انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی (ره)، نگاه به مبارزه برای آرمان فلسطین را تغییر داد و جهت زنده شدن و زنده ماندن آن در عرصه جهان اسلام و بینالملل حمایتهای فراوانی نمود. حالا ملت ایران کار بزرگی انجام داده و خداوند نیز نعمت بزرگی به آن عطا کرده است و این نعمت، مستلزم شکر است.
پیروزی انقلاب و تشکیل نظام اسلامی یکی از بزرگترین رخدادهای قرنِ بیستِ پرحادثه بود. انقلابی که صرفاً در مرزهای جغرافیایی خود محدود نماند و توانست تحولات بزرگی را در عرصه منطقهای و جهانی رقم بزند. یکی از بابرکتترین این اتفاقات که در طی چند سال اخیر فراگیرتر هم شده است، «احیای آرمان فلسطین» و پرچمداری برای «حمایت از حقوق مردم مظلوم» آن توسط جمهوری اسلامی است. نکتهای که اتفاقاً دشمنان با توجهدادن مردم ایران به مسائل داخلی سعی در کمرنگکردن آن دارند. نویسنده در یادداشت پیشرو، به همین مسئله پرداخته است.
عصر امام خمینی (ره) و نقطه عطف در سرنوشت مبارزان فلسطینی
نظام جمهوری اسلامی ایران برخلاف جهان دوقطبی آن دوران، بدون تکیه به شرق و غرب و با اعتماد به الگوی اسلامی، توانست یک نظام مستقل را تشکیل دهد و با راهبری امام خمینی (ره)، «آغاز عصر جدیدی را اعلام نمود و جهان دوقطبی آن روز را به جهان سهقطبی تبدیل کرد». [۱] در دورانی که حتی مصلحان اجتماعی مسلمان برای استقلال و مبارزه با استعمار، تمایل به شعارهای چپ و مارکسیستی داشته و انقلابیگری را معادل با پیروی از شعارهای چپ میدانستند، انقلاب اسلامی «توجه به قدرت مذهب در بسیج انسانها را در دنیا مطرح کرد. مذهب -که یک پدیده منزوی و تشریفاتیِ محض بود- ناگهان آن چنان یک ملت را بسیج کرد که توانست یک نظام متکی به حمایتهای بینالمللی را بهکلی به خاک سیاه بنشاند و اجازه ندهد بر روی ویرانههای آن، خلا به وجود آید؛ بلکه نظامی با حرفهای نو بر سر پا کند». [۲] طبعاً ملت فلسطین و جریان مقاومت اسلامی تحت تأثیرات این عصر جدید که به حق باید آن را «عصر امام خمینی (ره)» [۳] نامید، قرار گرفت و نقطه عطفی در مسیر مبارزاتی آن رقم خورد.
مبارزان فلسطینی تا پیش از انقلاب اسلامی تمامی مسیرهای پیشِروی خود را برای آزادی و استقلال پیموده و در تمامی آنها با شکست و به تبع آن ناامیدی مواجه شده بودند. در ابتدا آنان سعی داشتند با اعتماد بر قدرتهای بزرگ مانند انگلستان احقاق حقوق خود را از مسیرهای «دیپلماتیک» دنبال کنند. در وهله بعدی با تکیه بر «نژاد» یا «ملیت» خود سعی در شکست رژیم اشغالگر داشتند که نتیجه آن جز شکست ارتشهای بزرگ عربی در یک «جنگ کوتاه ۶ روزه» چیزی نبوده و در نهایت سایه یاس و انفعال را بیشازپیش بر سر مردم فلسطین گستراند. اما پیروزی انقلاب اسلامی موجب شد تا «ملت فلسطین بعد از دهها سال ناکامی جان بگیرد؛ جوانان کشورهای عربی بعد از شکست در سه جنگ که دولتهایشان با رژیم صهیونیستی داشتند و دلمرده و مأیوس بودند، دوباره روحیه گرفتند». [۴] از سوی دیگر «نهضت فلسطین -که یک نهضت غیردینی بود- به یک نهضت اسلامی تبدیل شد و رنگ اسلامی گرفت. «انتفاضه» به وجود آمد. انتفاضه یعنی قیام و شورش در داخل سرزمین و وطن مغصوب». [۵] البته خود این انتفاضه ثمراتی را به دنبال داشت که از مهمترین آنها «فرو ریختن هیبت دروغین و پوشالی» رژیم صهیونیستی بود.
