دومین دوره مأموریت محور «فصل راعون» به همت مرکز رشد دانشگاه امام صادق(ع) و با حضور دانشجویان این دانشگاه برگزار شد؛ دورهای سهماهه که هدف اصلی آن آشنا کردن شرکتکنندگان با منطق و لوازم مأموریتمحوری برای حل مسائل انقلاب اسلامی است.
تهران؛ مرداد ۱۴۰۴: دومین دوره مأموریت محور «فصل راعون» به همت مرکز رشد دانشگاه امام صادق(ع) و با حضور دانشجویان این دانشگاه برگزار شد؛ دورهای سهماهه که هدف اصلی آن آشنا کردن شرکتکنندگان با منطق و لوازم مأموریتمحوری برای حل مسائل انقلاب اسلامی است.
طراحی دوره در دو بخش صورت گرفت:
بخش مقدماتی دوره از اردیبهشتماه آغاز شد و حدود یک ماه به طول انجامید. در پایان این مرحله، شرکتکنندگان به ارائه مقدماتی از شناخت اولیه حوزه مسئله و مأموریت خود پرداختند. بخش دوم و اصلی دوره، در قالب رویداد فشرده سهروزه در تیرماه برگزار گردید. در نهایت این رویداد نیز افراد شرکتکننده به ارائه تفصیلی تر در خصوص شناخت حوزه مسئله و ماموریت خود متناسب با منطق ماموریت محوری راعون پرداختند.
پنج گام مأموریتمحوری
منطق مأموریتمحوری در «فصل راعون» بر پنج گام استوار است:
۱. شناخت حوزه مسئله: توجه ریشه ای به مسئله؛
۲. شناخت میدان و بازیگران: توجه به منافع، ارزشها و قدرتهای موجود که در مسئله اثرگذار است.
۳. مبنامحوری؛ نقش مبنای اسلامی در تحلیل و تجویز: هر تحلیل و تجویزی بر یک مبنای فکری و ارزشی استوار است.
۴. طراحی نقشه تغییر: ترسیم گذار از وضع موجود به وضع مطلوب؛
۵. انتخاب مأموریت: یافتن نقش ویژه خود در زنجیره حل مسئله.
این پنج گام، از پژوهش صرف یا توصیههای خطمشی فراتر میروند و به دنبال ساختن ظرفیتی پایدار است که افراد با شناخت توانایی و علایق خود و هم چنین شناخت میدان، مأموریت خود را یافته و خود را مسئول حل مسئله بدانند.
بخش مقدماتی: از تجربه تا انتخاب حوزه مسئله
آغاز دوره با جلسه افتتاحیه در ۱۳ اردیبهشت همراه بود. در این نشست، دو تن از پژوهشگران هسته افکار عمومی و تغییرات فرهنگی مرکز رشد، آقایان پرهام روشنایی و عباس قائمی، تجربههای مأموریتی خود را با دانشجویان در میان گذاشتند. ایشان که خود از دلِ مرکز و از مسیر ماموریتمحوری برخاسته بودند، حالا تلاش داشتند منطق و مسیر مأموریتی خود را در قالب چارچوب مأموریتمحوری «راعون» بازگو کنند.
آقای دکتر ایزدبخش، مدیرمرکز رشد نیز در جلسه افتتاحیه دوره در سخنان خود بیان کرد که «اگر زندگی انسان به تکههای جدا از هم تقسیم شود، نتیجه آن سردرگمی و بیجهتی خواهد بود. ما باید کل زندگیمان را در یک مأموریت واحد معنا کنیم؛ از خانواده تا کار و پژوهش.» این سخن، بهنوعی عصاره تمایز سبک «عاریتی» و سبک «مأموریتی» است.
پس از این افتتاحیه، اولین کارگاه آموزشی به موضوع شناخت حوزه مسئله اختصاص یافت که با ارائه دکتر سیدمجتبیامامی برگزار شد. ایشان تأکید داشتند که انتخاب درست حوزه مسئله، گام نخست در ورود به مسیر مأموریتمحوری است و بدون آن، همه تلاشها سطحی باقی خواهد ماند.
کارگاه سوم با ارائه آقای محمد آزادی ادامه یافت که در آن روشهای گردآوری دادهها و منابع مرتبط با حوزه مسئله توضیح داده شد. آقای آزادی در این نشست تأکید کرد که ورود به هر حوزه مأموریتی نیازمند شناخت دقیق اسناد و دادههای موجود است و باید پیش از هر اقدامی، نقشهای از منابع مرتبط با مسئله خود ترسیم شود. او با اشاره به تنوع این منابع، دستههایی چون اسناد بالادستی، گزارشهای رسمی و پژوهشی، کتابها و مقالات تخصصی و همچنین تجربیات میدانی و مصاحبه با خبرگان را برشمرد.
