کسبوکارهای خانگی و کوچک، ویژگی ممتازی دارند که تولیدات آنها میتواند در بازارهای بینالمللی به فروش برسد. این کسبوکارها، برخلاف تولید مدرن و صنعتی، به صورت کاملاً سنتی تولید میشوند و بازار خاص خود را در کشورهای دنیا دارند. این نوشتار درصدد است ضمن تأکید بر نقش این کسبوکارها در تولید ملی، برخی از مهمترین لوازم رونق گرفتن تولید در آنها را تبیین نماید.
با کاهش ارزش پول ملی کشور، اگر چه مشکلات عدیدهای در اقتصاد ایران ایجاد شده است، اما فرصت خوبی برای صادرات فراهم شده است.
البته در صنایعی که مواد اولیه یا دستگاههای تولیدی آن وابسته به خارج از کشور است، قدرت رقابتی محصولات داخلی کمتر خواهد بود. به عنوان مثال در صنعت کفش، بخش مهمی از مواد اولیه وارداتی است. با فرض این که برای حمایت از این صنعت، دلار دولتی وجود نداشته باشد و واردات مواد اولیه، با دلار آزاد انجام شود، قیمت تمام شده کفش بالا رفته و به مزیت رقابتی تبدیل نخواهد شد.
اما نقطه درخشان و برجسته در این میان، صنایعی است که زنجیره ارزش آن به حد قابل قبولی در کشور کامل میشود و وابستگی خارجی در خصوص آن وجود ندارد. این صنایع را میتوان همچون خرده طلاها و الماسهایی در کشور دانست که هر چند کوچک و پراکنده هستند، اما در صورتی که به آنها توجه شود، از تجمیع ثروت تولید شده توسط آنها میتوان به منابع چشمگیری دست یافت.
امروزه بخش قابل توجهی از مصرفکنندگان به دنبال تولیدات سنتی، محلی و بومی هستند و از تولیدات ماشینی و مدرن خسته شدهاند. آنها حس تنوعطلبی و متفاوتخواهی خود را در جستجوگری برای تولیدات خاص و کمتر دیده شده، دنبال میکنند. این افراد که بخش پردرآمدی از مصرفکنندگان را تشکیل میدهند، حاضرند برای تولیدات سنتی و محلی قیمتهای بالاتری را نیز پرداخت کنند. این موضوع فرصت خوبی برای کسبوکارهای محلی و خانگی ایجاد میکند.
کسبوکارهای کوچک و حتی خانگی از ظرفیتهای مهمی هستند که در رونق تولید و توسعه اقتصاد ملی، آنچنانی که شایسته است، مورد توجه قرار نگرفتهاند. بسیاری از این کسبوکارها، محصولاتی را تولید میکنند که دارای ارزش بازاری بینالمللی هستند و میتوانند به کشورهای دیگر صادر شوند. صنایع دستی و سنتی، انواع پوشاک، لوازم تزئینی، غذاها و شیرینیهای محلی و بومی، برای بسیاری از مصرفکنندگان در کشورهای مختلف دنیا، بسیار جذاب و با ارزش است.
اما ورود تولیدات کسبوکارهای خانگی و کوچک به بازارهای بینالمللی، به سادگی ممکن نیست. غالبا صاحبان این کسبوکارها، هیچ توانمندی و شناختی برای چگونگی عرضه محصولات خود به بازاری فراتر از بازار محلی و پیرامونی خود ندارند. محصولات آنها یا به مصرف اهالی بومی میرسد یا در بهترین شرایط توسط گردشگران و مسافران در فصلهای خاصی از سال که گردشگری در آن مناطق رونق گرفته، خریداری میشود. این در حالی است که با ورود / ایجاد «شرکتهای بازرگانی خارجی» کارآمد میتوان محصولات سنتی و محلی کشور را برای نیازهای بازارهای خارجی عرضه کرد.
«شرکتهای بازرگانی خارجی» که انواع و اشکال متنوعی دارند، از تخصص و مهارت بیشتری برای صادرات محصولات و تولیدات داخلی برخوردار هستند. آنها فرآیندهای کاری را به خوبی میدانند؛ احتمالا با شبکه توزیع در کشورهای مقصد در ارتباط هستند؛ با ملاحظات فرهنگی و ذائقه بازار هدف آشنایی دارند و میدانند که آمیخته بازاریابی را چگونه باید متناسب با بخشهای بازار خارجی ساماندهی کرد. این شرکتها از متخصصان برندسازی استفاده کرده و تبلیغات و فعالیتهای ترغیبی هدفمندی را در بازارهای هدف ایجاد میکنند.
البته ملاحظات دیگری در خصوص ورود «شرکتهای بازرگانی خارجی» برای محصولات سنتی و محلی وجود دارد که در طراحی فعالیت این شرکتها اثرگذار است:
اول این که محصولات تولید شده در کسبوکارهای خانگی، متمرکز نبوده و بسیار پراکنده است. این پراکندگی در تولید، اقتضائات و شرایطی را برای حمل و نقل، نگهداری و انبارداری تولیدات ایجاد میکند. به عنوان مثال، میتوان از ظرفیت کسبوکارهای خانگی برای تولید میوه خشک استفاده کرد. علاوه بر این که خشک کردن میوه در خانه، نیاز به دستگاه و فناوری خاصی ندارد، به عنوان یک منبع درآمد برای خانوادهها نیز خواهد بود. در سراسر کشور، خانوادهها میتوانند این کسبوکار خانگی را داشته باشند. اما پراکندگی این واحدهای تولیدی بسیار کوچک در کشور، نیازمند ساختار و مدلی برای همکاری با «شرکت بازرگانی خارجی» است.
دوم این که تکثر و تعدد واحدهای تولیدی، منجر به عدم یک دستی و یک شکلی محصولات تولیدی خواهد بود. این موضوع بر لزوم استانداردسازی در برخی از تولیدات تأکید میکند. در حوزه مواد غذایی و خوراکی تولید محلی، استانداردسازی محصولات به معنای یک شکلی آنها، امری ضروری است. البته اخذ مجوزها و استانداردهای بهداشتی و غذایی بینالمللی نیز لازم و ضروری است.
نکته سوم در خصوص واحدهای تولیدی در حوزه مواد خوراکی است. از آنجایی که تولیدات غذایی محلی، بسیار تحت عنصر زمان و شرایط محیطی قرار میگیرند، فرآیند تولید را متأثر از خود میکنند. به این معنی که مواد اولیه لازم برای تولید خوراکیهای غذایی محلی، فصلی بوده و یا میتواند تحت تاثیر خشکسالی و کمآبی، دچار کمبود شوند. بستهبندی، برندسازی و بهرهگیری از روشهای مدرن توزیع و فروش از جمله مهمترین سرفصلهایی است که در صادرات محصولات و تولیدات محلی و خانگی ایرانی به بازارهای بینالمللی باید مورد توجه قرار گیرد.










































سدید
تاریخ : ۱۹ - فروردین - ۱۳۹۸
یک راه حل اجرایی برای توسعه کسب و کارهای خانگی که مورد تاکید حضرت آقا در اولین روز سال در حرم رضوی هم بود
علی
تاریخ : ۱۳ - مهر - ۱۳۹۸
سلام
دوست داران این نوع کالاها جهت کمک به خرید و فروش و حمایت از مناطق محروم و تولید ملی به سایت زیر میتونن برن و اپلیکیشن و وب مربوزه را استفاده کنند . خیلی مفید بوده
https://bazaarrusta.ir