ارمغان همبستگی در مواجهه با دشمن بیرونی
ارمغان همبستگی در مواجهه با دشمن بیرونی

در این واقعه اخیر باید به جامعه ایران در مورد «تشخیص دوست از دشمن» نمره‌ی بالایی داد. این جامعه، صف خود را خیلی واضح از صف دشمن جدا کرد. در حالی که در آشوب‌های اجتماعی گذشته، این صفوف تا حدی با همدیگر در می‌آمیختند و تشخیص آن عموماً دشوار بود...

در چند دهه‌ی گذشته ایران، آشوب‌ها و بحران‌های اجتماعی مختلفی داشتیم و هر کدام به نحوی جامعه ایران را به گروه و جناح‌هایی تفکیک می‌کرد. اگرچه صهیونیست‌ها به عنوان بازیگران خارجی در تمام این اتفاقات دستکاری داشته‌اند اما با مواضعی که از جانب گروه‌های داخل جامعه گرفته می‌شد، گروهی در مقابل گروه دیگر قرار می‌گرفتند و نهایتاً شقوقی در یکدستی جامعه نمایان می‌شد؛ یعنی چنین به نظر می‌رسید که جامعه از درون دچار از هم‌گسیختگی شده است.
به طور مثال، بحران اقتصادی به اقتضاء گرانی بنزین شکل گرفت و آشوب‌های خیابانی به راه افتاد و دسته‌ای از افراد به تخریب اموال عمومی پرداختند. در بحران فرهنگی دیگر به اقتضاء نقض حجاب و پوشش قانونی، فضای ناآرامی در جامعه پدید آمد.
در همه این اتفاقات که در چهار دهه گذشته رقم خوردند، اعضای خود جامعه به عنوان معترضین به وضع موجود در میدان آشوب ظاهر می‌شدند و نیروی لازم برای این تحرکات از اعضای خود جامعه تامین می شد.
در تهاجم اسرائیل و به راه انداختن جنگ، صهیونیسم به طور مستقیم ورود کرده و صرفاً در نقش تحریک‌کنندگی اکتفا نکرده است. یکی از جدی‌ترین خطاهایی که صهیونیسم در این اتفاق مرتکب شد، حساب باز کردن روی همان طیف معترض به وضع موجود بود. دشمن محاسبه کرده بود که اگر سران و رهبران میدان نظامی را حذف نماید، با همان راهبرد خط‌دهی و تحریک گسل‌های اجتماعی می‌تواند کلیت نظام مستقر در جامعه ایران را سرنگون کند.
بر خلاف تمام آشوب‌های اجتماعی در این تهاجم اسرائیل، جامعه دچار شکاف نشد و از اساس، موضع‌گیری‌های مختلفی شکل نگرفت که بر آن اساس، اعضای جامعه در مقابل هم بایستند. بدین ترتیب، یکپارچگی بین افراد جامعه نه‌تنها گسیخته نشد، بلکه تقویت هم شد. از ابتدای این واقعه تا کنون، فعالیت‌های بسیاری از جانب خود افراد جامعه رقم خورده است که نشان از آن دارد که همه به فکر هم هستند. مهربانی در کلیت جامعه بیش از پیش تزریق شده است؛ فتوت و مروت افراد نسبت به همدیگر تقویت شده است.
در این واقعه اخیر باید به جامعه ایران در مورد «تشخیص دوست از دشمن» نمره‌ی بالایی داد. این جامعه، صف خود را خیلی واضح از صف دشمن جدا کرد. در حالی که در آشوب‌های اجتماعی گذشته، این صفوف تا حدی با همدیگر در می‌آمیختند و تشخیص آن عموماً دشوار بود. بغض نسبت به دشمن در دل‌ها تقویت شده است؛ به طور نمونه، این روزها در اجتماعات و راهپیمایی‌های مختلف، شدت بغض به بلندی فریاد «مرگ بر اسرائیل» بدل شده است.
وقتی در طول روز به رفتار مختلف افراد جامعه نظر بیاندازیم، موارد متعددی از این همبستگی بین اعضای جامعه و یکپارچگی علیه یک دشمن نمایان است. همین که این موارد را برای خودمان مرور کنیم، همبستگی درونی و ایستادگی علیه دشمن بیرونی در ما تقویت می‌شود. همچنین هر کنش‌ و فعالیتی باید در تقابل با دشمن انجام شود و همین تقابل به تقویت همبستگی درونی منجر می‌شود.