از امیدِ ناامیدکننده تا امیدِ امیدآفرین
از امیدِ ناامیدکننده تا امیدِ امیدآفرین

در برابر نگاه امیدواری ناامیدکننده باید به امیدواری‌ای اشاره کرد که نه نگاه خوش‌بینانه به ‌دور از واقع‌بینی است و نه واقع‌بینی به دور از آرمانگرایی. این نگاه که متبلور منظر و نظام فکری حضرت امام‌خامنه‌ای مدظله‌العالی است، به‌خصوص در بیانیه گام دوم به‌وضوح تمایزهای جدی خود را با نگاه مایوسانه و به ‌دور از واقع‌بینی مشخص کرده است.

ناامیدی عارضه‌ای در روانشناسی فردی است که شاخص‌های متعددی دارد. در بین این شاخص‌ها، نمونه‎‌هایی مانند حس سرکوب‌شدگی، حس تحمل محدودیت و شکست، حس در اسارت افتادن و حس محاصره شدن بین بی‌کفایت‌ها قرار دارد که به‌طور صریح، وضعیتی اجتماعی یا اجتماعی شده را حکایت می‌کند. امید، تحمل رنج و رویارویی آرمان‌گرایانه با رنج است. جامعه همواره با دوگانۀ ناامیدی و نوآوری مواجه است و البته همیشه امید علیه واقعیت موجود، جهت رسیدن به مطلوب است. اگر امید به معنای آرمان‌های مشترک باشد، به وجود آورندۀ انگیزه‌های مشترک می‌شود. حیات اجتماعی، آرمان‌ مشترک فرد را به عمل جمعی وا‎می‌دارد و مهم این عمل جمعی است که به‌طور مشخص، برآیند امید فردی نیست و چیزی جز امید اجتماعی از پس تحلیل آن برنمی‌آید.

آنچه امروز بیش از همه افکار عمومی اغلب ایرانیان را درگیر خودکرده، «ناامیدی از فردا» است. اگرچه در واقعیت بیرونی، اوضاع عمومی کشور نابسامان و در حال سقوط نیست و برعکس در نقطۀ مقابل آن قرار دارد، اما ناامیدی به آینده و ایجاد تصویری سیاه‌‎تر نسبت به گذشته و اکنون، به‎‌مراتب مخرب‎‌تر از آن چیزی است که به‌صورت واقعی در حال رخ دادن است. یکی از استادهای مطرح جامعه‌شناسی، این احساس کنونی را به احساس بازاری‎‌های قدیم تهران تشبیه می‌‎کرد که دائم از اوضاع بد بازار و کسادی آن ناله می‎‌کنند، درصورتی‌که در واقعیت ازنظر مالی و درآمد وضعیت مطلوب‌‎تری نسبت به هم‌صنفی‌های خود دارند.

از سویی دیگر، این ناامیدی بیش از آنکه در عرصۀ فردی نمایان شود، در عرصۀ اجتماعی بروز می‌کند. این حالت را می‎‌توان شکافی میان امید فردی و اجتماعی دانست. در جامعه کنونی ما اغلب افراد به‌صورت شخصی و درونی انگیزه و امید دارند و برای آن تلاش می‎‌کنند و به‌نوعی به آن‎‌ها دل‌بسته‌اند. اما همین افراد در مشارکت‌‎های اجتماعی، انگیزه‎‌های کمتری دارند. هرچند گروهی از اندیشمندان علوم اجتماعی معتقدند این وضعیتی جهانی است و مختص ایران نیست. آن‌‎ها بر این باورند که اوضاع جهانی نیز مانند ایران در زمانۀ ناامیدی به سر می‎‌برد. وضعیتی که اطلاعات فراوان، افراد را احاطه می‎‌کند؛ اما توانایی برای تغییر خواسته‎‌های خود نداشته و پایان رؤیاهایشان را رقم می‎‌زند. در روانشناسی اجتماعی به چنین حالتی «درماندگی آموخته‌شده»[۱] می‎‌گویند. درواقع در پی رویدادهای ناگوار خارجی، توجیهات علّی درونی به وجود می‌آیند که سبب از بین رفتن عزت‌نفس آدمی و درنهایت امید و انگیزه وی می‎‌شوند. حالتی که مردم جهان به آن پایان امید به ایدئولوژی می‎‌گویند. اتفاقی که در جامعۀ ایرانی در حال رخ دادن است شباهتی با ناامیدی جهانی ندارد، اگرچه بر اساس پیمایش‎‌ها در سال‎‌های اخیر، وضعیت سرمایۀ اجتماعی ایرانیان تا حدودی افت داشته است[۲]، اما جامعۀ ایرانی ازنظر امیدواری ایدئولوژیکی نقطۀ مقابل این تحلیل قرار دارد و در بالاترین سطح از اثبات کارآمدی و قوام مبنایی و ایدئولوژیک خود قرارگرفته است. مردم ایران این مدعی را در باورهای عمومی بر اساس شاخص‎‌های دینی و فرهنگی و ملی تأیید می‎‌کنند[۳]. بر همین مبنا، جامعۀ امروز ما نه در نقطۀ فروپاشی اجتماعی، آن‌چنان‌که عده‌ای تلاش می‎‌کنند القا نمایند، که در نقطۀ «درماندگی اجتماعی» قرارگرفته است. این درماندگی و احساس را می‎‌توان حاصل سه مسئله دانست:

الف) تضعیف امید از درون

تضعیف امید به آینده‎‌ی بهتر و امکان رفع و حل مسائل کشور (کارآمدی) که حسب تصویر از مسئولان و اقدامات آن‌ها و نرخ فزاینده و وضع پابرجای نارسایی‌ها ایجاد می‌شود. البته واسطۀ رسانه‌ای این وضع می‌تواند شبکه‌های رسانه‌ای خارج‌نشین هم باشند و منظور از درون، صرفاً ناامیدی به‌واسطۀ نظام رسانۀ داخلی نیست. روشنفکران امروز را می‎‌توان سرآمدان این تضعیف دانست که جامعه را از داخل پوچ و پوک می‎‌کنند. گروهی که صرفاً با امید به دیگر کشورها و ساختن آینده‎ای سیاه سعی دارند تا جامعۀ ایران را عقب‎‌مانده از توسعۀ جهانی دانسته و بر طبل انزوا و شکست آن بکوبند.

ب) تخریب امید از بیرون

تخریب امید به‌صورت کلی، هجمه‌‎ای به سازۀ فکری و ذهنی ایرانیان است. بازنمایی مطلق و رؤیایی از کارآمدی رقبا، سایر کشورها، در کنار تطهیر و موفق نمایی حکومت‌های قبل از انقلاب و رژیم پهلوی، تخریب سازۀ امید اجتماعی در افکار عمومی را در پی دارد. تخریب تصویر عمومی ایران و ایرانی در اذهان عمومی و القای بی‌حدوحصر تصویری مخدوش و سیاه از گذشته، حال و آینده، سازۀ امید را فرومی‌ریزد. به‌صورت مشخص تلاش رسانه‌‎ای خارج‌نشینان و دشمنان در این حوزه بر همین اساس استوار است. «در طول این چهل سال و اکنون مانند همیشه، سیاست تبلیغی و رسانه‌ای دشمن و فعال‌ترین برنامه‌های آن، مأیوس‌سازی مردم و حتّی مسئولان و مدیران ما از آینده است. خبرهای دروغ، تحلیل‌های مغرضانه، وارونه‌ نشان دادن واقعیت‌ها، پنهان کردن جلوه‌های امیدبخش، بزرگ کردن عیوب کوچک و کوچک نشان دادن یا انکار ‌موفقیت‌های بزرگ، برنامۀ همیشگی هزاران رسانۀ صوتی و تصویری و اینترنتی دشمنان ملّت ایران است؛ و البتّه می‎‌شود دنباله‌های آنان در داخل کشور را نیز مشاهده‎ کرد که با استفاده از آزادی‌ها در خدمت دشمن حرکت می‌‎کنند»[۴].

ج) تجزیه امید

اساساً انسان، جامعه، سبک زندگی معاصر و تغییرات عمیق در نظام فرهنگ و ارتباطی جهانی، هویت‌های بازتابی و شناور بودن پایه‌های معرفت، منجر به پدیده‌ای جهانی، سوای اینکه جامعه‌ای موفق و مصون باشد یا نباشد، شده است که می‌توان آن را تجزیۀ امید نامید. امید به لحاظ هستی شناختی، امری شناور و ناپایدار شده است. به عبارت روایات ما مشابه بحثی که در مورد ایمان مطرح است؛ مستودع است نه مستقر. امید مستودع و تجزیه‌شده، به‌سادگی و در موقعیت‌های گوناگون، از بین‎ می‌‎رود و شاید دوباره با بهانه‌ای برگردد اما همچنان لرزان و به‌سادگی در معرض زوال است[۵].

