بر اساس مطالعه مشترک مرکز تحلیل اجتماعی (متا) در سال 1404، حدود 92 درصد از نوجوانان و جوانان 12 تا 25 سال ایرانی تلفن همراه هوشمند شخصی دارند. این آمار در میان نوجوان 12 تا 15 سال حدود 79 درصد است که با افزایش سن افزایش مییابد؛ بهصورتی که تقریباً تمام جوانان 19 تا 25 سال تلفن همراه هوشمند شخصی دارند. بر اساس این نظرسنجی تنها حدود 8.5 درصد از نوجوانان و جوانان بیان کردهاند که انجام کارهایی که باید بهوسیله اینترنت، رایانه، موبایل یا سایر وسایل دیجیتال انجام شود برای آنها «تاحدی» یا «بسیار دشوار» است.
در عصر سنتی روابط خانوادگی، ملیتها، ویژگیها و مختصات زمانی و مکانی زندگی میتوانست هویتساز و شکلدهنده به شخصیت نوجوانان باشد. اینگونه روابط هنگامی که با پشتیبانی آموزشهای رسمی و سلسلهمراتبهای انتقال بینش و ارزش در جامعه همراه میشد هویتی یکپارچه و سازگار با ارزشهای حاکم را رقم میزد که نهایتاً رفتارها و کنشهای مقبولتری را در نزد جامعه پدیدار مینمود.
آنطور که کاستلز در تبیین مفهوم فردگرایی شبکهای و وندایک در قانون گسترش شبکه استدلال میکند، ظهور شبکههای اجتماعی باعث آن شد که با امکان گسترش روابط و کاهش هزینه آن، افراد از قید وابستگی به نهادهای سنتی رها شوند و در شکلدهی به روابط خود با سهولت بیشتری دست به انتخاب بزنند. آنها در فضایی جدید با دسترسیها و امکانات نوین به دنبال بازسازماندهی تعاملات خود مبتنی بر روابط و تعاملات خود در فضای مجازی هستند. در این میان، نوجوانانی که اساساً چندان تجربهای از نسل سنتی ارتباطات نداشتهاند، برساخت معنایی و نگاهشان به این جهان از دریچه فضای مجازی شکل مییابد؛ بهعبارتی امروزه این رسانههای اجتماعی هستند که تا حد زیادی بینش و نگرش آنان را شکل میدهد. از این رو به این نسل «بومیان دیجیتال» نیز گفته میشود. اصطلاحی که برای اولین بار مارک پرنسکی در سال ۲۰۰۱ آن را مطرح کرد.
این نسل از بدو تولد در محیطهایی آکنده از فناوریهای دیجیتال مانند رایانه، تلفن هوشمند، شبکههای اجتماعی و بازیهای دیجیتال بزرگ شدهاند و مهارت نسبتاً خوبی در استفاده از این فناوریها دارند. آنها فضای مجازی را بخش جدایی ناپذیر از زندگی میدانند و استفاده از آن برای آنها راحت است و دشواری چندانی ندارد. بر اساس تحقیقات مؤسسه پیو در سال ۲۰۲۴، حدود ۹۵ درصد نوجوانان آمریکایی (میان ۱۳ تا ۱۷ سال) یا تلفن همراه هوشمند شخصی دارند و یا به تلفن همراه هوشمند دسترسی دارند؛ همچنین بیش از نیمی از نوجوانان در آمریکا تقریباً همیشه آنلاین هستند. (۱)
در ایران نیز وضعیت مشابهی را شاهد هستیم. بر اساس مطالعه مشترک مرکز تحلیل اجتماعی (متا) در سال ۱۴۰۴، حدود ۹۲ درصد از نوجوانان و جوانان ۱۲ تا ۲۵ سال ایرانی تلفن همراه هوشمند شخصی دارند. این آمار در میان نوجوان ۱۲ تا ۱۵ سال حدود ۷۹ درصد است که با افزایش سن افزایش مییابد؛ بهصورتی که تقریباً تمام جوانان ۱۹ تا ۲۵ سال تلفن همراه هوشمند شخصی دارند. بر اساس این نظرسنجی تنها حدود ۸.۵ درصد از نوجوانان و جوانان بیان کردهاند که انجام کارهایی که باید بهوسیله اینترنت، رایانه، موبایل یا سایر وسایل دیجیتال انجام شود برای آنها «تاحدی» یا «بسیار دشوار» است.
دوگانگی ساختار و معمای انحطاط هویت
در این میان به تدریج اندیشمندان، خانوادهها و برخی از مردم بهدرستی متوجه آسیبها و تهدیدهای فضای مجازی برای بومیان دیجیتال شدند. نمایش برای جلب توجه و دیده شدن، اعتیاد به شبکههای اجتماعی و کاهش تمرکز و بی حوصلگی، اتلاف وقت در اسکرولهای بیپایان، سطحی نگری و کاهش عمق بینشی و تحلیلی کاربران، مقایسه اجتماعی در جهان نمایش ایدهآلها و کاهش اعتماد به نفس و تزلزل هویت با برساختهای نمایشی و غیرواقعی از جمله این آسیبها است.
اگر ساختار ارزشی و هنجاری الگوریتمها و مصرف محتواهای متعارض با فرهنگ ملی و دینی و سرعت بخشیدن به جهانیشدن در حوزه فرهنگ را نیز به موارد قبل اضافه کنیم این تهدیدها پررنگتر و مهمتر نیز میشوند. آمار استفاده از اینستاگرام بهعنوان یک سکوی خارجی و فیلترشده در میان جوانان و نوجوانان ایرانی این دغدغه را به خوبی نشان میدهد. بر اساس نتایج نظرسنجی متا، حدود ۷۱ درصد از نوجوانان و جوانان ایرانی از اینستاگرام استفاده میکنند که تقریبا نیمی از کل نوجوانان (۴۷.۵ درصد)، روزانه بیش از ۱ ساعت از وقت خود را به آن اختصاص میدهند.
