«بررسی جریان مبارزه مسلحانه با محوریت شهید میرزا کوچک‌خان جنگلی (ره)»
«بررسی جریان مبارزه مسلحانه با محوریت شهید میرزا کوچک‌خان جنگلی (ره)»

چهارمین جلسه از «سلسله نشست‌های بارقه‌های بیداری» با عنوان «بررسی جریان مبارزه مسلحانه با محوریت شهید میرزا کوچک‌خان جنگلی (ره)» در تاریخ ۱۳ آذرماه ۱۴۰۴ برگزار شد. در این نشست تخصصی دکتر علیرضا زادبر، استاد دانشگاه و پژوهشگر تاریخ معاصر، ضمن تشریح فضای پرالتهاب سیاسی و اجتماعی ایران در دهه ۱۲۹۰ شمسی، به نقد بنیادین سه جریان غالب تاریخ‌نگاری پرداخت. وی تأکید کرد که تصویر «تجزیه‌طلب» یا «کمونیست» ارائه شده از میرزا، تحریفی آشکار و حاصل غلبه روایت‌های ایدئولوژیک چپ، سکولار و تاریخ‌نگاری رسمی پهلوی بر اسناد و واقعیت‌های تاریخی آن دوران است.

دکتر علیرضا زادبر در آغاز این نشست، با اشاره به مناقشات تاریخی پیرامون شخصیت میرزا کوچک‌خان جنگلی، ریشه اصلی اتهاماتی نظیر تجزیه‌طلبی، راهزنی یا کمونیست بودن وی را در سه جریان تاریخ‌نگاری «چپ»، «سکولار» و «رسمی پهلوی» جستجو کرد. این استاد دانشگاه توضیح داد که جریان چپ همواره تلاش داشته میرزا را مصادره به مطلوب کرده و او را در چارچوب انترناسیونالیسم شوروی تعریف کند، در حالی که تاریخ‌نگاری رسمی پهلوی با هدفی متفاوت به تخریب چهره او پرداخته است. وی در این باره اظهار داشت: «روشنفکران آن عصر برای عبور از جامعه سنتی به مدرن، تئوری “دولت مطلقه” را ترویج می‌کردند و رضاخان را به‌عنوان منجی امنیت و “پدر ایران نوین” می‌ستودند. طبیعی است که برای قهرمان‌سازی از رضاخان، باید هرگونه کانون مقاومت مستقل همچون نهضت جنگل، به عنوان عامل ناامنی و آشوب معرفی می‌شد.»


این پژوهشگر تاریخ معاصر، در ادامه به تبیین «دهه مغفول ۱۲۹۰ تا ۱۳۰۰» پرداخت؛ دوره‌ای که با اشغال ایران توسط قوای روس و انگلیس، قحطی بزرگ و مرگ میلیون‌ها ایرانی همراه بود. ایشان نهضت جنگل را واکنشی غیرت‌مندانه به این خلأ قدرت و اشغالگری دانست و تصریح کرد: «میرزا یونس، طلبه‌ای تحصیل‌کرده و از مبارزان سابقه‌دار مشروطه بود که هسته اولیه نهضت را با نام “هیئت اتحاد اسلام” و با حضور روحانیون پایه‌گذاری کرد.» وی با انتقاد از تعمیم وقایع ۱۷ ماه پایانی نهضت به کل تاریخ آن، افزود: «بزرگترین خطای تاریخی، نادیده گرفتن کودتای جریان نفوذی چپ و بلشویک‌ها علیه میرزا در ماه‌های آخر است. انحرافاتی که توسط افرادی چون احسان‌الله خان و با شعارهای تند ضد دینی رخ داد، برخلاف میل باطنی میرزا بود و منجر به جدایی او از مرکزیت نهضت شد.»
دکتر زادبر همچنین با اشاره به اعترافات رضاخان مبنی بر وطن‌دوستی میرزا، خاطرنشان کرد که حتی دشمنان میرزا نیز در خفا به سلامت نفس و دغدغه‌های ملی او معترف بودند، اما ضرورت‌های سیاسی حکومت پهلوی ایجاب می‌کرد که او تا سال ۱۳۵۷ به عنوان یک شورشی معرفی شود.
در بخش پایانی نشست، دکتر زادبر در پاسخ به پرسش‌های دانشجویان پیرامون اسناد رد تجزیه‌طلبی، چرایی نفوذ چپ‌ها و نقش علما، توضیحات جامعی ارائه داد. وی اتهام تجزیه‌طلبی میرزا کوچک‌خان و نهضت جنگل را رد کرد و پذیرش افرادی با گرایش‌های متفاوت در نهضت را ناشی از ضرورت «یارگیری در تنها سنگر باقی‌مانده مقاومت» در برابر استعمار انگلیس و روسیه دانست. ایشان تأکید کرد که میرزا هرگز از اصول اعتقادی خود عدول نکرد و به محض مشاهده انحرافات عقیدتی و رفتاری یاران نفوذی، راه خود را جدا نمود. وی همچنین در خصوص نقش علما توضیح داد که عدم حضور گسترده برخی از آنان، معلول فضای رعب‌آور پس از اعدام شیخ فضل‌الله نوری و دوران فترت و انزوای نهاد روحانیت پیش از احیای حوزه توسط آیت‌الله حائری یزدی بود و نباید شرایط سال ۱۲۹۴ را با دوران‌های بعدی مقایسه کرد.