به بهانه دیدار شورای مرکزی حزبالله با امام خمینی (ره) در تهران، میخواهیم مروری بر نوع نگاه امام مقاومت در رابطه با ایده مقاومت و پیروزی جریان حق داشته باشیم. دیداری که در آن امام راحل در توصیه به حزب الله فرموده بودند: «منتظر کسی نباشید، به خودتان اتکا کرده و از صفر شروع کنید...»
حمایت از مظلوم و دفاع از مسلمانان یکی از از مهمترین وظایف دینی به شمار میرود. شاید در ۱۵۰ سال گذشته مهمترین مصداق حمایت از مظلومان و دفاع از مسلمانان، آرمان فلسطین و مبارزه با رژیم صهیونیستی باشد. از همان ابتدای شکلگیری رژیم منحوس صهیونیستی و قرارداد سایکس-پیکو مسلمانان نسبت به این مسئله واکنش اعتراضی نشان دادند. اهمیت قائل شدن برای آرمان فلسطین و مسلمانان حاضر در آن نقطه پیش از انقلاب و دوران آیتالله بروجردی نیز وجود داشت، اما با راهاندازی نهضت انقلاب اسلامی توسط حضرت امام (ره) دوران جدیدی در کمک رساندن به مبارزان ضد اسرائیلی شروع شد و آرمان فلسطین تا حدی احیا شد. راهکاری که ایشان برای حل مسئله فلسطین چه برای خود مجاهدین و چه برای کشورهای اسلامی به نحوی بود که اساسا معادلات را تغییر داد. حمایتهای حضرت امام از فلسطینیها -به صورت مالی و آگاهسازی مردمان سایر کشورها- از یک سو و افشای همکاریهای رژیم پهلوی با اسرائیل به عنوان مهمترین متحد آن در منطقه و تنها حکومت -ولو به اسم- شیعه در جهان خود اثرات خوب و قابل توجهی پیرامون مسئله فلسطین به دنبال داشت.
در آستانه سال ۱۳۵۷ رژیم صهیونیستی به بهانه مقابله با گروههای مقاومت فلسطینی و واکنش به حملات آنان بر ضد اراضی اشغالی، جنوب لبنان را مورد حمله قرار داد. در چنین شرایطی در حالی که کشورهای اسلامی در مقابل این حرکت کاملا ساکت بودند امام خمینی(ره) با انتشار بیانیهای به تجاوز رژیم صهیونیستی به جنوب لبنان واکنش نشان دادند. صدور این پیام از سوی امام (ره) در اوج مبارزه علیه رژیم پهلوی حکایت از سازشناپذیری ایشان داشت و نشان میداد که نهضت امام خمینی(ره) در حالی که خود درگیر مبارزه داخلی با یک رژیم نامشروع است هرگز محور مقاومت را فراموش نکرده است.
این پیام که در دوم فروردین ۱۳۵۷ مصادف با ۱۲ ربیعالثانی ۱۳۹۸ در نجف صادر شد چند محور اصلی داشت که عبارت بودند از:
۱. انتقاد از سکوت دول اسلامی در مقابل تجاوز اسرائیل به لبنان
۲. بازگو کردن مظلومیت مردم مناطق اشغالی
۳. نفی مذاکرات بینتیجه با ابرقدرتها
۴. دعوت مسلمین ایران به نجات آوارگان بیپناه با هر وسیله ممکن (اجازه استفاده از سهم امام)
۵. تلاش برای بیدار کردن وجدان خفته کشورهای مسلمان (بیداری اسلامی)
۶. دعوت مسلمانان جهان به وحدت
۷. عدم مسامحه و سستی در مواجهه با تجاوز اسرائیل
۸. هشدار درمورد نفوذ رژیم صهیونیستی به سایر کشورهای مسلمان
ایشان با در نظر داشتن توطئههای استکبار از یک سو و فرایند تاریخی اشغال فلسطین مواردی همچون «تفرقه»، «قیام نکردن» و «بیکفایتی دولتها» را از مهمترین آسیبهای جهان اسلام در آن دوران به شمار آوردند. حضرت امام (ره) در تحلیل این آسیب دوری از اسلام ناب را به عنوان مهمترین زمینه این مشکلات تبیین میکنند؛ چرا که دوری از اسلام ناب موجب میشود که ما به قدرت فوقالعاده اسلام ناب بیاعتماد باشیم و در نتیجه یا قیام نکنیم و یا به واسطه بهانههای مختلف این قیام دچار آفاتی همچون قدرتطلبی، تفرقه و نیتهای غیرالهی شود. امام راحل همچنین با واکنش نسبت به دولتهای جهان اسلام، حمایت آنان از اسرائیل را نشانههایی از جهالت آن دولتها به شمار میآورند؛ چرا که قدرت خود دولتهای اسلامی را به درستی فهم نکردهاند (به این علت که قدرت خود را در نژاد عربی خود و نه قدرت اسلامی جستجو میکنند و با توجه به سابقه جنگ قبلی دیگر خودباوری نداشتند) و همچنین با توجه به نیاز و وابستگی به آمریکا خود را در مقابل او هم ذلیل و هم محتاج به حساب میآورند. همین ذلت و وابستگی نسبت به آمریکا موجب شده است که آنان بیتوجه نسبت به وضعیت فلسطین باشند و در برابر جنایتهای اسرائیل سکوت کنند. حضرت امام قدرتطلبی پادشاهان و حاکمان را عامل دیگری به شمار میآورند که موجب شده است تا به چند روز حکومت دنیایی و لذت آن دلخوش باشند و به جهت حفظ سلطه و حکومت خود، بجای وحدت در جهت حل مسئله فلسطین به دنبال خوش خدمتی به آمریکا باشند تا از حملات و دست اندازیهای اسرائیل در امان باشند.