هرچند که نقش ناکارآمدی دولت و قوا در سال‎‌های گذشته و عدم تحقق وعده‎‌های مسئولین در کنار بی‎‌توجهی به قشر مستضعف جامعه را در این حس نباید نادیده گرفت، اما در کشمکش و رویارویی با چنین احساسی در زیست جهان ایرانی، گروه‌‎ها و دیدگاه‌‎های مختلف در حال نقش‌آفرینی، اثرگذاری، تقویت و یا تغییر این احساس می‎‌باشند.

امیدواری ناامیدکننده

دراین‌بین از گروه به‌ظاهر روشنفکر و لیبرال مآب که تنها با شاخص‌های توسعه، ایران امروز را تحلیل کرده و آینده‎ای تاریک و بدون روزنه‌‎ای از امید را تصویر می‎‌کنند اگر بگذریم، گروه یا رویکرد دیگری نیز از بازیگران عرصۀ ناامیدی در جامعه به شمار می‌‎روند. اگر گروه اول را به‌عنوان گروهی وابسته به غیر، واداده و بدون علقه به انقلاب اسلامی ایران و مسیر پرفرازونشیب و چهل‌سالۀ آن به شمار آوریم که تنها عبور از این بحران را تغییرات اساسی در بنیان انقلاب اسلامی ایران می‎‌دانند. گروه دوم برعکس سعی می‌‎کنند تا در مقابلۀ تام با این نگاه همه خلأها را پنهان کرده، از معضلات با مردم سخن نگفته، مسئولان و مجریان را به مطالبه و پاسخگویی نخوانده و در برابر مشکلات و موانع مسیر، سکوت اختیار کنند. این نگاه گمان می‎‌کند که امیدآفرینی صرفاً با «امیدامید گفتن» محقق می‎‌شود. به‌جای پرداختن به معضلات و مشکلات و دیدن همه خلأها در کنار پیشرفت‎‌های این چهل‌ساله، سعی در آرام کردن جامعه با سکوت، بی‌توجهی به مطالبات، بی‌عدالتی‌ها، تبعیض‎‌ها و آسیب‌‎های اجتماعی مختلف سازمانی و نهادی دارد. گرچه این رویکرد بیش از آنکه فرد یا افراد شاخصی را در برگیرد به‌صورت روحی گسترده، در قالب برخی سازمان‎‌ها و نهادها از صداوسیما تا نمازهای جمعه را در برگرفته، بدنه‎‌ای گسترده از مسئولان پیر و فرتوت گذشته را نیز شامل می‎‌شود.

صداوسیما در شرایطی که بسترهای دیگر ارتباطی به‌ویژه فضای مجازی، رقیب جدی او در انتقال پیام شده است، از سوی مخاطبان خود با ضعف اعتماد روبه‌رو است. در این وضعیت، عمده تلاش این سازمان به‌جای جلب اعتماد، افزایش تعداد بینندگان است و با فاصله گرفتن از ساخت روایت‎‌های ملی و پرداختن بدون لکنت به مطالبات و درخواست‎‌های مردم، فقط تصویری خوش‎بینانه و بدون مشکل را ترسیم می‌‎کند. بخش خبری بیش از بقیۀ قسمت‎‌ها درگیر این نگاه است. در اتفاقات اخیر گرانی بنزین، تا ۴۸ ساعت نخست، برف پاییزی اولین خبر صداوسیما روی آنتن بود و خبری از اغتشاشات و اعتراضات به‌حق مردم که خود را از صف آشوبگران جدا می‎‌دانستند نبود. همین رویکرد، در برابر تعطیلی کارخانه‌‎ها، بیکاری و بی‌عدالتی نسبت به کارگران هپکو و آذرآب و هفت‌تپه و… در پی گرفته شد. در مقابل، نگاهی یک‌طرفه به دستاوردها و پیروزی‎‌ها دارد و انتقاد سازنده و واقع‎بینی را کنار گذاشته است.