انقلاب اسلامی و تلاش برای حل مسئله فلسطین
نظام جمهوری اسلامی ایران چه در دوران رهبری امام خمینی (ره) و چه در دوران زعامت آیتالله خامنهای صرفاً به همین بازتابها و پیامدها اکتفا نکرد؛ بلکه به صورت عینی و عملی نیز جریان حمایت از مردم فلسطین را دنبال کرد. حضرت امام (ره) همچنانی که پیش از انقلاب با صدور پیامها و اعلامیههایی در ایام حج، سعی در بیدار کردن ملتهای مسلمان در آن میقات روحانی داشتند، پس از پیروزی انقلاب نیز بر برگزاری «مراسم برائت از مشرکین» تاکید کردند. اگرچه این مراسم توسط بعثه ایشان و آیتالله خامنهای در دوران رهبری، برگزار میشد اما هم مسلمانان سایر کشورها در آن شرکت میکردند و هم سنت حسنهای شد تا شیعیان لبنان -نه در مقابل بعثه خودشان- بلکه در مسجدالحرام شعار «الموت لآمریکا» و «الموت لاسرائیل» را با صدای بلند فریاد بزنند تا شاید موجب بیداری مسلمانان و سران دولتها از خوابی که خود را به آن زدهاند، شود. [۶] همچنین اجازه استفاده بخشی از وجوهات شرعی برای کمک به آنان، نامگذاری جمعه پایانی ماه مبارک رمضان با عنوان «روز قدس»، تحویل ساختمان سفارت رژیم صهیونیستی در دوران پهلوی به مبارزان فلسطینی و غیره، نمونههایی از حمایت پیر جماران بهجهت زنده شدن و زنده ماندن آرمان فلسطین در عرصه جهان اسلام و بینالملل بود. به بیان آیتالله خامنهای در راه حمایت از آزادی فلسطین «جمهوری اسلامی منتظر این و آن نماند و نمیماند». [۷] بنابراین میتوان ادعا کرد که اگر جوانان آمریکایی و اروپایی در سمت درست تاریخ ایستادهاند، بهخاطر زحماتی است که ملت ایران با عنایت خداوند متعال برای ایفای آن نقش تاریخی خود بهدرستی انجام داده و خود را در پیگیری این مسئله مسئول و نقشآفرین دانستند.
در مقابل نعمتها باید شاکر بود!
غرض از بیان این نکات و مقدمات طولانی این بود که ملت ایران کار بزرگی انجام داده و خداوند نیز نعمت بزرگی به آن عطا کرده است. یکی از وظایف دائمی ما در مقابل نعمات «شکر» است. خدای متعال در قرآن کریم بهعنوان یک قاعده و سنت الهی بیان میکند که «اگر شکر کردید، نعمت شما زیاد خواهد شد» و از سوی دیگر «اگر شکر آن را بجا نیاوردید، قطعاً دچار عذاب شدید خواهید شد» که به بیان رهبر انقلاب «بروبرگرد ندارد؛ هیچ نقطهى استثنایى هم در تاریخ ندارد». [۸] اگرچه شکرگذاری یک وظیفهای در قبال نعمتهای الهی است، اما به مثابه نردبانی عمل میکند که پس از پا گذاشتن بر روی یک پله آن میتوان با شکر، پلههای دیگری را طی کرد و به پشتبام رسید.
