همانگونه که در سال ۶۸ همراهی مراجع بزرگ و جریانهای مختلف سیاسی نقشی تاریخی در تثبیت رهبری داشت، امروز نیز باید از همه ظرفیتها — از جریان اصولگرا تا اصلاحطلب، از جامعه روحانیت تا مجمع روحانیون — برای این تبیینگری بهره گرفت. جهاد تبیین وظیفه امروز همه دلسوزان انقلاب است و در این راه نباید غفلت کرد.
در شرایط قحط الرجال برای رهبر جدید نیستیم
نخستین و مهمترین نکته این است که نظام جمهوری اسلامی بر پایهای عمیق و ریشهدار استوار است؛ حوزههای علمیه شیعه که از عصر امام باقر و امام صادق علیهما السلام جاری و ساری بودهاند. این حوزهها امروز، به تعبیر مقام معظم رهبری، دوران بالندگی و شادابی خود را طی میکنند و صدها فقیه مبارز، حکیم مجاهد و مدیر توانمند تربیت کردهاند. بنابراین با صراحت میگویم: ما دچار قحطالرجال نیستیم. شخصیتهای بزرگ و اساتید ارزشمندی در صحنهاند که توانایی رهبری و زعامت جامعه اسلامی را به سوی کمال و سعادت دارند.
عدم تضعیف هیچ یک از گزینههای مطرح
نکته دوم این است که شخصیتهایی که این روزها در فضای رسانهای مطرحاند، همگی انسانهایی ارزشمند، توانمند و خدمتگزارند که در بخشهای مختلف نظام زحمات فراوانی کشیدهاند. تکتک این عزیزان باید تعریف، تمجید و تقویت شوند. مبادا در فضای مجازی تخریب یا تضعیف شوند؛ چراکه اینها سرمایههای بزرگ انقلاب اسلامیاند و در کنار رهبر آینده، میتوانند کارهای بزرگ را بر عهده بگیرند.
اعتماد به قانون اساسی و مجلس خبرگان
نکته سوم، اعتماد به قانون اساسی و مجلس خبرگان رهبری است. این توصیه مهم خود امام راحل و مقام معظم رهبری بوده و خواهد بود. خبرگان ملت — این فرزانگان دلسوز، مبارز و مجاهد — با حساسیت و دغدغه ویژهای که دارند، بیتردید بهترین تصمیم را خواهند گرفت. احترام به رأی آنها در حقیقت احترام به قانون، شریعت و عقل جمعی ملت ایران است.
عدم مقایسه رهبر جدید با رهبر شهید
نکته چهارم این است که رهبر جدید را هرگز نباید با رهبری مقایسه کنیم که یک فرایند تکاملی ۳۷ ساله را در سختترین میدانها پشت سر گذاشته است. رهبر آینده نیز در مسیر شدن و صیرورت قرار دارد و با الطاف الهی، کسب تجارب بیشتر، حمایت صمیمانه مردم و مشاوره مشاوران امین، به تدریج به آن بلوغ و کمال وجودی خواهد رسید. این مقایسه نه منصفانه است و نه سازنده.
عدم به حاشیه راندن سایر شخصیتها و سرمایههای نظام اسلامی
نکته پنجم اینکه نباید پس از انتخاب رهبر جدید، سایر شخصیتهای توانمند را به حاشیه برانیم. همانطور که در عرصه نظامی تا چند رده جانشین در نظر گرفته میشود، در رهبری جامعه اسلامی نیز باید شخصیتهای بعدی را در شرایط سخت و غیرمترقبه حفظ کرد و هوشمندانه از آنها صیانت نمود.
زمینهسازی اجماع عمومی حول رهبر آینده
و آخرین نکته که بسیار مهم است، ایجاد اجماع عمومی حول رهبر آینده است. عقلا، نخبگان، علما، ائمه جمعه، مراجع تقلید و همه جریانهای سیاسی — چه همسو و چه منتقد — باید وارد گفتگو شوند و در این تبیینگری نقشآفرین باشند. همانگونه که در سال ۶۸ همراهی مراجع بزرگ و جریانهای مختلف سیاسی نقشی تاریخی در تثبیت رهبری داشت، امروز نیز باید از همه ظرفیتها — از جریان اصولگرا تا اصلاحطلب، از جامعه روحانیت تا مجمع روحانیون — برای این تبیینگری بهره گرفت. جهاد تبیین وظیفه امروز همه دلسوزان انقلاب است و در این راه نباید غفلت کرد.










































