نسل جوان در نظر ما صرفا یعنی یک نسل هواپرست و شهوتپرست، و خیال میکنیم با اینکه به آنها دهن کجی بکنیم و چهار تا متلک در روی منبر به آنها بگوئیم و فحش بدهیم، به خیال خودمان آنها را هو بکنیم و مستمعین ما بخندند، کار درست میشود...این کارها لالائی است، برای آنست که شما در خواب بمانید و در فکر چاره نیفتید و یک وقت بیدار بشوید که کار از کار گذشته است.
رهبر انقلاب اسلامی در پیام به همایش بینالمللی یکصدمین سالگشت بازتأسیس حوزهی علمیهی قم نوشتهاند: «فقه، پاسخ دین به نیازهای عملی فرد و جامعه است. با عقلانیّت تحوّلیافتهی نسلها، این پاسخگویی باید امروز بیش از گذشته دارای پشتوانهی فکری و علمی استوار و در عین حال قابل فهم و هضم باشد. دیگر اینکه پدیدههای پیچیده و پُرتعداد در زندگی امروز مردم، سؤالهای بیسابقهای را پیش میآورد که فقه معاصر باید پاسخ آنها را آماده داشته باشد.»
• در این فراز گروه مرجع دینی باید به سه نکته کلیدی توجه کند:
۱. پدیده های متعدد و پیچیده جدید که سؤالهای بیسابقه پیش میآورد و پاسخ میخواهد.
۲. همان مسائل قدیمی و بعضاً همان پاسخها، بهخاطر تحول عقلانیت نسل جدید، پشتوانههای فکری و علمی دیگری طلب میکند.
۳. متناسب با عقلانیت جدید، زبان جدید دینی لازم است.
پیمایش های معتبر (۱) در نوجوانان گونهشناسیای انجام داده که توجه به آن برای سه فراز فوق به خصوص دوتای آخر ضروری است. براین اساس نوجوانان ایرانی ۱۲ تا ۲۵ سال قابل تقسیم به ۳ خوشه پسر و ۵ خوشه دختر است، یافتهای است که مروجان مذهب و هم مجتهدان کلام و فقه اسلامی نمی توانند از آن بی اعتنا بگذرند. ضمن اینکه گونههای زیست دخترانه در ایران تنوع و تحول جدیتری دارد بسیار حائز اهمیت است.
از بین ۵ خوشه دختران، هم دختر خانه با همان فهم سنتی پیدا میشود و هم سنتگریز؛ خوشه اخیر درصد بیشتری از دختر سنتی دارد و سبک زندگی او همراه با فعالیت سیاسی هم هست. در خوشه دیگری نوسازی در نحوه دینداری قابل مشاهده است که کاملا بازتاب عقلانیت تحول یافته است. مثلا حجاب را کنار نزده اما آن را برای زینت استفاده و انحاء حجاب استایل را موجب شده است.
طبعا این عقلانیت هم سؤالات تازهای در حوزه حجاب تولید میکند که مثلا یک واجب توصلی (۲) مثل حجاب اگر به قصد زینت باشد چه حکمی دارد؟ به تعبیر دیگر حجابی که برای ستر و پوشش زینت زن بوده، آیا می شود خود ابزار زینت باشد؟! مهمتر از آن پشتوانه علمی حجاب و نو شدن توجیه آن و هم زبانی متناسب با این نسل است. آیا همان دلایل اقناع حجاب می تواند موجب اقناع بلوک سنتگریزان و لذتجویان باشد؟
در میانه این ۵ خوشه، خوشهای هم وجود دارد که در جستجوی سبک زندگی خود در این ارتباطات و مناسبات جدید است. باید اعتراف کرد با چنین تفصیلی، نه در کشف سئوالات جدید و نه در پاسخ و اقناع کار شایسته انجام نشده است و کماکان تک سایزی در فهم و در بیان به چشم می خورد.
