رسانه، انسجام ملّی و هویت اجتماعی
رسانه، انسجام ملّی و هویت اجتماعی

برخلاف محاسبات دشمن که روی تفرقه در جامعه برای براندازی نظام حاکمیت ایران حساب باز کرده بود، بعد از اقدام متجاوزانه علیه خاک ایران، انسجامی مثال زدنی در جامعه به وجود آمد؛ اما باید توجه داشت که دشمنان ایران تلاش خود را برای از بین بردن این انسجام خواهند کرد. بنابراین همانطور که مقام معظم رهبری در دیدار با مسئولین قوه قضائیه، که روز چهارشنبه 25 تیر1404 برگزار شد، بیان کردند، ضروری است که اقداماتی برای حفظ این انسجام صورت گیرد.

مقدمه
یکی از حوزه‌های بسیار پر اهمیت هر جنگ، که می‌تواند شکست یا پیروزی نهایی را رقم بزند، انواع مختلف جنگ نرم (soft war) است. به طوری که ناتو حوزه ششم جنگ را، جنگ شناختی (Cognitive Warfare) معرفی می‌کند (پنج حوزه دیگر عبارتند از جنگ زمینی، هوایی، دریایی، فضایی و سایبری). در تعریفی ساده، جنگ شناختی عبارت است از مجموعه اقداماتی برای تغییر باورها و عقاید اهداف مورد نظر؛ که البته باید توجه داشت که تغییر نظام فکری و فرایندهای فکری، منجر به تغییراتی در رفتار نیز خواهد شد. بنابراین جنگ شناختی به نوعی زیر مجموعه‌ی جنگ نرم قرار می‌گیرد و کشورها یا گروه‌های مختلف برای تغییر نظام فکری و رفتارهای طرف مقابل از آن بهره می‌گیرند.
در جنگ شناختی و با استفاده از عملیات‌های روانی و رسانه‌ای، می‌توان به اهدافی دست پیدا کرد که حتی دستیابی به آنها در جنگ سخت و به وسیله تجهیزات نظامی نیز امکان پذیر نیست. این اهداف شامل ایجاد تغییرات شناختی (ساختار فکری، فرایند فکری، ارزش‌ها و باورها و…) و تغییرات رفتاری در جامعه هدف است. نتیجه‌ی این تغییرات در اکثر مواقع نابودی کشور مورد تجاوز، تجزیه‌ی آن کشور، تغییر نظام حاکمیت آن کشور بدون مداخله‌ی نظامی و مواردی از این دست خواهد بود.
در شرایط موجود کشور و با وجود توقف جنگ سخت با اسرائیل، باید توجه داشت که جنگ نرم و رسانه‌ای متوقف نشده و با قوت ادامه دارد. به همین خاطر ضروری است که جمهوری اسلامی نیز از این جنگ غافل نشده و اقدامات آفندی و پدافندی مورد نیاز را در این راستا انجام دهد.
همانطور که مقامات ارشد اسرائیل بیان کردند، از مهم‌ترین اهداف رژیم منحوس صهیونیستی از حمله به کشور ایران، تغییر نظام حاکمیت بوده است. زیربنای ایجاد چنین تغییری، کاهش قابل ملاحظه‌ی هویت اجتماعی و ملی مردم ایران و از بین بردن انسجام بین زیرگروه‌های مختلف فرهنگی و همینطور بین جامعه و حاکمیت است. هدفی که سالیان درازی است در رسانه‌های خارجی دنبال می‌شود. این هدف با اقداماتی برای ایجاد شکاف و گسستگی بین جامعه محقق خواهد شد.
اما برخلاف محاسبات دشمن که روی تفرقه در جامعه برای براندازی نظام حاکمیت ایران حساب باز کرده بود، بعد از اقدام متجاوزانه علیه خاک ایران، انسجامی مثال زدنی در جامعه به وجود آمد. انسجامی هم بین زیرگروه‌های فرهنگی مختلف و هم بین جامعه و دولت. این انسجام از مهم‌ترین دستاوردهای جمهوری اسلامی در جنگ ۱۲ روزه بوده است. اما باید توجه داشت که دشمنان ایران تلاش خود را برای از بین بردن این انسجام خواهند کرد. بنابراین همانطور که مقام معظم رهبری در دیدار با مسئولین قوه قضائیه، که روز چهارشنبه ۲۵ تیر۱۴۰۴ برگزار شد، بیان کردند، ضروری است که اقداماتی برای حفظ این انسجام صورت گیرد.