نکته جالب توجه در فرمایشات حضرت امام (ره) در نظر گرفتن انقلاب اسلامی به عنوان مبدا جدید در تاریخ مبارزات ضد استکباری است. ایشان جدیتر شدن حملات اسرائیل و حمایتهای آمریکا از آنان را ترس از تحقق انقلاب اسلامی دیگری تبیین می کنند و ایران را به عنوان جدی ترین حامی مظلومان و فلسطینیها معرفی می کنند. امام خمینی (ره) یکی از مهم ترین انگیزه های دشمنان جمهوری اسلامی را در دست اندازی و مقابله با ایران اسلامی، تلاش برای بازداشتن ایران از پیشتازی در مبارزه قلمداد می کنند که بتوانند اهداف خود در اسرائیل را دنبال کنند. ایشان حتی جنگ تحمیلی را هم یک راهبرد به جهت مبارزه با آرمان اسلام خواهی معرفی می کنند تا دشمنان اسلام بتوانند با از بین رفتن منابع و ثروتهای کشورهای اسلامی (هم ایران و هم سایر کشورها) جبهه اسلامی را ضعیف کنند. همچنین به گمان جبهه استکبار ایران اسلامی آمادگی مبارزه در ۲ جبهه را ندارد و با تحمیل دفاع مقدس میتوان اولویتهای انقلاب اسلامی را از آرمانهای فرامرزی به آرمانهای درون مرزی تقلیل داد.
از سوی دیگر فعالیتهای نرم حامیان اسرائیل نیز که شامل فعالیتهای فرهنگی ضد اسلامی (مانند برنامههایی برای گمراهکردن جوانان، تفرقه میان ملتهای مسلمان، رواج اتهامات بیپایه و …) و تلاشهای سیاسی همچون محکوم کردن ایران در مجامع بینالمللی و در نزد افکار عمومی را هم در همین راستا به شمار میآورند.
علاوه بر کنشگریهای حضرت امام (ره) در تحلیل مسئله فلسطین و شکلگیری مقاومت در لبنان باید به تجربه تاریخی آنان نیز توجه داشت. جنگ میان اعراب و اسرائیل را میتوان مهمترین نمود حمایت کشورهای اسلامی از فلسطین به حساب آورد. اما سرخوردگی پس از شکست سنگین لشکر ۶ کشور عربی از ارتش اسرائیل یک حالت رخوت و ناامیدی را میان مسلمانان رواج داد. مبارزان فلسطینی و لبنانی بعد از این جنگ به این جمعبندی رسیدند که باید مبارزه توسط خود آنان دنبال شود و نقطه محوری برای مبارزه با رژیم صهیونیستی تلاش و مجاهدت خودشان است. اگرچه این جمعبندی موجب شد که پیروزیهایی را کسب کنند، اما همچنان مبارزات آنان نتایج زیادی را به دنبال نداشت که علت آن را میتوان در نیت و هدف از مبارزه جستجو کرد.
فلسطینیها تا پیش از انقلاب اسلامی غالبا با انگیزههای ملی، عربی و حتی کمونیستی و چپ به دنبال آزادی فلسطین بودند و اعتقاد و اعتمادی به قدرت اسلام برای مبارزه با ظلم و راهاندازی یک دولت مسلمان کارآمد نداشتند. انقلاب اسلامی نه تنها تصورات مسلمانان، بلکه تصورات جبهه غرب و شرق را نیز بهم ریخت و دوباره اسلام را به عنوان جبهه سوم در جهان مطرح کرد که این مسئله با رجوع به بازتابهای جهانی انقلاب اسلامی و شخصیت حضرت امام (ره) قابل مشاهده است.
