یادداشت حاضر، با بررسی تجربه شبکه ملی اطلاعات در مواجه با بحرانها و مشخصاً قطعی اینترنت، عوامل مختلف عملکرد نهچندان مطلوب این شبکه در حل نیازهای مردم را بررسی میکند.
تا به امروز شبکه ملی اطلاعات در قالب صورتبندیهای مختلفی مفهومپردازی شده است؛ از جایگزین کامل اینترنت بینالملل و برند اینترنت ملی، تا امنیت بخش و ارتقاء دهنده کیفیت خدمات و ارتباطات داخلی. با این وجود، شبکه ملی اطلاعات در یک صورتبندیِ حداقلی و مورد توافق نگاههای مختلف، شبکهای پشتیبان و اضطراری است که تابآوری فضای مجازی کشور را در شرایط بحران ارتقاء دهد و بتواند نیازهای اساسی کاربران را تأمین نماید. در این صورتبندی، حتی شبکههای اجتماعی داخلی نیز نه بهعنوان اصلیترین زیرساختهای ارتباطی و اجتماعی کشور که بخش عمده مردم در آن زیست کنند، بهعنوان جایگزینی در نظر گرفته میشود که در شرایط بحران بتواند میزبان تمام ارتباطات در کشور باشد.
بر این اساس، مزیت اصلی شبکه ملی اطلاعات، توان پاسخگویی به نیاز کاربران حتی در شرایط بحرانی، مانند قطع دسترسی به اینترنت است. این ویژگی حتی میتواند کاربر را متقاعد نماید که بهواسطه پایداری و ثباتی که این شبکه دارد، نه تنها در شرایط بحران بلکه بهصورت دائمی نیز بر آن فعالیت نمایند و شبکه ارتباطی خود را بر بستر این شبکه داخلی توسعه دهند. مثلاً کانالها یا فروشگاههایی که در پیامرسانهای داخلی فعالیت میکنند مزیت پایداری و ثبات را بر دیگر مزیتهایی که ممکن است در سکوهای خارجی وجود داشته باشد ترجیح دادهاند.
با این وجود، علیرغم تلاشها و پیشرفتهای شبکه ملی اطلاعات در سالهای اخیر و بهبود تجربه کاربری نسبت به سالهای ۱۳۹۶، ۱۳۹۸ و حتی ۱۴۰۱، این شبکه در اغتشاشات اخیر نتوانست آنچنان که باید، نقش اساسی و مزیتبخش خود را ایفا کند. با قطع دسترسی به خدمات داخلی در ساعات اولیه، محدودیت شبکههای اجتماعی داخلی تا چند روز و اختلال در برخی خدمات مکمل مثل احراز هویت، عملاً آن مزیت ثبات و پایداری ارائه خدمت در شرایط بحران نیز از دست رفت و شبکه ملی اطلاعات نتوانست بهصورت قابل قبولی حتی در حد همان صورتبندی حداقلی مؤثر باشد.
تجربه اخیر موجب تقویت انگاره مزیتبخش نبودن و عدم تضمین ثبات و پایداری ارائه خدمت حتی بر بستر شبکه داخلی گردید که میتواند پیامدهای ناگواری برای تلاشهای صورتگرفته در خصوص مهاجرت کاربران و ارائهدهندگان خدمات به بسترهای داخلی داشته باشد.
نامطلوب بودن وضعیت ارائه خدمت در وقایع اخیر، میتواند ناشی از عوامل و فرضیات زیر باشد باشد:
۱- شتابزدگی در تصمیمگیری: غافلگیری مسئولین و اتخاذ تصمیمی شتابزده بدون طی کردن مسیر اصولی بهواسطه فشار زمانی یا سطح بحران میتواند عاملی برای قطع کامل شبکه و بازگشت تدریجی آن باشد. اگرچه ممکن است در ساعات اولیه پذیرفته باشد؛ اما تداوم برخی مشکلات تا ساعتها بعد، نشان از چالشهای عمیقتر داشت.
