برنامة سیاستگذار، نظریه یا مدل ذهنی او برای حل یک مسئله را مجسم میکند. با مروری بر سخنان مسئولین وزارت بهداشت در خصوص افتخارات پویش ملّی سلامت و لزوم ترویج قالبهای مشابه، میتوان فهمید که سیاستگذار، مراقبت مؤثر در زمینه بیماریهای غیرواگیر را در گرو غربالگری و آگاهی در خصوص وضعیت سلامتی افراد دانسته که البته شعار پویش هم همین بود؛ علیرغم اینکه بهظاهر برنامه بهخوبی اجرا شده اما تا رسیدن به نتایج مدنظر فاصله فراوانی دارد. به نظر میرسد لازم است این کلیشههای ذهنی حداقل یکمرتبه شکسته شود و بپرسیم: آیا «واقعاً» آگاهی زودتر منجر به مراقبت مؤثرتر خواهد شد؟!
پاسخ مناسب به مسائل اجتماعی، لاجرم نیازمند اتخاذ نظریه مناسب توسط سیاستگذار و سپس طرحریزی عملیاتی بر اساس همان نظریه است؛ لذا برنامه سیاستگذار، نظریه یا مدل ذهنی او برای حل یک مسئله را مجسم میکند. مدیریت بیماریهای غیرواگیر بهعنوان یک مسئله اجتماعی و یکی از مهمترین عوامل مرگومیر در کشور از این قاعده مستثنی نیست؛ اما پرسش اصلی همان سؤالی است که معاونت محترم بهداشت نظام سلامت هم میپرسد که: من چگونه میتوانم تا پایان قانون برنامه هفتم، ۶۰% فشارخون را کنترل کنم؟ یا بهطورکلی چگونه میتوان با مدیریت بیماریهای غیرواگیر، وضعیت سلامت جامعه را بهبود بخشید؟ سایر سخنان ایشان در همین برنامه در خصوص رسیدن پویش ملّی سلامت به اهداف خود و لزوم ترویج قالبهای مشابه، نشان از آن دارد که سیاستگذار، مراقبت مؤثر در زمینه بیماریهای غیرواگیر را در گرو غربالگری و آگاهی در خصوص وضعیت سلامتی افراد دانسته که البته شعار پویش ملّی سلامت هم بود: آگاهی زودتر؛ مراقبت مؤثرتر.
هسته سلامت مرکز رشد دانشگاه امام صادق علیهالسلام در پژوهشی مبسوط به ارزشیابی نظریه برنامه پویش ملّی سلامت پرداخته که در آن تأملی بر همین نظریه و مدل ذهنی سیاستگذار داشته است. پوشیده نیست که مدیریت صحیح بیماریهای غیرواگیر مستلزم پرداخت متناسب به هر سه عوامل خطر متابولیک، رفتاری و زمینهای است و در خصوص تناسب در اهتمام به این سطوح باید در نظر داشت عوامل خطر رفتاری و زمینهای قطعاً اثر بیشتری بر مهار بیماریهای غیرواگیر دارند، فلذا باید در اولویتبندی سیاستها تقدموتأخر را در نظر داشت. برنامههایی نظیر پویش ملّی سلامت زمانی کمککننده هستند که ابتدا این عوامل تا حد ممکن بهبودیافته باشد؛ در غیر این صورت مداخلات مقطعی خواهد بود و اگر هم بهسرعت موجی از توجه به دیابت و فشارخون را ایجاد کند، به همان سرعت نیز از بین خواهد رفت. بهعبارتدیگر، آن نوع آگاهی که از اهداف پویش ملّی سلامت محسوب میشد، آگاهی در مورد وضعیت عوامل خطر متابولیک بیماریهای دیابت و پرفشاری خون به شمار میرود که همانطور که بیان شد بهتنهایی فایده نخواهد داشت و ازآنجاییکه رفتارساز نخواهد بود، منجر به کنترل این بیماریها و همچنین ارائه مراقبت مؤثرتر و وضعیت سلامت بهتر نخواهد شد.
نکته دیگر در خصوص انتخاب «پویش» بهعنوان روش ارائه خدمت در این برنامه است. پویش (Campaign) از جمله ابزارهای شناختهشده در ارائه مراقبتهای سلامت در دنیا نیز محسوب میشود که میتوان از آن بهعنوان ابزاری برای ایجاد یک تغییر اجتماعی مثبت و گسترده استفاده نمود، اما برای این اثرگذاری، رعایت یک سری مختصات و ویژگیها لازم است که مهمترین آنها ارتباط پویش با بستر برنامههای افقی نظام سلامت است. در خلال کلام دکتر فرشیدی و سایر مسئولین، بارها به ارتباط پویش با برنامه سلامت خانواده اشاره شده اما با نگاهی دقیقتر اینطور فهم میشود که در ذهن سیاستگذار، خود پویش ملّی سلامت بهعنوان یک برنامهمحوری در نظر گرفته شده؛ حالآنکه ارتباط با سایر برنامههای افقی نظام سلامت یعنی پویش بهعنوان یک برنامه ثانویه، میتوانست ایفای نقش مؤثری داشته باشد و در راستای تقویت برنامههای اصلی نظام سلامت عمل کند. متأسفانه با تمرکز معاونت بهداشت بر ارقام و آمار و اتصال دادهها در سایت و ترسیم وضعیت استانها، پویش ملّی سلامت را بدون اینکه نسبت به تغییر رفتار جامعه قضاوتی ارائه کند، به یک اقدام دستاوردساز تبدیل نموده است. ناگفته نماند در خصوص دادهها و اتصال سامانهها (از ثبت دستی اطلاعات گرفته تا عدم تعبیه سازوکاری متقن جهت احراز هویت) میتوان بسیار سخن گفت.