اقداماتی که در این یادداشت پیشنهاد داده می‌شود، بر مبنای نظریات علوم رفتاری و علوم شناختی است. علوم رفتاری رویکردی میان‌رشته‌ای است که با دیدگاه روان‌شناسی، جامعه‌شناسی و انسان‌شناسی به بررسی رفتار فردی و اجتماعی افراد می‌پردازد. علوم شناختی به معنای مطالعه‌ی ذهن و فرایندهای ذهنی انسان است.
این اقدامات در راستای تقویت آفند و پدافند حوزه‌ی جنگ نرم بوده و با توجه به ضرورت بیان شده، هدف اصلی آن حفظ انسجام ملی و تقویت هویت اجتماعی جامعه‌ی ایران است. این پیشنهادات در سه محور اصلی تاکید بر نقاط مشترک، نشان دادن قدرت ایران و ضعف اسرائیل و کاهش دادن اعتماد مردم به شبکه‌های خارجی و معاند بیان می‌شود.
الف) تاکید بر نقاط مشترک
برای حفظ انسجام بین مردم، باید نقاط مشترک یادآوری و برجسته شوند. برجسته سازی نقاط مشترک به آنها یادآوری می‌کند که با سایر اقشار جامعه‌ی ایران در یک جبهه قرار دارند و باید برای رسیدن به اهداف با یکدیگر همکاری و همراهی کنند. این نقاط مشترک می‌توانند نمادهای مشترک ملی، اهداف مشترک، دشمن مشترک و… باشد.
۱- تاکید بر نمادهای مشترک ملی
از مهم‌ترین نقاط مشترک بین اقشار مختلف جامعه، نمادها و اسطوره‌های ملی است. این نمادها برای اکثریت مردم (فارغ از جهت‌گیری سیاسی، مذهبی، قومیتی و…) با ارزش و دارای اهمیت است. افراد برجسته‌ی تاریخ ایران (برای مثال شاعران، دانشمندان، پادشاهان ایرانی و…)، اسطوره‌های ایرانی (آرش کمانگیر، رستم، کاوه آهنگر و…)، ویژگی‌ها و خصلت‌های مثبت (غیرت ، شجاعت و…)، مکان‌های خاص (قله دماوند، تخت جمشید و…) و… نمونه‌هایی از موضوعاتی است که می‌توان در راستای آن اقداماتی انجام داد. نمادهای ملی مشترک علاوه بر اینکه باعث ادراک شباهت بین اقشار مختلف جامعه شده و به دنبال آن انسجام بین مردم را حفظ می‌کند، هویت ملی افراد را نیز تقویت می‌کند.
۲- تاکید بر اهداف مشترک
یکی دیگر از نقاط مشترکی که باید برجسته شود تا موجب حفظ و افزایش انسجام در جامعه شود، اهداف مشترک است. باید به مردم یادآوری شود که با هر سلیقه‌ی سیاسی و اجتماعی، با هر قومیت و نژاد و با وجود همه‌ی تفاوت‌ها، اهداف مشترک و ارزشمندی وجود دارد که برای رسیدن به آنها باید در کنار یکدیگر ایستاد و با یکدیگر همراهی و همکاری کرد. این اهداف عبارتند از دفاع از میهن، ایستادگی در برابر متجاوز و دشمن، ایستادگی در برابر ظلم، حفظ غیرت و شجاعت ایرانی و…
۳- ارتباط بین پیروزی‌های تاریخ ایران و پیروزی در جنگ اخیر
این اقدام در راستای یادآوری تاریخ پرافتخار ایران برای جامعه و نشان دهنده قدرت ایران از گذشته تا کنون بوده است. همچنین با بیان پیروزی‌های تاریخی، اقدامی در راستای افزایش هویت ملی و اجتماعی مردم صورت خواهد گرفت. برای این کار باید پیروزی‌ها و دلاوری‌های اقوام گذشته‌ی ایران (هخامنشیان و…) برای مردم بیان شود و به این نکته اشاره شود که جامعه‌ی الان ایران از همان نسل و همان قدرت است؛ به همین خاطر دست متجاوز را قطع خواهد کرد و اجازه‌ دست درازی به خاک وطن را نخواهد داد. در همین راستا می‌توان برای افزایش روحیه‌ پایداری و ظلم ستیزی، روایت‌هایی از افراد مشهور در این زمینه از جمله میرزا کوچک خان جنگلی، رئیس علی دلواری و… بیان کرد.