همین مسئله در نمازهای جمعه‌‎ای که پناهگاه عمومی جامعه بود نیز رخ‌داده است. یکی از وجه مزیت‌های انقلاب اسلامی ایجاد بسترهای بومی و همچنین حقیقی برای ارتباط با مردم، شنیدن صدای آن‌ها و پاسخگویی به سؤالات و شبه‎‌های سیاسی و عقیدتی آن‌ها بوده است و به نظر می‌رسد با استفاده از همین ظرفیت، چه در لایه‎‌های سطحی پیش از انقلاب و چه پس از پیروزی انقلاب اسلامی توانسته است مردم را همراه و هم‌نظر با خود کند. سرآمد خواستگاه‌های حوزه عمومیِ تأسیسی پس از انقلاب، نماز جمعه بود. نماز جمعه فضایی برای شنیدن و شنیده شدن است. رکن اصلی نماز جمعه نیز امام‌جمعه است. شوربختانه آنچه در سالیان اخیر زمینه‌ای برای افول این نهاد مقدس در میان مردم و به‌ویژه جوانان گردیده است ضعف کنش ارتباطی ائمه جمعه بوده است. فاصله سنی زیاد با جوانان، عدم تحلیل و به‌روز بودن، خطیب نبودن، عدم ارتباط با توده مردم در طول هفته، عدم مطالبه و بسیج سازی نخبگان و مطالبه مرشدانه از مسئولین شهر در مشکلات واقعی مردم و… ازجمله معضلات این نهاد است. عدم پرداختن به مشکلات معیشتی مردم، عدم همراهی و همدلی با معضلات و نگرانی­‌های مردم در شهرها و شهرستان­‌ها و صرفاً سخن از منافع ملی راندن بدون توجه به بی‌عدالتی‌ها و تبعیض­‌ها، ذهن عمومی جامعه را نسبت به این نهادها مخدوش‌­تر نموده است. نگاه یک‌طرفه این رویکرد به مسائل کشور در گزارش‌­ها، خطبه‌ها و آمارها و همچنین باملاحظه‌ی سخن نگفتن از مشکلات جهت فرار از سیاه نمایی و ناامیدی، پرت شدن در دامن ناامیدی عمومی را بیش‌ازپیش رقم‌زده است. در بلندمدت این رویکرد بیش از آنکه خود را در کنار مردم قرار دهد، در مقابل آنان قرار می­‌دهد و زمینه ناامیدی و نارضایتی را بیش‌ازپیش فراهم می­‌آورد. این رویکرد در یک سیر تاریخی به جمهوری اسلامی با عینکی شرایط را تحلیل می‌کند که دارای سه ویژگی است:

الف) توجیه­‌گران دیروز:

اگر بخواهیم مهم‌ترین ویژگی این دسته از افراد جامعه را در مواجهه با گذشته چهل‌ساله انقلاب اسلامی برشماریم، بایستی به نگاه توجیه­‌گرانه آنان اشاره کنیم. این نگاه نسبت به خلأها و کوتاهی­‌های گذشته چهل‌ساله، سکوت و یا توجیه سراسری را اتخاذ کرده و از ناکارآمدی­‌ها، بی‌تدبیری‌ها، غفلت­‌ها و بعضاً کوتاهی­‌های عامدانه برخی مسئولین سخن نمی­‌گوید. مسیر چهل‌ساله انقلاب اسلامی مملو از پیشرفت‌­ها، گذر از موانع، پیروزی­‌ها و خدمت بوده است. اما در کنار این‌ها باید به موانع، بی‌عدالتی‌ها، اشرافی­‌گری مسئولین، تبعیض­‌ها و… نیز اشاره نمود که توجیه­‌گران با ترس از ایجاد ناامیدی هیچ‌یک از آن­‌ها را بازگو نمی­‌کنند. این غیر واقع‌بینی عامل اساسی بی­‌اعتمادی است. این غیر واقع‌­بینی در کنار برجسته کردن برگه‌­های غیر سفید تاریخ انقلاب اسلامی توسط رسانه­‌ها و روشنفکران، زمینه تزلزل فکری و درماندگی بیشتر جامعه را فراهم می‌­آورد.

ب) خوش‌بینان امروز:

این دسته نسبت به حال آن‌چنان خوش‌بین هستند که کاستی‌ها را فراموش می­‌کنند. بزرگ‌ترین مشکل این خوش‌بینی سازنده نبودن آن برای آینده­ای روشن است. درواقع واقعیت امروز را فارغ از مشکلات تعریف کرده و تنها به نقاط قوت بسنده می‌­کنند. از دردها و گلایه‌­ها و مشکلات سخنی به زبان نیاورده و تنها به دستاوردها به پیروزی­‌ها اشاره می‌­کنند. رویکرد خبر سازمان صداوسیما، برخی مسئولین و ائمه جمعه به‌وضوح دراین‌باره نمایان است. با چنین عینکی، از مطالبات و خواسته­‌های به‌حق مردم فاصله گرفته و زمینه اصلاح جامعه و مسئولین و سازمان­‌ها به شکلی کلی به انسداد خواهد رسید.