در بخش دیگری از این گفتگو، معاونت بهداشت به شناسایی بیش از ۶۰ هزار بیمار مبتلا به فشار خون برای اول بار خبر داد و تصریح کرد که ۱) از آثار این پویش آن بود که جامعه متوجه شد عوامل خطر قند خون و فشار خون، چقدر مهم هستند و ۲) این ۶۰ هزار نفر که شناسایی شدند، کارهایشان در مراکز ارائه خدمت انجام میشود. این دو جمله هم نشان از مفروضات از پیشتأیید شدهی در ذهن سیاستگذار دارد که یک به یک قابل آزمون و بررسی است. پژوهشگران هسته سلامت در گزارش خود، ۴۹ فرضیه در مسیر رسیدن پویش ملی سلامت به نتایج خود شناسایی و سپس آزمون کردند. بسیاری از این مفروضات تا قبل از سنجش بحث و بررسی میشوند اما این مطالعه نشان داد به فرض اینکه سنجش صحیح و خوبی هم صورت گرفته باشد، فاصله بسیاری تا ادراک خطر توسط جامعه نسبت به این دو عوامل خطر وجود دارد. در استدلال این ادعا توضیحاتی ارائه خواهد شد:
– آیا نتایج سنجش بهخوبی به مراجعهکننده منتقل خواهد شد؟ اگر ارائهدهنده خدمت نتواند وضعیت مراجعهکننده را برای وی شرح دهد، این آگاهی از طرف ارائهدهنده خدمت به دریافتکننده خدمت منتقل نخواهد شد و عملاً فایدهای مترتب آن نیست. در کنار آن – نتیجه غربالگری هرچه که باشد – توجیه نسبت به پیگیری ادامه فرایند به شکلی شفاف و آسان، لازم و ضروری است و ارائهدهنده خدمت باید مراجعهکننده را نسبت به این امر نیز آگاه سازد. متأسفانه تجربه میدانی در خصوص این امر، در تحویل یک برگه شامل کلیگوییهای غیرمفید و غیرکاربردی منحصر شده که جز احساس رهاشدگی و سردرگمی در نسبت با وضعیت فرد، ماحصلی به همراه نداشته است.
– آیا ارائهدهنده خدمت وقت کافی جهت تشریح وضعیت مراجعهکننده و توجیه او را در اختیار دارد؟ حجم کاری بالای مراقبین سلامت و بهورزان در طول برنامه، اساساً به ایشان فرصت چندانی جهت گفتگو با مراجعهکننده و توجیه او نسبت به پیگیری ادامه فرایند را نمیدهد. تماس تلفنی و دعوت از افراد جهت مشارکت در پویش، انجام آزمایش و غربالگری حجم بالای مراجعهکنندهها، ثبت اطلاعات و غیره، در بازه محدود پویش، مراقب سلامت و بهورز را ناچار به ارائه یک برگه به مراجعهکننده کرده که در مورد آن گفته شد. نمودار زیر از جمله دادههای مطالعه ارزشیابی نظریه برنامه پویش ملی سلامت است و مؤید آن است که مؤید آن است که حدود ۷۱ درصد مراقبین سلامت و بهورزان، اظهار داشتهاند که زمان کافی جهت تعامل با مراجعهکننده و توجیه او در طول پویش را در اختیار نداشتهاند.
پاسخ مراقبین سلامت و بهورزان به سؤال «با توجه به فشار کاری در بازه انجام پویش، آیا زمان کافی برای گفتگو و توجیه مردم و بیماران نسبت به وضعیت سلامت آنها در اختیار داشتید؟»
در خصوص ادراک خطر ذکر این نکته هم خالیازلطف نیست که سیاستگذار بهخصوص در مورد بیماریهای غیرواگیر به علت جریان عوامل خطر این دسته از بیماریها در سبک زندگی، نباید به انتقال آگاهی اکتفا کرده و لازم است در زمینه ادراک خطر برنامهریزی کند. با این بیان به نظر میرسد بهسادگی نمیتوان نسبت به توجه و ادراک جامعه نسبت به این دو عامل خطر اظهارنظر کرد.
در مقام جمعبندی گفتنی است، ضمن اینکه پرداخت به مسئله مدیریت بیماریهای غیرواگیر در معاونت بهداشت دولت سیزدهم، قابلتقدیر است، متن حاضر در نقد به روش ارائه خدمت در بستر «پویش» و یا بدگمانی به ارقام و آمار ارائه شده نیست؛ بلکه به نظر میرسد پویش ملی سلامت از نظریه پشتیبان مستحکمی در خصوص حل مسئله مدیریت بیماریهای غیرواگیر برخوردار نیست، یا بهعبارتدیگر مدل ذهنی سیاستگذار در حل این مسئله به نتایج مدنظر منجر نخواهد شد و لازم است این کلیشههای ذهنی حداقل یکمرتبه شکسته شود و بپرسیم: آیا «واقعاً» آگاهی زودتر منجر به مراقبت مؤثرتر خواهد شد؟!
جهت مشاهده ارائه کامل گزارش ارزشیابی نظریه برنامه پویش ملّی سلامت، به کانال آپارات هسته سلامت مرکز رشد دانشگاه امام صادق علیهالسلام مراجعه نمایید.










