۴- پررنگ کردن دو قطبی ایران و اسرائیل
باید تلاش کرد که به دوقطبی‌هایی که دشمن تلاش دارد در جامعه ایجاد کند، توجه نکرد و به آنها دامن نزد. این دوقطبی‌ها ممکن است حول مسئله‌ی مذاکره، آتش‌بس، اشخاص سیاسی و یا… باشد. توجه به این دوقطبی‌ها و دامن زدن به آنها تنها موجب افزایش شکاف در جامعه خواهد بود. اما در مقابل باید دوقطبی ایران و اسرائیل پررنگ و برجسته شود. داشتن دشمن مشترک از مولفه‌های افزایش هویت گروهی است. همچنین باید این نکته برجسته شود که طرف سومی در این ماجرا وجود ندارد. هر فرد یا طرف ایران است و یا طرف اسرائیل (متجاوز به ایران). یکی از راهکارهای دشمن برای به هم زدن این دوقطبی این است که اعلام کند با ملت ایران کاری ندارد و به حاکمیت جمهوری اسلامی حمله کرده است. اما باید طوری برای مردم تبیین شود که حاکمیت مستقل از جامعه ادراک نشود و مشخص باشد که حمله به خاک ایران، حمله به جامعه‌ی‌ ایران خواهد بود. در این راستا می‌توان خساراتی که حمله اسرائیل به ایران، برای مردم عادی دارد را نشان داد. برای مثال شهادت افراد بی گناه، تجزیه‌ی کشور در صورت پیروزی اسرائیل (همانند آنچه برای سوریه در حال وقوع است) و…؛ باید توجه داشت که بیان این نکات، سبب ایجاد هیجانات منفی (مانند ترس و نگرانی) در مردم نشود. یکی دیگر از اقداماتی که می‌توان انجام داد، نشان دادن افرادی است که قبلا از مخالفان جمهوری اسلامی بودند، اما در شرایط حاضر به حمایت از ایران و جمهوری اسلامی روی آورده‌اند.
۵- روایت‌های تاریخی از دشمنی آمریکا
همانطور که بیان شد، داشتن دشمن مشترک از مولفه‌هایی است که باعث افزایش هویت گروهی و انسجام خواهد شد. بیان این نکته که آمریکا، حتی قبل از انقلاب اسلامی خساراتی را به کشور ایران وارد کرده و به دشمنی با ایران می‌پرداخته است، می‌تواند باعث شود که افراد مخالف جمهوری اسلامی هم ادراک مناسبی از دشمنی آمریکا داشته باشند. این کار با روایت‌هایی از تاریخ ایران که به دشمنی‌های آمریکا می‌پردازد، محقق خواهد شد.
۶- نشان دادن نگرانی دشمن از انسجام
بعد از اینکه ادراک مناسبی از دشمن مشترک شکل گرفت، بیان این نکته که این دشمن چگونه می‌خواهد به جامعه‌ی ایران آسیب بزند، باعث مقاومت مردم و جلوگیری از عملکرد دشمن خواهد شد. تبیین این موضوع که دشمن از انسجام ملت ایران نگران است و دنبال بر هم زدن این انسجام است (با انتشار مصاحبه‌هایی از مقامات ارشد آمریکایی و اسرائیلی، گزارش اقدامات دشمن در این راستا و…) می‌تواند باعث شود که مردم از انسجام به وجود آمده مراقبت کنند و از ایجاد شکاف و دوقطبی بپرهیزند.