ج) فاقدان امید موجه فردا:

طبیعی است که با دو ویژگی قبل، این گروه نمی‌­توانند امیدی سازنده و موجه را برای فردا ترسیم نمایند. درواقع ازآن‌رو این امید را ناموجه می­‌نامیم که زمینه‌­های همراهی جامعه و افکار عمومی را با خود به همراه نداشته و زمینه اصلاح و تصویر روشن از آینده رو به‌کلی از بین برده است. بی­‌اعتمادی،­ از بین رفتن مرجعیت فکری و خبری، غیر واقع­‌بینی، غیرمردمی از انگاره­‌های مهم شکل‌گرفته در افکار عمومی توسط این دسته از افراد و سازمان­‌ها است.

امیدواری امیدآفرین

در برابر این نگاه باید به امیدواری­‌ای اشاره نمود که نه نگاه خوش‌بینانه به‌دوراز واقع‌­بینی است و نه واقع‌­بینی به‌دوراز آرمان‌گرایی. این نگاه که متبلور منظر و نظام فکری حضرت امام خامنه‌ای مدظله‌العالی است، به‌خصوص در بیانیه گام دوم به‌وضوح تمایزهای جدی خود را با نگاه مأیوسانه و به‌دوراز واقع‌­بینی مشخص نموده است. اگر رویکرد گذشته را خلاصه در انفعال، فاصله از مردم، دوری از اصلاح و پیشرفت جامعه بدانیم، نگاه مقام معظم رهبری فعالانه، همراه با مردم جهت اصلاح جامعه و واقع‌بینانه و سازنده است. از دریچه این فکر، موتور محرک جامعه به سمت صلاح و خیر بازداشته نخواهد شد و البته به اشتباهات، کوتاهی‌­ها و ناکارآمدی­‌ها توجه دارد. نگاهی که مشکلات را در کنار پیشرفت­‌ها دیده و از مشکلات گذشته برای درس آینده و از پیشرفت‌ها برای رشد بیشتر استفاده می­‌کند. بر همین مبنا و با تکیه‌بر بیانیه گام دوم ایشان سازه فکری امید در نگاه ایشان به انقلاب اسلامی دارای سه مؤلفه مهم است:

الف) منتقد و مفتخر نسبت به گذشته:

ایشان در عین آنکه گذشته را همراه باعزت، استقامت و حرکت روبه‌جلو ملت به سمت آرمان­‌ها دانسته، از خلأها و کاستی‌های آن نیز آگاه بوده و به آن‌ها اشاره می­‌کنند. «بی‌شک فاصله‌ی میان بایدها و واقعیت‌ها، همواره وجدان‌های آرمان‌خواه را عذاب داده و می‌­دهد، امّا این، فاصله‌ای طی شدنی است و در چهل سال گذشته در مواردی بارها طی شده است و بی‌شک در آینده، با حضور نسل جوان مؤمن و دانا و پُرانگیزه، باقدرت بیشتر طی خواهد شد»[۶].

ایشان در عین آنکه از امید در آینده سخن می­‌گویند از امید بی­‌جا و دور از واقعیت‌های جامعه نیز پرهیز می‌­کنند. «آنچه می­‌گویم یک امید صادق و متّکی به واقعیت‌های عینی است. این‌جانب همواره از امید کاذب و فریبنده‌ دوری جسته‌ام، امّا خود و همه را از نومیدی بی‌جا و ترس کاذب نیز بر حذر داشته‌‌ام و بر حذر می‌دارم»[۷].

در کنار آن مفتخرانه گذشته را ترسیم کرده که از ضلالت دوران پهلوی و شاهنشاهی به سمت نور حرکت کرده و رفاه و عدالت و اخلاق و معنویت را پدید آورده است. «انقلاب به یک انحطاط تاریخی طولانی پایان داد و کشور که در دوران پهلوی و قاجار به شدّت تحقیرشده و به شدّت عقب‌مانده بود، در مسیر پیشرفت سریع قرار گرفت؛ در گام نخست، رژیم ننگین سلطنت استبدادی را به حکومت مردمی و مردم‌سالاری تبدیل کرد و عنصر اراده‌ی ملّی را که جان‌مایه‌‌ی پیشرفت همه‌جانبه و حقیقی است در کانون مدیریت کشور وارد کرد؛ آنگاه جوانان را میدان‌دار اصلی حوادث و وارد عرصه‌ی مدیریت کرد؛ روحیه‌ و باور «ما می‌توانیم» را به همگان منتقل کرد؛ به برکت تحریم دشمنان،‌ اتّکا به توانایی داخلی را به همه آموخت و این منشأ برکات بزرگ شد»[۸].