اما «شکر نعمت» صرفاً بالابردن دستها و سر به سجده گذاشتن و گفتن «خدایا شکرت» نیست؛ بلکه بعد از شناخت نعمات الهی و توجه به این نکته که مبدا این نعمتها از سوی خود خداوند متعال است، باید «انسان آن نعمت را در همان راهی بهکار بیندازد که مُنعم از او خواسته است. وقتی که انسان نعمت را از خدا دانست، یکهو تمام مالش را در راه خدا میدهد، مثل خدیجه کبری (س) که تمام اموالش را در راه خدا داد، مثل امام حسن مجتبی (ع)». [۹] البته خداوند از هر شخصی متناسب با استعدادها و داراییهایی که به او عطا کرده، انتظار شکر و ادای حقِ آن نعمت را دارد؛ به همین خاطر هر شخصی باید در راستای «زنده ماندن آرمان فلسطین» به نوبه خود تلاش کرده و وظیفه خود را کشف کند. این وظیفه نیز الزاماً یک کار عجیب و غریب نیست، بلکه با یک تغییر نیت میتوان آن را عملی کرد. مادر خانواده در تربیت فرزند خود سعی کند که آنان را برای مبارزه با اسرائیل تربیت کند و حساسیت فرزندان خود را نسبت به ظلم بیشتر کند. معلم و استاد دانشگاه، با نیت ارتقای دانشآموزان و دانشجویان خود بهجهت مبارزه با ظلم و حمایت از فلسطین به تعلیم و تربیت آنان بپردازند. دانشمندان عرصههای مختلف با نیت اینکه در مواجهه با جبهه باطل توانمندی ایرانِ اسلامی را ارتقا بدهند، به فعالیتهای علمی و پژوهشی خود مشغول باشند و غیره. همچنانی که در دوران مبارزات انقلاب و دفاع مقدس مردم هر کاری که از دستشان برمیآمد را انجام میدادند؛ از پختن نان و ارسال به جبههها، بافتن کلاه و دستکش برای فصول سرد، بستهبندی هدایای مردمی و حتی شستن لباسهای شهدا.
یأس ممنوع!
این نوع مواجهه دقیقاً تجلی نظریه «مردم سالاری» در عرصه مقاومت بوده و نیروی عظیم و اراده مستحکمی را پدید میآورد که هیچیک از ابزارهای مادی توان جلوگیری از آن را نداشته و در مقابل آن به شکست محکوم خواهند بود. به بیان دیگر دشمنان اسلام، متوجه شدهاند که شاهکلید پیروزی مسلمانان «اتحاد، همراهی و پشتیبانی مردم» است و به همین خاطر سعی دارند از راههای گوناگون ملت ایران را -که پشتیبان جدی مردم فلسطین است- از حرکت در این مسیر و پیگیری آن منصرف سازند.
در این میان یکی از مهمترین راهها، «سیاهنمایی و القاء احساس یأس» از شرایط موجود است تا با انکار اصل وجود نعمت، ما را از شکرگذاری بازدارد؛ به طور مثال دشمن با تکیه بر بزرگنمایی شکستها و حوادثی که در مسیر پیمودن این هدف -هرچند سنگین و سخت- اما طبیعی است، دستاوردها و نقاط مثبت آن را کمرنگ میکند و آینده را برای مردم سیاه بهتصویر میکشد.
به بیان دیگر، درست است که در روز قدس امسال مجاهدان بزرگی همچون «سیدحسن نصرالله» و «یحیی سنوار» در کنار ما نیستند و این خسارت بزرگی به شمار میرود، اما نبود آنان نباید با ناامیدی پر شود؛ بلکه نیازمند مجاهدت و تلاش بیشتر است. یکی از راههای مقابله با این مسئله، توجه به مسیر پیموده شده بهجای توجه به حوادث و اتفاقات است؛ به همین خاطر است که رهبری در عین توجه به حوادث سال ۱۴۰۳ و مقایسه آن با سال ۱۳۶۰، از قدرت معنوی مردم ایران تعریف و تمجید میکنند.
غرور ممنوع!
