جلسه دوم بررسی نسبت مکتب فکری علامه طباطبایی (رض) با مکتب امام خمینی (ره) | استاد علی جعفری هُرستانی
جلسه دوم بررسی نسبت مکتب فکری علامه طباطبایی (رض) با مکتب امام خمینی (ره) | استاد علی جعفری هُرستانی

استاد علی جعفری هرستانی در دومین جلسه «مصیر دو مکتب»، امام خمینی (ره) و علامه طباطبایی (رض) را دو «صاحب مکتب» مستقل و دارای نوآوری‌های بنیادین در فقه، فلسفه و عرفان معرفی کرد. این «پژوهشگر اندیشه امام خمینی (ره)» تاکید کرد که هر دو متفکر، اگرچه آبشخور های فکری مشترک و متفاوتی در عرصه‌های مختلف فهقی-اصولی، حکمی-فلسفی، عرفان نظری و عملی داشتند، اما در مواجهه با نیازهای اجتماعی زمانه، هویت فکری حوزه را به بلوغ رساندند. وی «مکتب انقلاب اسلامی» را پدیده‌ای برآمده از یک «ترکیب حقیقی» میان این دو جریان دانست؛ ترکیبی که در آن «اصول عملی و سیاسی» امام (ره) با «حکمت اجتماعی و نظری» علامه (رض) توسط شاگردان مشترک پیوند خورد و بنیان فکری واحد انقلاب را پدید آورد.

دومین جلسه از سلسله جلسات «مَصیر دو مکتب» با موضوع «بررسی نسبت مکتب فکری علامه طباطبایی (رض) با مکتب امام خمینی (ره)» با ارائه استاد علی جعفری هُرستانی برگزار شد. ایشان، بحث خود را با طرح این پرسش اساسی آغاز کرد که آیا این دو عالم بزرگ، اساساً «صاحب مکتب» فکری محسوب می‌شوند یا امتداد متفکران پیشین بوده‌اند؟ ایشان تبیین کرد که «صاحب مکتب» بودن سه شاخص اصلی دارد: نخست، ایجاد تحول و ارائه اصولی مستحکم و نوین در بنیان‌های فکری؛ دوم، پذیرش این نظام فکری توسط جامعه علمی و ظهور شاگردان و شارحان؛ و سوم، قابلیت «شرح و بسط» و تفریع آن اصول در پاسخ به مسائل جدید.
این استاد دانشگاه، با تطبیق این شاخص‌ها، ابتدا مکتب امام خمینی (ره) را بررسی کرد. وی به نوآوری‌های امام (ره) در سطوح مختلفی اشاره کرد که شامل نوآوری در فقه و اصول (با ارائه «فقه حکومتی» و نظریه متحول‌کننده «خطابات قانونیه»)، نوآوری در فلسفه و انسان‌شناسی (با توسعه «نظریه فطرت» به حیات اجتماعی)، در عرفان نظری (با تقریر شیعی نوینی از ولایت در «مصباح الهدایه») و در اخلاق عملی (با طرحی نو در «چهل حدیث») می‌شود.

جعفری هرستانی در ادامه، مرحوم علامه طباطبایی (رض) را نیز با همین ویژگی‌ها «صاحب مکتب» دانست. وی نوآوری‌های علامه را شامل تفسیر (با روش تحول‌آفرین «قرآن به قرآن»)، فلسفه (با توسعه حکمت متعالیه به تحلیل اجتماعی) و اخلاق (به عنوان «نقطه عطف» مکتب اخلاقی نجف و امتداد آن در مدرسه قم) دانست. این پژوهشگر، کلان‌نظریه «اعتباریات» را نوآوری بی‌نظیر علامه خواند که همانند «خطابات قانونیه» امام، پتانسیل تحول در فقه و اصول را داراست.
این استاد اندیشه امام خمینی (ره) در تبیین نسبت این دو مکتب، بر آبشخورهای مشترک و متفاوت و زیست هم‌زمان این دو متفکر در «مدرسه قم» تأکید کرد. وی اشاره کرد که هرچند آبشخور های فکری مشترک در مکتب فقهی اصولی در مدرسه قم و نجف، مکتب حکمی صدرایی، مکتب عرفان نظری محی الدینی و عرفان عملی (منازلی خواجه عبدالله انصاری) و نیز بهره مندی هر چند متفاوت از مکتب اخلاقی نجف داشتند، اما هویت فکری آن‌ها در مواجهه با فضای اجتماعی ایران و نیازهای زمانه در قم به بلوغ رسید. به بیان این استاد دانشگاه، بلوغ و تعالی فکری که امروز هویت حوزه علمیه قم را می‌سازد، مرهون این دو شخصیت است.

وی در جمع‌بندی خود تأکید کرد که پدیده اصلی در «دامنه» و در سطح شاگردان مشترک رخ داده است. این «ترکیب حقیقی» در «مکتب انقلاب اسلامی» به این صورت است که «اصول عملی و مکتب سیاسی» امام خمینی (ره) صریح‌تر و تفصیلی‌تر است و «اندیشه‌های اجتماعی و حکمت اجتماعی» علامه طباطبایی تفصیل بیشتری دارد. هرستانی، شهید مطهری را نمونه بارز متفکری دانست که تلاش کرد اصول عملی امام را با مبانی اجتماعی علامه صورت‌بندی و تحلیل کند، و این نشان‌دهنده سازگاری کامل این دو شاهراه فکری در دوران معاصر است.