ب) واقع‌بین نسبت به حال:

ایشان نسبت به وضعیت امروز نگاهی واقع‌بین دارند. این نگاه واقع‌بین نسبت به ضعف‌­ها و پیشرفت‌­ها است. «صریحاً می‌­گویم آنچه تاکنون شده با آنچه باید می‌­شده و بشود، دارای فاصله‌‌ای ژرف است. در جمهوری اسلامی، دل‌های مسئولان به‌طور دائم باید برای رفع محرومیت‌ها بتپد و از شکاف‌های عمیق طبقاتی به شدّت بیمناک باشد»[۹].

در کنار دیدن کاستی­‌ها حرکت روبه‌جلوی حوزه‌­های مختلف انقلاب اسلامی را مدنظر قرار می­‌دهند. مفصلاً عیوب مختلف در زمینه­‌های اقتصادی، اجتماعی و علمی را برشمرده و آن‌ها را کاستی­‌های این چهل‌ساله دانسته که باید رفع گردند.

«نارضایتی این حقیر از کارکرد عدالت در کشور به دلیل آنکه این ارزش والا باید گوهر بی‌همتا بر تارک نظام جمهوری اسلامی باشد و هنوز نیست، نباید به این معنی گرفته شود که برای استقرار عدالت کار انجام نگرفته است. واقعیت آن است که دستاوردهای مبارزه با بی‌عدالتی در این چهار دهه، با هیچ دوره‌ی دیگر گذشته قابل‌مقایسه نیست»[۱۰].

ج) امیدوار و مسئول نسبت به آینده:

ایشان آینده را آینده­ای روشن ترسیم می­‌کنند که می­‌تواند رهایی‌بخش از همه مشکلات و کاستی‌ها و الهام‌بخش به کشورها و مستضعفان جهان گردد. در کنار این نگاه امیدوارانه، خود و دیگران را مسئول ساختن آنچه پیش رو است دانسته و همه را موظف به پیگیری آن می­‌دانند. «نخستین توصیه‌ی من امید و نگاه خوش‌بینانه به آینده است. بدون این کلید اساسیِ همه‌ی قفل‌ها، هیچ گامی نمی‌توان برداشت. امّا آنچه من می‌خواهم بگویم این است که این راه طی شده، با همه‌ی اهمیتش فقط یک آغاز بوده است و نه بیشتر. ما هنوز از قلّه‌های دانش جهان بسیار عقبیم؛ باید به قلّه‌ها دست‌یابیم. باید از مرزهای کنونی دانش در مهم‌ترین رشته‌ها عبور کنیم. ما از این مرحله هنوز بسیار عقبیم؛ ما از صفر شروع کرده‌ایم»[۱۱].

این نگاه واقع‌بینانه، امیدوارانه و منتقد و مفتخر مهم‌ترین عامل ساختن جامعه و اصلاح آن و حرکت به سمت قله‌هاست. بدون توجه به این نگاه و برشمردن ایرادها و عیوب در کنار پیشرفت‌ها نمی‌­توان به امید واقعی و حقیقی در جامعه دست‌یافت. توجیه­گری نه امیدآفرین است و سازنده. راه برون‌رفت امروز جامعه از احساس ناامیدی برخورد منطقی، مطابق با واقع و البته توجه به دستاوردهای عظیم انقلاب برای مردم است. تا چنین سازه فکری و اجرایی بر دستگاه­‌های مختلف و مسئولان و بازیگران مستولی نشود، این احساس روزبه‌روز تشدید خواهد گردید.


[۱] Learned helplessness

[۲] موج سوم پیمایش ارزش‌ها و نگرش‌های ایرانیان، ۱۳۹۵
[۳] همان
[۴] بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی
[۵] برگرفته از ارائه دکتر سید مجید امامی، از سلسله نشست‎‌های «۴۰ سالگی در بیم و امید» به همت مرکز رشد دانشگاه امام صادق علیه‌­السلام
[۶] بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی
[۷] همان
[۸] همان
[۹] همان
[۱۰] همان
[۱۱] همان

منتشر شده در شماره ۳۲۵۲ روزنامه فرهیختگان