اگرچه از ابتدای این نوشته سعی شد تا نعمت انقلاب اسلامی و ثمرات عظیم آن مورد توجه قرار بگیرد، اما باید در نظر داشت که یکی از بزرگترین آفات دستیابی به نعمات بزرگ و زیاد، مغرور شدن است. حضرت زینالعابدین (ع) میفرمایند: «بدبختترین بدبختیها برای کسی است که به تو مغرور گشته!». [۱۰] «این غرّه شدن به خدا، همان بلایى است که بر سر بنى اسرائیل آمد. خداى متعال آنها را ملت برگزیده قرار داده بود، اما چون به خدا غرّه شدند و وظایف خودشان را انجام ندادند، مورد خشم الهى قرار گرفتند». [۱۱] بنابراین درست است که خداوند پرچمداری احیای آرمان فلسطین را به ملت ایران و پیروان انقلاب اسلامی عطا کرده است، اما در صورت ناسپاسی و بیتوجهی به تکالیف، خداوند گروه دیگری را جایگزین او خواهد کرد که «آنان را دوست دارد و آنان هم خدا را دوست دارند. در برابر مومنان، فروتن و در برابر کافران، سرسخت و قدرتمند هستند. همواره در راه خدا جهاد میکنند و از سرزنش هیچ ملامتگری نمیترسند». [۱۲] بنابراین باید تکلیف و مسئولیت خودمان را متناسب با جایگاه، شغل، تحصیلات و … شناسایی کرده و آن را با قوت و جدیت دنبال کنیم.
ارجاعات
[۱] آیتالله خامنهای، مکتوبات در تاریخ: ۲۲/۱۱/۱۳۹۷
[۲] آیتالله خامنهای، بیانات در تاریخ: ۱۲/۰۸/۱۳۸۰
[۳] رجوع کنید به آیتالله خامنهای، مکتوبات در تاریخ: ۱۰/۰۳/۱۳۶۹ و بیانات در تاریخ: ۱۴/۰۳/۱۳۶۹.
[۴] آیتالله خامنهای، بیانات در تاریخ: ۱۴/۰۳/۱۳۸۸
[۵] آیتالله خامنهای، بیانات در تاریخ: ۱۰/۱۰/۱۳۷۸
[۶] برای مطالعه بیشتر رجوع کنید به «فصل هشتم: حج سال ۱۴۱۷ ق؛ مراسم برائت از مشکرین در مسجد الحرام و عرفات» در کتاب «خاطرهها؛ جلد پنجم، خاطرات دو دهه سرپرستی حج»، محمد محمدی ریشهری، مرکز اسناد انقلاب اسلامی.
[۷] آیتالله خامنهای، بیانات در تاریخ: ۱۷/۰۲/۱۴۰۳
[۸] آیتالله خامنهای، بیانات در تاریخ: ۲۹/۰۳/۱۳۸۵
[۹] آیتالله خامنهای، بیانات در تاریخ: ۱۵/۱۱/۱۳۵۲ به نقل از کتاب شرحِ حضرت آیتالله خامنهای بر حدیث مکارم الاخلاق، انتشارات موسسه ایمان جهادی، صفحه ۱۴۷.
[۱۰] «الشَّقَاءُ الْأَشْقَى لِمَنِ اغْتَرَّ بِکَ» دعای ۴۶ صحیفه سجادیه (دعای بعد از بازگشت از نماز عید فطر و جمعه)
[۱۱] آیتالله خامنهای، بیانات در تاریخ: ۲۹/۰۳/۱۳۸۵
[۱۲] «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا مَنْ یَرْتَدَّ مِنْکُمْ عَنْ دِینِهِ فَسَوْفَ یَأْتِی اللَّهُ بِقَوْمٍ یُحِبُّهُمْ وَیُحِبُّونَهُ أَذِلَّهٍ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ أَعِزَّهٍ عَلَى الْکَافِرِینَ یُجَاهِدُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَلَا یَخَافُونَ لَوْمَهَ لَائِمٍ ذَٰلِکَ فَضْلُ اللَّهِ یُؤْتِیهِ مَنْ یَشَاءُ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِیمٌ» سوره مبارکه مائده، آیه شریفه ۵۴.









































