و از این موضع خودش هم اصلاً کوتاه نمیآمد. گویا خداوند آقا مرتضی را برای این رسالت فرستاده بود که معنا و بیان انقلاب اسلامی را کامل کند. او وقتی با اثر ضعیفی روبهرو میشد ضعفهای آن را صریح میگفت و همین باعث میشد که مدیران ارشد صداوسیما نتوانند ایشان را تحمل کنند».
وی در ادامه به اشاره به این مسأله که رهبر معظم انقلاب قدر نقش مهم آوینی را در تبیین حماسههای جنگ تحمیلی میدانستند، افزود: «من خیلی افسوس میخوردم که چرا در دیداری که سازندگان مجموعه روایت فتح با رهبری داشتند و زمانی که رهبری درباره نویسنده متون روایت فتح سؤال کردند، هیچکس اسم آوینی را نگفت. خود آوینی به خاطر اخلاصی که داشت خواسته بود اسمی از او آورده نشود ولی یک نفر باید اسم او را میگفت! من افسوس میخوردم که چرا در آن جلسه دیالوگی بین رهبر انقلاب و شهید آوینی به وجود نیامد».
دبیر جشنواره مردمی فیلم عمار در ادامه این نشست، به بیان همکاریهای خود با شهید آوینی پس از اتمام جنگ پرداخت. وی یکی از مهمترین همکاریهای خود با شهید آوینی را تولید مجموعه مستندهای «خنجر و شقایق» دانست و گفت: «مرتضی یک آدم اقلیمی و منطقهای نبود بلکه یک هنرمند جهانی بود! او در سالهای آخر عمرش با ساختن مستند خنجر و شقایق و بهواسطه اتفاقاتی که افتاد و به دستور رهبری نسبت به تحقیق و تفحص از صداوسیما منجر شد یک انقلاب در صداوسیما به وجود آورد». نادر طالبزاده از نگارش فیلمنامه زندگی حضرت مسیح بر اساس انجیل بارنابا بهعنوان پروژه دیگری که در آن با شهید آوینی همکاری میکرد یاد کرد.
مستندساز انقلابی و کارگردان سریال «بشارت منجی» دراینباره افزود: «در این پروژه من شرح صحنهها را مینوشتم، آقا مرتضی دیالوگهای حضرت مسیح را مینوشت و کارهای تاریخی را حسین بهزاد انجام میداد. یکی از کسانی که خیلی به انجیل بارنابا اعتقاد داشت شهید آوینی بود. آقامرتضی این پروژه را یک پروژه آیندهنگرانه میدانست. جای خالی آوینی وقتی مشخص میشود که میبینی هیچکس دیگری به موضوع انجیل بارنابا و روایت حضرت مسیح با یک رویکرد اسلامی اهمیت نمیدهد، من در بین هنرمندانی که امکانات هم در اختیارشان قرار دارد حتی یک نفر دیگر را پیدا نکردم که مثل سیدمرتضی به موضوعات اینچنینی دقت داشته باشد. مرتضی فیلمسازیِ استراتژیک را خیلی خوب میفهمید».
نادر طالبزاده، یکی از وجوه برجسته شهید آوینی را که پس از پایان جنگ نمود بیشتری پیدا کرد، جنبه روشنفکری حقیقی ایشان دانست که خود را در مقالات و کتابهای ایشان نمایان کرد. وی در ادامه گفت: «آوینی در این مرحله افرادی که شبه حقیقتجو بودند را قلعوقمع کرد. او در این برهه نقدهای سنگینی را علیه محسن مخملباف نوشت و انحرافات او را بسیار صریح بیان کرد».
طالبزاده یکی از برجستهترین خصوصیات فکری آوینی را آشنایی بسیار عمیق او با فلسفه دانست و دراینباره گفت: «من خودم جلسهای را بین مرحوم آوینی و آیتالله قائممقامی در محل نشریه سوره ترتیب دادم. در این جلسه گفتگوی فلسفی عمیقی بین این دو به مدت یک ساعت یا یک ساعت و نیم درگرفت، بحثی که آن قدر جنبه فلسفی در آن غلیظ بود که بعید است افراد معمولی بتوانند معنای آن را درک کنند. این گفتگو بعدها باعث شکلگیری مکاتبات و تعاملات فکری بین شهیدآوینی و آیتالله قائممقامی شد».
طالبزاده ضمن اشاره به پرخاشگریهایی که در نشست سینمای پس از انقلاب اسلامی نسبت به آوینی صورت گرفت، بیان کرد: «همه آدمهایی که در آن زمان به آوینی میتاختند امروز پیر و فرسوده شدند ولی مرتضی مثل گل شقایق، خوشرنگ و بانشاط در تاریخ جاودان شد».
وی بُعد دیگر در شخصیت شهید آوینی را، جنبه هنرشناسی او دانست و افزود: «آوینی عرصههای مختلف و متنوع هنری را بسیار خوب میشناخت. او موسیقی را بسیار خوب میشناخت و به همین خاطر من در آن سالها بحثهای زیادی با ایشان درباره موسیقی داشتم».
این دوست و همکار قدیمی شهید آوینی، او را انسانی دانست که همواره نوعی شوریدگی به همراه خود داشت. طالبزاده افزود: «دو روز بعد از رحلت امام، مرتضی را دیدم، او میگفت که وقتیکه خبر فوت امام را شنیدم نمیدانستم که روز بعد خورشید چطور میخواهد طلوع کند؟».
این مستندساز و مجری انقلابی، در انتهای بحث خود، از شهید آوینی بهمثابه یک «انسان عابد تراز اول» یاد کرد و گفت: «من هر وقت که مرتضی را میدیدم آستینهایش بالا بود و وضو گرفته بود، یا از سر نماز آمده بود و یا به نماز میرفت. مرتضی بهوسیله خلوص و عبادتش به همهچیز رسید و حقیقتاً در انقلاب اسلامی حلشده بود».
لازم به ذکر است در بخش پایانی این نشست، هرکدام از پژوهشگران مرکز رشد دانشگاه امام صادق علیهالسلام پرسشهای خود پیرامون ابعاد گوناگون فکری و زیستی شهید سیدمرتضی آوینی را مطرح کردند.














