نکته مهم در دوره این بود که هر دانشجو از همان ابتدا با یک منتور همراه شد. مربیان، نقش مهمی در هدایت فردی ایفا کردند و کمک کردند تا هر دانشجو متناسب با دغدغههای شخصی و توانمندیهایش، به حوزه مسئلهای مشخص دست یابد. حضور منتورها فضایی برای گفتوگوی مداوم، بازخوردگیری و اصلاح مسیر فراهم آورد.
در پایان مرحله اول رویداد، هر یک از شرکت کنندگان متناسب با پیشرفتی که در شناخت حوزه مسئله خود پیدا کرده بود به ارائه پرداخت. این جلسه دو کارکرد داشت: نخست، شناسایی میزان پیشرفت دانشجویان در مسیر انتخاب حوزه مسئله؛ و دوم، فراهم کردن زمینه جهت آمادگی بیشتر برای حضور در دوره اصلی!
بخش اصلی: رویداد سهروزه
در تیرماه، بخش اصلی دوره در قالب یک رویداد فشرده سهروزه برگزار شد. در نخستین روز رویداد، آقای حسین زیبنده درباره فرایند پردازش مسئله سخن گفت. او توضیح داد که این فرایند پنج گام دارد: از جرقههای اولیه در ذهن، تا انتخاب حوزه مسئله، شناسایی شبکه مسائل، نظاممندسازی آنها و در نهایت تشخیص ریشهای مسئله.
او سپس به دو نوع پیچیدگی پرداخت: پیچیدگی فنی و پیچیدگی سیاسی. پیچیدگی فنی به ماهیت خود مسئله بازمیگردد؛ اینکه چگونه علل و عوامل درهمتنیده میشوند و هر کس صورتبندی متفاوتی از یک مسئله ارائه میدهد. پیچیدگی سیاسی اما به حضور بازیگران متعدد اشاره دارد؛ بازیگرانی که با ارزشها، منافع و قدرتهای متفاوت وارد میدان میشوند و هر راهکار را از منظر مشروعیت و منافع خود میسنجند.
در روز دوم، مباحث مربوط به نقش مبنا در شناخت و تجویز مسئله مطرح شد. آقای سیدمهدی سرخان و آقای محمد قائمی ارائهدهندگان روز دوم رویداد بودند. ایشان توضیح دادند که هیچ تحلیلی بیطرف نیست و حتی نحوه پرسش و دادهگیری نیز بر مبانی نظری استوار است. برای نمونه، دیدگاه یک پژوهشگر غربی به پدیده بیحجابی با دیدگاه یک پژوهشگر اسلامی تفاوت بنیادی دارد و این تفاوت در نوع تجویز و نقشه تغییر نیز نمایان میشود.
در روز سوم با راهبری آقای سعید نجبا، دانشجویان با اهمیت نقشه تغییر آشنا شدند؛ اینکه گذار از وضع موجود به وضع مطلوب نیازمند ترسیم دقیق وضعیت، شناخت موانع، بازیگران و طراحی اقداماتی هماهنگ است. در این بخش، به آنان تأکید شد که تجویزها همیشه متکثرند و موفقیت در گرو توانایی استدلال و رقابت با تجویزهای رقیب است.
در طی این مسیر، هر دانشجو، با کمک منتورها و تسهیلگران، تلاش کرد برای حوزه مسئله انتخابی خود، یک نقشه تغییر ابتدایی طراحی کند. این نقشهها قرار نبود کامل باشند، بلکه نقطه شروعی برای یک مسیر طولانیتر بودند.
روایت یک مسیر
آنچه «فصل راعون» را از بسیاری از دورههای مشابه متمایز میکند، این است که بهجای تمرکز بر ارائه راهکارهای سطحی، بر ساختن ظرفیت فردی و جمعی برای حل مسائل انقلاب اسلامی تأکید میکند. دوره با ارائه اولیه مسیرهای ماموریتی، به پایان رسید. اما این پایان کار نیست؛ بلکه آغاز مسیری بود که انتظار میرود در آینده به پروژههای عمیقتر و جدیتر منجر شود.













