۷- نشان دادن حمایت سلبریتی‌ها از ایران
برجسته سازی و نشان دادن حمایت افراد مشهور از ایران، باعث پررنگ شدن دو قطبی ایران‌ ـ‌ اسرائیل و از بین رفتن شکاف احتمالی بین حاکمیت و جامعه خواهد شد. برای مثال سلام نظامی ورزشکاران، اقدامات ورزشکاران، بازیگران، خوانندگان و… در فضای مجازی، مصاحبه‌هایی که انجام داده‌اند و… باید برجسته شود.
۸- نشان دادن نظر اکثریت مردم
باید تبیین شود که اکثریت جامعه از ایرانی بودن خود احساس افتخار می‌کنند. همچنین باید بیان شود که حس دشمنی و نفرت از اسرائیل دارند و از ایران در مقابل اسرائیل حمایت می‌کنند. برای مثال بر اساس نظرسنجی مرکز تحلیل اجتماعی متا حدود ۷۰% مردم اعلام کرده‌اند که آمادگی مشارکت در جنگ علیه اسرائیل را دارند.
ب) نشان دادن قدرت ایران و ضعف اسرائیل
با وجود اینکه بر اساس نظرسنجی مرکز تحلیل اجتماعی متا اکثر مردم معتقد به قدرت بیشتر ایران بوده (۷۰%) و ایران را پیروز جنگ می‌دانند (۶۰%)، اما اقدامات رسانه‌ای دشمن در تلاش است تا عکس این موضوع را نشان دهد. بنابراین لازم است روایت‌هایی برای تثبیت این پیروزی در ذهن مردم و پیشگیری از تحریفات خارجی صورت بگیرد. این کار باعث افزایش افتخار و سربلندی نسبت به ایرانی بودن خود و حس رضایت از قدرت کشور خواهد شد که درنتیجه هویت اجتماعی و ملی جامعه و انسجام را افزایش خواهد داد. همچنین باعث افزایش همراهی و پشتیبانی افکار عمومی مردم از نیروهای مسلح و حاکمیت در اقدامات آینده خواهد شد.
۱- روایت اهداف مورد اصابت
باید اهدافی که در اسرائیل مورد اصابت موشک‌های ایرانی قرار گرفتند، برای مردم روایت شوند. این روایت شامل اینکه اهداف چه چیزی بودند، چه عملکرد و وظایفی داشتند، چه میزان خسارت به آنها وارد شده است، از بین رفتن آنها چه خللی را در کار رژیم ایجاد خواهد کرد و… خواهد بود. این روایت ها باید دو نوع داشته باشند: نوع اول به زبان ساده و روان برای فهم عموم مردم و جامعه خواهد بود؛ نوع دوم با ادبیات تخصصی برای فهم جامعه‌ی نخبگانی صورت خواهد گرفت.
۲- روایت جایگاه پایگاه العدیده قطر
علاوه بر اینکه اهداف منسوب به رژیم صهیونیستی باید روایت شود، روایت حمله به پایگاه نظامی آمریکا در قطر نیز الزامی است. باید برای مردم تبیین شود که این حمله، که به منظور پاسخ به حملات آمریکا به زیرساخت‌های هسته‌ای کشور صورت گرفت، چه ویژگی‌هایی داشته است. برای مثال جایگاه استراتژیک این پایگاه برای ارتش آمریکا، میزان خسارتی که به این پایگاه وارد شده است، تعداد موشک‌های مورد اصابت و… باید با ادبیات ساده و ادبیات تخصصی بیان شود. نکته مورد توجه این است که واکنش‌ آمریکا نسبت به حمله و اقدامات آمریکا قبل و بعد از حمله حتما باید روایت شوند؛ مخصوصا درخواست آتش‌بس از طرف آمریکا و اسرائیل بعد از مورد حمله قرار گرفتن این پایگاه باید تبیین شود.