شهید مطهری در مقاله ارزشمند رهبری نسل جوان اول این توجه را می دهند که: «ما هنوز این مسأله را جدی نگرفتهایم. نسل جوان در نظر ما صرفا یعنی یک نسل هواپرست و شهوتپرست، و خیال میکنیم با اینکه به آنها دهن کجی بکنیم و چهار تا متلک در روی منبر به آنها بگوئیم و فحش بدهیم، به خیال خودمان آنها را هو بکنیم و مستمعین ما بخندند، کار درست میشود، و همینکه داد بکشیم: آی پسر مدرسهها چنین، و دختر مدرسهها چنان، قضیه حل میشود. این کارها لالائی است، برای آنست که شما در خواب بمانید و در فکر چاره نیفتید و یک وقت بیدار بشوید که کار از کار گذشته است…»
اما در چه باید کرد؟ تصریح می کنند: «مهمتر از اینکه طرحی برای رهبری این نسل تهیه کنیم این است که این فکر در ما قوت بگیرد که مسأله رهبری و هدایت، از لحاظ تاکتیک و کیفیت عمل در زمانهای متفاوت و در مورد اشخاص متفاوت، فرق میکند و ما باید این خیال را از کله خود بیرون کنیم که نسل جدید را با همان متد قدیم رهبری کنیم. اولا باید نسل جوان را بشناسیم و بفهمیم دارای چه مشخصات و ممیزاتی است؟» بعد بعنوان یک عالم به زمان، وارد تحلیل نسل جوان دوره خویش میشود؛ چیزی که برای نسل جوان ما الان تحول یافته و مسائل دیگری دارد.
یادآوری دو حکم شرعی برای گروه مرجع دینی (مجتهدان و مبلغان) ضروری است:
۱. حفظ جوانان از انحرافات زمانه از امور حسبیه (۳) و واجباتی است که شارع مقدس هرگز راضی به زمین ماندن آن نیست.
۲. این نتیجه، با هر روش مناسبی لازم است تدارک شود و کلیشه کردن یک روش خاص یا قالب ذهنی خاص موضوعیت ندارد.
شهید مطهری در این باره می فرماید: «در اسلام برای هدایت و رهبری، یک شکل صددرصد معین ترسیم نشده که همه اجزاء و مقدمات و مقارنات و شرائط و موانع در نظر گرفته شده باشد. و اساسا قابل تعیین و ترسیم و اندازهگیری نیست، چون متفاوت است. رهبری مردم مثل نماز یک امر تعبدی و یکنواخت نیست، یا فیالمثل از نوع ورد خواندن نیست که طرف یک وردی حفظ است برای عقرب زدگی و یا مارزدگی، و هر عقرب زده یا مار زده را که بیاورند او همان ورد معین را که حفظ کرده میخواند.
یک چیز در یک جا وسیله هدایت است و بسا همان چیز در جای دیگر وسیله گمراهی و ضلالت باشد! منطقی که یک پیرزن را مؤمن میکند اگر در مورد یک آدم تحصیلکرده به کار برده شود او را گمراه میکند. یک کتاب در یک زمان متناسب ذوق عصر و ذوق زمان و سطح فکر زمان بوده و وسیله هدایت مردم بوده است، و همان کتاب در زمان دیگر اسباب گمراهی است…
عجب! کتابی که هزارها بلکه دهها هزار را در گذشته هدایت کرده است حالا از کتب ضلال است؟ بلی، جز کتاب آسمانی و گفتار واقعی معصومین، هر کتاب دیگر را که در نظر بگیریم یک رسالتی دارد برای یک مدت موقت و محدود، آن مدت که گذشت آن رسالت تمام میشود. این مطلب که عرض کردم یک مسئله مهم اجتماعی است و هنوز برای ما به صورت یک معما و یک مجهول که باید آن را حل کرد طرح نشده است. مکرر باید گفته شود تا ما باور کنیم که وسائل هدایت هر زمانی مخصوص خود آن زمان است.»
سهمی از این کشف عقلانیت تحول یافته، برای فهم مسائل نسل و زبان و بیان آن در گرو همکاری مجتهدان و مبلغان با دستگاههای مطمئن افکارسنجی و تغییرات اجتماعی است. فقط در رفت و برگشت های مکرر بین میراث اسلامی و میدان عینی و واقعی است که مخاطبانِ پیام اسلام در نسل نو و نوجوانان دقیق شناخته شده و پاسخ های متقن و زبان مناسب شکل می گیرد. نه پیمایشها بدون این دیالوگ موفقاند و نه فهمهای سابق و بیانهای تک سایز در مقابل تکثر واقعی این نسل میتوانند توفیق بیابند.
پینوشت:
۱) گزارش پرتره نو/جوان ایرانی، ویراست نخست مرکز تحلیل اجتماعی (متا)
۲) واجب توصلی، واجبی است که صرف تحقق آن مطلوب خداوند است و قصد قربت لازم نیست مثل تطهیر لباس از نجاست که بدون قصد هم انجام شود درست است.
۳) امور حسبیه ، اموری لازم و ضروری در جامعه است که خداوند زمین ماندن آنها را جایز نمی شمارد؛ مثل امور ایتام و…









































