در دومین نشست از سلسلهنشستهای «بارقههای بیداری» که در تاریخ ۱۲ آذرماه ۱۴۰۴ برگزار شد، حجتالاسلام والمسلمین دکتر مهدی ابوطالبی به واکاوی جریان مبارزه علمی-تبلیغی با محوریت آیتالله شیخ عبدالکریم حائری (ره) پرداخت. این استاد حوزه با تشریح مثلث شوم «استبداد، استعمار و روشنفکری غربگرا» در دوره پهلوی، ضمن نقد تئوری «استبداد منور»، تأسیس و حفظ حوزه علمیه قم را یک «مبارزه نرمافزاری و تمدنی» هوشمندانه خواند که در برابر پروژه سکولاریزاسیون اجباری و تغییر هویت ایرانی-اسلامی، زمینه را برای بقای نهاد دین و شکلگیری انقلاب اسلامی فراهم کرد.
حجتالاسلام و المسلمین دکتر مهدی ابوطالبی در ابتدای این نشست با اشاره به تاریخ دویستساله اخیر ایران، چالش اصلی کشور را دو معضل «استبداد» و «استعمار» دانست. وی اظهار داشت: «استبداد دوره پهلوی برخلاف استبداد ایلی قاجار، استبدادی استعماری بود که با تئوریزه کردن “استبداد” از طریق نظریه «استبداد منور» توسط روشنفکران غربگرا، هدف اصلیاش پیشبرد پروژه سکولاریزاسیون و غربیسازی تمام شئون حیات سیاسی، اجتماعی و فرهنگی ایران با زور سرنیزه بود.»
ایشان، با اشاره به مصادیق این هجمه تمدنی افزود: «رضاشاه با سلب اختیار اوقاف و نهاد قضاوت از علما و سپردن آن به دولت و ایجاد نظام قضایی غربی، همچنین اجبار طلاب به آزمون نزد وزارت معارف و ایجاد نهادهای بدیل حوزه علمیه، تلاش کرد تا نهاد دین را یا حذف کند یا کاملاً تحت کنترل درآورد و نظام آموزشی غربی را جایگزین نظام سنتی تعلیم و تربیت نماید.»
عضو هیئتعلمی مؤسسه امام خمینی (ره)، واکنش علما به این هجمه تمدنی را در سه رویکرد دستهبندی کرد: رویکرد اول، مبارزه مستقیم (مانند شهید مدرس، حاج آقانورالله اصفهانی، بافقی و …) که با سرکوب خشن رضاخان مواجه شد؛ رویکرد دوم، نصیحتگرایانه (علمای عتبات)؛ و رویکرد سوم، حرکت نرمافزاری و تأسیسی آیتالله حائری.
رئیس انجمن علمی تاریخ معاصر و انقلاب اسلامی حوزه علمیه قم تأکید کرد: «مرحوم حائری با درک دقیق شرایط و خشونت بیسابقه رضاخان، -که حتی تهدید به توپ بستن حوزه و تبعید ایشان کرده بود- استراتژی “حفظ حوزه علمیه” را در پیش گرفت. ایشان متوجه بود که در برابر تغییرات بنیادین نظام آموزشی، فرهنگی و حقوقی کشور، به یک نهاد قدرتمند علمی برای تولید علم و تربیت نیرو نیاز است. اگرچه ایشان از درگیری مستقیم پرهیز میکرد، اما این سکوت نه از سر انفعال، بلکه حرکتی هوشمندانه برای جلوگیری از نابودی کامل نهاد روحانیت بود.»
حجت الاسلام ابوطالبی همچنین با رد شایعاتی مبنی بر مخالفت علما با مظاهر تکنولوژی تصریح کرد: «هیچ سند معتبری وجود ندارد که نشان دهد علما با اصل تکنولوژی (مانند بلندگو یا راهآهن) مخالف بودهاند؛ بلکه مخالفتها ناظر به قراردادهای استعماری یا مفاسد احتمالی بوده است.» وی در بخش پایانی سخنان خود، انقلاب اسلامی را ثمره نهالی دانست که آیتالله حائری با صبر و دوراندیشی در طوفان استبداد پهلوی حفظ کرد.
در بخش پایانی این نشست، ایشان ضمن اشاره به دیدگاه امام خمینی مبنی بر عدم آمادگی عمومی مردم برای همراهی با قیام علما در دوره رضاخان، در پاسخ به علت این عدم آمادگی به رغم جایگاه اجتماعی بلند روحانیت بین مردم گفت: «تبلیغات گسترده و مسموم علیه روحانیت که از دوره مشروطه آغاز شده و در دوره پهلوی شدت گرفته بود، در کنار خشونت عریان رضاخان، باعث ایجاد فاصلهای موقت و ترس در بدنه اجتماعی شده بود؛ بهگونهای که حتی برخی مردم تحت تاثیر این تبلیغات روحانیت را انگلیسی و مانع پیشرفت میپنداشتند.»
این استاد حوزه همچنین در پاسخ به سوال دیگری مبنی بر اینکه آیا تأسیس حوزه توسط آیتالله حائری یک کنش سیاسی خودآگاه بوده است، بیان داشت: «شواهد نشان میدهد ایشان کاملاً نسبت به خطرات استعمار و تضعیف دین آگاه بودند. اگرچه شاید در آن زمان طراحی یک نظام سیاسی مدون مطرح نبود، اما هدف اصلی ایشان تربیت عالمانی بود که بتوانند در برابر سیل ویرانگر غربیسازی، دیانت مردم را حفظ کنند و این خود بزرگترین کنش سیاسی-تمدنی بود.»











