۳- نقل قول مقامات خارجی
اگر مقامات کشورهای خارجی (مخصوصا کشورهایی که در مقابل ایران قرار دارند) از قدرت ایران تعریف کنند، تاثیر بسیار زیادی بر نگرش مردم نسبت به این موضوع خواهد داشت. بنابراین الزامی است که مطالبی که این افراد در رابطه با قدرت ایران گفته‌اند، برجسته شده و به گوش مردم رسانده شود. در همین راستا نشان دادن تصویر مثبت ایجاد شده از ایران (و رهبر ایران) در بین جوامع بین‌الملل هم اقدام موثری خواهد بود.
۴- تبیین اتفاقات
تبیین مسائل اتفاق افتاده در جنگ ۱۲ روزه، همچنین اتفاقات قبل و بعد از این واقعه، و نشان دادن دست برتر ایران در این جنگ توسط مسئولان بسیار مفید خواهد بود. این کار باعث می‌شود ابهام مردم نسبت به اتفاقاتی که رخ داده از بین برود و در نتیجه حس اعتماد پیدا کنند؛ برای مثال مصاحبه‌هایی که با آقایان لاریجانی و قالیباف انجام شد، بسیار مفید بود و باید ادامه پیدا کند. مسئولان کشوری و لشکری باید با زبانی ساده و روان، نه رسمی و خشک، برای مردم توضیح دهند که علت وقوع جنگ چه بود، چه اتفاقاتی در ۱۲ روز جنگ افتاد و همچنین بعد از آنش بس چه مسائلی روی داد. لازم به ذکر است که این مصاحبه‌ها نباید صرفا با افرادی از یک جبهه‌ی سیاسی خاص صورت بگیرد. همچنین با توجه به اعتماد مردم به ارتش، مصاحبه‌ با فرماندهان ارتش بسیار حائز اهمیت است.
۵- نشان دادن رضایت مردم
این مسئله که اکثریت مردم از قدرت ایران در حوزه‌ی آفندی (۸۱%) و پدافندی (۷۷%) رضایت داشتند و از این موارد حمایت می‌کنند باید برجسته شود. از آنجایی که اکثریت، قدرت تاثیرگذاری زیادی دارند، اگر برخی از افراد جامعه در برابر قدرت ایران ابهام داشته باشند، بعد از اینکه متوجه شوند اکثر افراد از این قدرت رضایت دارند، ابهام آنها هم برطرف شده و به قدرت ایران اعتماد می‌کنند.
۶- توجه به حملات سایبری
علاوه بر اینکه مردم با قدرت نظامی ایران آشنا می‌شوند، ضروری است که قدرت ایران در سایر حوزه‌ها را نیز بشناسند. قدرت ایران در زمینه‌ی سایبری مثال خوبی است. باید حملات سایبری‌ای که توسط ایران انجام شده است برای مردم به زبان ساده بیان شود. برای مثال می‌توان اهدافی که مورد حمله قرار گرفته‌اند و جایگاه‌ آنها را به مردم معرفی کرد. همچنین می‌توان برخی از اطلاعات به دست آمده را منتشر کرد. توجه به قدرت پدافندی ایران و دفع حملات سایبری نیز دارای اهمیت است.
۷- نشان دادن وجود ترس در اسرائیل
‌یکی دیگر از راه‌های نشان دادن قدرت ایران و ضعف اسرائیل، برجسته کردن ترس مردم اسرائیل است. دستپاچگی بعد از به صدا درآمدن آژیرهای خطر، کیفیت حضور آنها در پناهگاه‌ها، فرار به سمت کشورهای خودشان، واکنش‌هایشان در فضای مجازی و… نمونه‌هایی از وجود ترس شدید در بین مردم اسرائیل است. همچنین ترس اسرائیل را می‌توان با شجاعت و همدلی مردم ایران مقایسه کرد.