حال سؤال اصلی آن است که علیرغم وجود تمامی آسیبها و تهدیدهای یاد شده، بالاخره عصر شبکهای و فضای مجازی لاجرم بومیان دیجیتال را به سمت انحطاط و ضعف پیش میبرد؟ بهعبارتی نسل جدید و نوجوانان و جوانان ایران و جهان در صورتی که به روند استفاده خود از فناوری ادامه دهند لاجرم نسلی ضعیف و تا حدی منحط خواهند بود؟
عدهای در پاسخ به این سؤال جبر فناوری را مسلط بر اراده کاربران میدانند و با نگاهی تهدید محور تنها راه مقابله را دوری از فناوری میدانند. در مقابل، عدهای نیز با نگاهی کاملاً مثبت، وضعیت فعلی را در مسیر آزادی کاربران و عدالت اجتماعی توصیف میکنند. این تقریباً همان مسئلهای است که گیدنز با عنوان ساختاریابی مطرح میکند. او معتقد است در این دوگان میان ساختار و عاملیت، ساختارهای اجتماعی هم کنش را میسازند و هم از کنشها تأثیر میپذیرند. در تعبیری کاملتر که برگرفته از مبانی اسلامی است، این دوگان نه از طریق ایجاد تضاد بلکه بهوسیله تلائم و پیوند تدریجی به تعادلی تکاملی دست خواهند یافت که هر دوطرف دوگان را رشد داده است.
رویکرد تلائم: دستیابی به تکامل از طریق پیوند عاملیت و جبر
بر این اساس، اگرچه ساختار شبکههای اجتماعی و الگوریتمهای آن در کوتاه مدت هجمهای به هویت نوجوانان و جوانان وارد میکند اما در بلند مدت عاملیت این کاربران به نوبه خود این ساختارها را تعدیل و بازتولید خواهد کرد و به تعادلی خواهد رساند. باید گفت که درواقع نه فناوری با انسان سرجنگ دارد و نه انسان به دنبال نزاع با فناوری است؛ بلکه تعامل و رفت و برگشت این دو، نهایتاً انسان متکاملتر و فناوری انسانیتری را به ارمغان خواهد آورد.
نکته قابل توجه آن است که در شرایط فشار عجیب ساختارهای عصر شبکهای بر کاربران، لازمه این پیوند تکاملی، تقویت عاملیت کاربران برای تعامل و ایجاد همدمایی فعال با فناوری است. بدون آن، احتمال مغلوب شدن کاربران و ایجاد وضعیت تعادلی معیوب (تثبیت ویژگیهای نامطلوب به عنوان هنجار) وجود خواهد داشت. بر این اساس، آن بومیان دیجیتال و نوجوانان و جوانانی که میتوانند از این فرایند تعاملی با فناوری سربلند خارج شوند نهتنها نسلی ضعیف و منحط نبوده بلکه نسلی قویتر، متعالیتر و متکاملتری به نسبت قبل خواهند بود. این میتواند نمودی از «هویت بازاندیشانه(۲)»ای باشد که با وجود سیالیت، در رفت و برگشتی دائمی کاربر را به تعهدات آگاهانه و هویت متکاملتر میرساند.
بنابراین، سیاست اصلی جمهوری اسلامی برای مواجهه با نوجوانان در عصر دیجیتال مبتنی بر رویکرد فرصت و تهدیدمحور توأمان پیوند سالم میان نوجوان و فناوری بهمنظور تکامل تدریجی کاربر و فناوری در طول زمان است؛ یعنی ایجاد این تکامل در وضعیتی که نه هویت نوجوان تهدید شود و نه توسعه فناوری متوقف شود؛ اگرچه تا رسیدن به آن وضعیت مطلوب، لاجرم کم و بیش کاربران به آسیبها و تهدیدهای ساختاری و نهادی این عصر و این فضا مبتلا میشوند اما لازمه مدیریت و کاهش این آسیبها در کوتاه مدت و رشد و تکامل کاربران در بلندمدت عبارت است از:
۱- کنترل فشار ساختارها از طریق سیاستگذاریهای فنی و توسعهای برای دسترسی بیشتر به محیطهای امنتر و همچنین کنترل دسترسیها در تناسب با قوی شدن آنان. (بر اساس نتایج مطالعه متا میان نوجوانان ۱۲ تا ۱۵ سال و گروه سنی ۱۶ تا ۱۸ سال تفاوت محسوسی در دسترسی به تلفن همراه و استفاده از شبکههای اجتماعی وجود دارد که نشان از کنترل نسبی والدین بر کم و کیف دسترسی است. مثلا حدود ۵۰ درصد از نوجوانان ۱۲ تا ۱۵ سال از اینستاگرام استفاده نمیکنند در حالی که در رده سنی ۱۶ تا ۱۸ سال حدود ۲۳ درصد و در سن ۱۹ تا ۲۵ سال حدود ۱۷ درصد از این شبکه اجتماعی استفاده نمیکنند.)
۲- قوی کردن نوجوانان جمهوری اسلامی در تعامل با فناوری از طریق ارتقای سواد دیجیتال، نهادینهسازی فرهنگ کاربری صحیح و اعتباربخشی به هویتیابی متأملانه برای ایجاد این تلائم و پیوند در بلند مدت است.
پینوشت:
۱) https://www.pewresearch.org/internet/2024/12/12/teens-social-media-and-technology-2024
۲) Reflexive Identity









































