خدا شاهد است، حتی یکبار گلایه نکردم…
خدا شاهد است، حتی یکبار گلایه نکردم…

آنچه در ذهن همه‌مان نقش بست، تصویر زنی بود استوار، با افقی هم‌عرض همسر شهیدش؛ کسی که از همان آغاز، پای این راه ایستاده بود و تا انتها نیز ایستادگی کرد...

ما زن‌های جنگ ندیده‌ای بودیم که می‌خواستیم درس صلابت را از نسل گذشته -که جنگ را درک کرده بودند- بیاموزیم. به همین خاطر کتاب بعدی که برای خوانش جمعی انتخاب کردیم، کتاب بی‌نظیر «پاییز آمد» بود. در یکی از نشست‌های «خوانش رشد» فرصتی فراهم شد تا پای صحبت‌های خانم فخرالسادات موسوی بنشینیم.
خانم موسوی با صداقت و آرامشی خاص، از همسر شهیدشان سخن می‌گفت. از مردی که نه‌تنها شریک زندگی، بلکه هم‌افق و هم‌مسیر او در مسیر آرمان‌ها بود. او تأکید کرد که حتی یک‌بار هم از سختی‌های این مسیر گلایه نکرده‌. نه تنها شکایتی در کار نبوده، بلکه با عشق، همراهی، و حتی تشویق نیز همراه راه همسرش بود.
 در لابه‌لای سخنانش، نکات عمیقی درباره زندگی، دنیا و بندگی خدا شنیدیم. با صدایی محکم و دلی آرام می‌گفت: “به همسر و فرزندانتان وابسته نباشید، همه چیز امانت است؛ دل نبندید به بودن همیشگی عزیزانتان. دنیا جای ماندن نیست، رنج بخشی از مسیر زندگی است و انسان برای همین رنج‌ها آفریده شده”.
️ خانم موسوی توصیه‌ای هم برای ما داشت؛ اینکه باید سطح بینش خود را بالا ببریم؛ با مطالعه‌ی آثار اسلامی و حتی نویسندگان خارجی، به فهمی برسیم که ما را در انتخاب راه زندگی یاری کند. او از وظیفه‌مداری حرف می‌زد؛ اینکه وقتی پای انقلاب و نظام به میان می‌آید، باید ایستاد، باید صبور بود و همراه.
️ روایتش از زندگی در کنار شهید یوسفی، پر از شور و باور بود. می‌گفت: “پنج سال زندگی با کیفیت، بهتر از هشتاد سال زندگی بی‌ثمر است”. و وقتی از انتخاب همسرش سخن می‌گفت، از تصمیمی آگاهانه حرف می‌زد: “می‌دانستم زندگی آسانی نخواهد بود، اما ارزشش را داشت؛ چون در کنار احمد رشد کردم”. و با نگاهی پر از رضایت ادامه داد: “شهید، امانتی بود که به صاحبش بازگشت و من و فرزندانم، حتی یک لحظه پشیمان نشدیم”.
️ پیامش برای دختران این سرزمین روشن و پرصلابت بود: “هیچ‌گاه نگویید نمی‌توانیم. ضعیف نیستید. راحت‌طلبی را کنار بگذارید و در راه اسلام مجاهدت کنید. الگوی ما باید سبک زندگی حضرت زهرا و حضرت زینب (سلام الله علیهما) باشد. باید ایستادگی کرد”.
 در پایان این نشست، آنچه در ذهن همه‌مان نقش بست، تصویر زنی بود استوار، با افقی هم‌عرض همسر شهیدش؛ کسی که از همان آغاز، پای این راه ایستاده بود و تا انتها نیز ایستادگی کرد. نه تنها همسر شهید بود، بلکه هم‌سنگرش، یار غم‌خوارش و آیینه‌دار ایمانش بود. و این‌گونه بود که هیچ‌گاه، حتی برای لحظه‌ای، گلایه نکرد.