ج) کاهش دادن اعتماد مردم به شبکه‌های خارجی و معاند
ماهواره و رسانه‌های خارجی، میدان نبرد جنگ نرم و رسانه‌ای است. با توجه به ارتباطات گسترده‌ی این شبکه‌ها با کشورهای معاند باید توجه داشت که در صورتی که مردم ایران مخاطب این برنامه‌ها باشند، در مقابل حملات شدید و گسترده دشمن بی دفاع خواهند بود و در این جبهه نیز نیازمند آفند و پدافند خواهیم بود. هدف این حملات کاهش هویت ملی و انسجام جامعه ایران است. بنابراین ضروری است که مردم اعتماد خود به این شبکه‌ها را از دست بدهند و دیگر اخبار این رسانه‌ها را دنبال نکنند.
۱- برجسته کردن دروغ‌های شبکه‌های خارجی
یکی از راهکارهایی که باعث می‌شود مردم اعتماد خود به شبکه‌های خارجی را از دست بدهند و دیگر این شبکه‌ها را دنبال نکنند، مشخص کردن دروغ‌هایی است که این شبکه‌ها منتشر می‌کنند. باید مردم متوجه شوند که اکثر محتوایی که این شبکه‌ها پخش می‌کنند، دروغ بوده و فاقد اعتبار است.
۲- ارتباط این شبکه‌ها با کشورهای معاند
بعد از اینکه ادراک درستی از دشمن مشترک به وجود آمد و مشخص شد که دشمن از هر روشی استفاده می‌کند تا به ایران و مردم ایران صدمه بزند، خوب است که ارتبط این شبکه‌ها با دشمن نیز مشخص شود. باید برای مردم تبیین شود که یکی از موثرترین راه‌هایی که دشمن برای اقدام علیه مردم ایران استفاده می‌کند، ابزار رسانه است؛ راه ارتباطی دشمن هم، همین شبکه‌های خارجی هستند.
۳- هدف شبکه‌های خارجی
باید برای مردم تبیین کرد که این شبکه‌ها دلسوز مردم نبوده و به دنبال صلاح جامعه‌ی ایران نیستند؛ بلکه به دنبال منافع مادی خودشان در راستای اهداف دشمن ایران اقدام می‌کنند.
۴- نشان دادن اکثریت جامعه
باید برای مردم مشخص شود که اکثر افراد جامعه به این شبکه‌ها اعتماد نداشته و آنها را دنبال نمی‌کنند. به طوری که افرادی که مخاطب این شبکه‌ها هستند در اقلیت بوده و حس منفی‌ای را تجربه کنند.
۵- مشخص کردن رسانه‌ی جایگزین
همانطور که مردم از شبکه‌های خارجی دور می‌شوند، باید جایگزین مناسبی برای آنها معرفی شود تا سردرگم نشوند. اعتماد مردم به رسانه‌های داخلی، مخصوصا صداوسیما باید افزایش پیدا کند.

همانطور که بیان شد، براساس نقل‌قول مقامات اسرائیلی و آمریکایی از مهم‌ترین اهداف حمله به ایران، براندازی نظام جمهوری اسلامی بود. باید توجه داشت که دشمنان کشور، از این اهداف ناصواب خود کوتاه نیامده و اقدامات آنها در منطقه (سوریه، لبنان، عراق و…) نیز در همین راستا است. بنابراین توقف جنگ به معنای توقف عملکرد دشمن نیست. هدف از ارائه‌ این پیشنهادات، هشیاری نسبت به صحنه‌ی جنگ نرم و اقدامات ضروری در این میدان است. توجه به این نکته که حملات نرم دشمن متوقف نشده، بلکه شدت هم پیدا کرده است، ضروری است. بنابراین جمهوری اسلامی ایران نیز نباید با این عملیات‌ها به صورت منفعلانه روبه‌رو بشود. همچنین برای طراحی و اجرای عملیات‌های آفندی و پدافندی، استفاده از ظرفیت علوم رفتاری و شناختی نباید مغفول بماند. حوزه‌ی عملیات‌های روانی و شناختی، میدانی است که می‌تواند برنده و بازنده‌ی میدان نظامی را مشخص کند. بنابراین ضروری است که کشور ایران با استفاده از ظرفیت رسانه‌، علوم رفتاری و علوم شناختی، پیروزی خود در عرصه‌ی نظامی را تثبیت کند.