۲- خلأ در لوازم اعمال حاکمیت: یکی از عوامل دیگر این است که مهیا نبودن لوازم حاکمیت دیجیتال حتی در شبکه ملی و سکوهای داخلی باعث شد این سطح از محدودیت اعمال گردد؛ در این حالت بیش از آنکه شاهد یک زیستبوم حکمرانیشده باشیم، با کالبدی از شبکه ملی اطلاعات در سطح خدمات پایه و کاربردی مواجه هستیم که سازوکارها و ظرفیتهای اعمال اراده برای آن در نظر گرفته نشده است. مسائلی همچون نگرانی از پیامرسانی افراد تروریست بر بستر شبکههای داخلی، نگرانی از عدم کنترل شرایط روانی حتی در شبکههای داخلی و… نشان از توسعه کالبد شبکه ملی بدون فناوری نرم برای حکمرانی آن دارد. بر این اساس، لازم است با توجه به تجربههای اخیر، اولاً اختلالهای ناشی از محدودیت دسترسی در سطوح مختلف شناسایی شوند (مثل خدمت OTP در صورت قطع سرشمارههای پیامک انبوه، پرداخت غیرآنلاین در صورت قطع شبکه و…) و سازوکارهای جایگزین آنها مشخص شود؛ ثانیاً لوازم و فناوریهای نرم برای حکمرانی بر خدمات پایه مثل پیامرسان و شبکه اجتماعی و حتی بهرهبرداری مثبت از آن برای کنترل و مدیریت بحران مهیا شوند.
۳- عدم تناسب سطوح بحران با ارائه خدمات: یکی از فرضیات دیگر نیز این است که اختلال در دریافت خدمات به دلیل آن است که اگرچه برخی خدمات پایه و کاربردی بر بستر شبکه ملی اطلاعات بومی شدهاند؛ اما طراحی مناسبی برای سطح ارائه خدمت در شرایط اضطراری انجام نشده است. بر این اساس، لازم است اولاً پروتکل ارائه خدمت در شرایط اضطراری (مثل امکان فعالیت کانالها یا افراد احراز هویت شده در این سطح از محدودیت) تدوین شود؛ ثانیاً متناسب با نیاز کاربران و کارکرد خدمات مختلف، نسخههای تابآور از خدمات برای رفع نیاز کاربران در شرایط بحران تهیه شود.
یکی از مصادیق عینی عدم طراحی خدمت متناسب با سطح بحران، نوع نگاه به خدمات پایهای همچون موتور جستجو است. در شرایط بحران، کاربر بیش از جستجوی گسترده، به پاسخ سریع، قابل اتکا و کمهزینه نیاز دارد؛ نیازی که چتباتها ذاتاً برای آن طراحی شدهاند. مثلاً اگرچه ضعفهای متعددی در حوزه موتور جستجو وجود دارد، اما با توجه به وابستگی کمتر چتباتهای هوشمند به اثرشبکهای حاصل از تعامل کاربران، میتوان نیاز اولیه دسترسی به سایتهای داخلی و نیازهای روزمره را به جای موتور جستجو از طریق چتبات مرتفع نمود؛ حتی این چتبات میتواند در شرایط غیر اضطراری نیز، بهعنوان دستیار هوشمند در پنجره دولت الکترونیک مورد استفاده قرار گیرد و کاربران را در خصوص چگونگی دریافت خدمت راهنمایی کند.
در مجموع تجربه اخیر نشان داد، شبکهای که قرار است مزیت ثبات و پایداری ایجاد کند، باید در لحظه بحران این مزیت را بهصورت ملموس به کاربر منتقل نماید. بازاندیشی در لوازم اعمال حاکمیت، طراحی سطوح متفاوت ارائه خدمت و تابآور نمودن نوع و کیفیت ارائه خدمات پایه میتواند شبکه ملی اطلاعات را از یک زیرساخت بالقوه به یک ابزار مؤثر تابآوری فضای مجازی تبدیل کند.










