الهامبخشی نهضت اسلامی و پیروزی انقلاب اسلامی برای مجاهدان فلسطینی و لبنانی از جهاتی جالب توجه بود، چرا که -علیرغم تفاوتها- شباهتهایی هم میان مبارزه در راه سرنگونی رژیم پهلوی و مبارزه در برابر زیادهخواهی رژیم صهیونیستی وجود داشت. هر دو ویژگیهایی مانند ارتش قدرتمند، حمایت آمریکا، پول و ثروت زیاد، ظلم نسبت به مردم و … داشتند. شکست رژیم پهلوی که به عنوان پشتیبان و ژاندارم منطقه وظیفه حمایت از رژیم صهیونیستی را داشت، این تصور و ایده را برای مبارزان در فلسطین و لبنان جدی و پررنگتر کرد که میتوان آرمان آزادسازی قدس را دنبال کرد و اسرائیل را شکست داد.
رسیدن به این هدف -همچنانی که در انقلاب اسلامی محقق شده بود- دو شرط مهم و اساسی داشت؛
نکته اول؛ مبارزه باید در قالب یک نهضت مردمی و از دل خود مردم باشد. در نگاه حضرت امام (ره) به مسئله فلسطین و محور مقاومت باید به تفاوت نگاه ایشان به مردم با سایر نگاهها توجه کرد. امام راحل (ره) معتقد بودند که فلسطین باید به دست خود مبارزان فلسطینی آزاد شود و اگر در آزادسازی آن نیرویی بیرونی دخالت کند، این پیروزی پایدار نخواهد بود. این نوع نگاه هم حاصل مطالعات تاریخی و هم تجربه ایشان در نهضتهای آزادیبخش، جنبشهای اصلاحی ایران (نهضت مشروطه، ملی شدن صنعت نفت و …) و از همه مهمتر انقلاب اسلامی بود. اساسا یکی از مهمترین دلیلهایی که برای مخالفت ایشان با حرکتهای مسلحانه و به ظاهر نخبگانی چپ مطرح میشود، همین حذف کردن مردم از معادلات و محاسبات است. نمونه بارز این نوع نگاه ایشان به مسئله محور مقاومت در اعزام نیروهای لشگر ۲۷ محمد رسول الله (ص) به سوریه و لبنان نمود پیدا میکند. حضرت امام پس از اطلاع یافتن نسبت به اعزام نیروها با تذکر این نکته که اگر نیروهای ما آن جا را آزاد کردند، با توجه به عدم امکان حضور دائمی ما در سوریه و لبنان، چه کسانی آن را حفظ خواهند کرد سخن مشهور و تاریخی «راه قدس از کربلا می گذرد» را بیان داشتند و حضور نظامی نیروهای ایرانی را به حضور مستشاری مبدل کردند. البته این نکته رافع مسئولیتهای ما در حمایت از جبهه مقاومت نبوده و نیست و نخواهد بود، بلکه باید همراه با رشد و ارتقا خود آن تشکیلات مبارزان مقاومت باشد که در نهایت منجر به نقشآفرینی مستقل آنان شود. یکی از عوامل سقوط دولت بشار اسد را میتوان همین بیتوجهی به نکته «مقاومت مردمی و درونی» بیان کرد و به همین خاطر است که جریان تشیع و مقاومت در عراق بهشدت با انحلال حشد الشعبی و اتکا به ارتش این کشور، مخالفت میکنند.
و نکته دوم؛ اساس این مبارزه باید اسلامی باشد. فلسطینیها هر دو شرط را در تجربه تاریخی خود آزموده بودند و به همین خاطر نسبت به این نسخه جدید اعتماد بیشتری داشتند. این راهبرد تا پایان عمر شریف حضرت امام (ره) ادامه داشت و توسط آیتالله خامنهای نیز تداوم یافت. رهبری معنوی و حمایت بدون دخالت امور داخلی و جزئی هیچ یک از گروههای مقاومت که نتیجه آن، بجای پیروزی مقطعی مسلمانان تاسیس و شکلگیری جریانهای مقاومت مردمی در لبنان و فلسطین بود. گروههایی که همچنان نیز در حال مبارزه قهرمانانه با دشمن خود هستند.









































