اگر بخواهیم «استضعاف» را با ادبیات امروز خودمان تفسیر کنیم باید بگوییم «استضعاف» یعنی مسائلی همچون: «حضور زنان در ورزشگاهها»، «ول انگاری در فضای مجازی و مقابله با فیلترینگ»، «آزادی روابط بین دختر و پسر»، «بهرهمندی از کنسرتها و موسیقیهای روز» که برخی مخالف صریح شرع مقدس است را به عنوان حق مسلّم مردم جا بزنیم و آن را به عنوان اموری بدیهی تبلیغ کنیم؛ تا مبادا مردم عقولشان رشد کند و حقوق اصلی خودشان را مطالبه کنند.
ایام انتخابات که نزدیک میشود، شعارهای پر زرق و برق هم فراوان میشود؛ شعارهایی که به قول معروف آوازش از دور شنیدن خوش است. شعارهایی که شاید گوینده آن، خیلی هم اعتقادی به آن نداشته باشد؛ اما فعلاً گفته میشود، به این امید که چه کسی به وعده عمل کرده و چه کسی آن را مطالبه کرده است!!
بیچاره جوانان و زنان که حقوقشان همیشه سر دست گرفته میشود؛ اما کمتر از همه، حقوقشان استیفا میشود. بیچاره حق شهروندی که توسط اصحاب شعار، همیشه همچون چماقی بر سر رقیب زده میشود؛ اما هرگز به این نکته توجه نمیشود که از حق شهروندی دم زدن، خیلی آسان است و ظاهری شیک و اتو کشیده به مدعی آن میدهد؛ اما اگر گفته شود که اولین حق هر شهروند، حق فهمیدن است؛ آنگاه شاید برخی پا پس بکشند و دیگر اینطور مطالبه این حق را سر دست نگیرند و در بوق و کرنا فریاد نزنند؛ چون آن وقت است که کسب و کارشان تعطیل میشود.
اگر مردم بفهمند که کیستند از کجا آمدهاند و به کدام سو در حرکتاند، دیگر هیچ چیز جلودارشان برای رسیدن به مقصد نخواهد بود و این همان آرزویی است که همه انبیاء الهی به دنبال آن بودهاند و برای تحقق آن تا پای جان تلاش کردند و همواره مستکبران عالَم از تحقق این امر در هراس بودهاند و تلاش میکردند تا مردم از این حق خود بیخبر نگه داشته شوند. انبیاء به سوی مردم آمدند تا گوهر عقل را که در درون بسیاری از آنها خفته بود و خاک میخورد را دوباره شکوفا کنند و مستکبران عالَم را که از این مسأله، نهایت سوء استفاده را میکردند، به عقب برانند.
اساسیترین حق مردم این است که زمامداران امور جامعه، شرائطی را برایشان فراهم کنند که علاوه بر برخورداری از لذتها و مواهب طبیعی و مادی که هدیه خداوند متعال برای بندگان است، از موهبتها و لذتهای معنوی که به مراتب عالیتر و شدیدتر از مواهب مادی است، هم بهرهمند شوند. این حق مسلم مردم است که در همین دنیا بهشت را تجربه کنند، نه اینکه به آنها وعده نسیه در آخرت داده شود. مگر نه این است که به تصریح قرآن کریم، جهنم هم اکنون کافران را احاطه کرده است؛[۱] پس مؤمنان نیز هم اکنون در بهشتهای خود متنعماند. اگر مردم از این حق خود با خبر شوند؛ قطعا کسانی را که با فریبکاری میگویند که ما نباید مردم را به زور به بهشت ببریم را نخواهند بخشید.
کسی که خود را مؤمن میداند، باید بداند که الفبای مؤمن بودن، پرهیز از ریاستطلبی و تفوق یافتن بر دیگران است. در روایتی تکان دهنده از امام صادق علیهالسلام اینگونه نقل شده که آن حضرت فرمودند: «ملعون است آن کسی که ریاست را بر خود ببندد، ملعون است کسی که نسبت به چنین ریاستی همت داشته باشد و ملعون است آن کسی که حتی سودای آن را در سر بپروراند».[۲] پر واضح است که این سخن امام علیهالسلام به معنای مذمت مطلق ریاست نیست؛ چرا که به فرمایش امیر مؤمنان علی علیهالسلام از جمله تکالیفی که خدای متعال بر عهده بندگان متعهد و متخصص گذاشته آن است که اگر زمانی برسد که ظلم ظالمان امان را از مظلومان ببَرد و آنها توان حق ستانی مظلومان را داشته باشند و از حمایت مردم نیز برخوردار باشند، باید قیام کنند و به تکلیفشان عمل نمایند؛[۳] اما اگر کسی بخواهد با فریب دادن مردم و دور نگه داشتن آنها از حقائق، آنها را ضعیف و خفیف کند و به این وسیله بر گرده آنها سوار شود، قطعا مشمول روایت امام صادق علیهالسلام خواهد بود.
اگر از هر یک از نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری سؤال شود که نسبت خودش با مستکبران عالَم، بخصوص مستکبرانی که قرآن کریم از آنها یاد میکند را بیان کنند، پاسخ قطعی آنها، تبری شدید از آنها خواهد بود؛ اما شاید برخی توجه نداشته باشند که فرعون درون خود را باید در یابند. مگر فرعون زمان موسای کلیم علیهالسلام چه میگفت و چه میکرد که اینگونه مورد مذمت خدای متعال قرار گرفت و به عذاب الهی دچار شد؟! قرآن کریم به زیبایی پاسخ این سؤال را برایمان به تصویر میکشد: «إِنَّ فِرْعَوْنَ عَلَا فِی الْأَرْضِ وَجَعَلَ أَهْلَهَا شِیَعًا یَسْتَضْعِفُ طَائِفَهً مِنْهُمْ یُذَبِّحُ أَبْنَاءَهُمْ وَیَسْتَحْیِی نِسَاءَهُمْ إِنَّهُ کَانَ مِنَ الْمُفْسِدِینَ»؛[۴] تنها بدی فرعون این بود که به شدت ریاستطلب و تشنه مقام بود و میخواست به هر قیمت بر مردم سلطه یابد. قرآن کریم راهبرد مهم فرعون برای دست یابی به این خواسته خود را «استضعاف» مینامد.
اگر بخواهیم «استضعاف» را با ادبیات امروز خودمان تفسیر کنیم باید بگوییم «استضعاف» یعنی مسائلی همچون: «حضور زنان در ورزشگاهها»، «ول انگاری در فضای مجازی و مقابله با فیلترینگ»، «آزادی روابط بین دختر و پسر»، «بهرهمندی از کنسرتها و موسیقیهای روز» که برخی مخالف صریح شرع مقدس است را به عنوان حق مسلّم مردم جا بزنیم و آن را به عنوان اموری بدیهی تبلیغ کنیم؛ تا مبادا مردم عقولشان رشد کند و حقوق اصلی خودشان را مطالبه کنند. آری فرعون نیز همین کار را کرد و در نتیجه بسیاری از بنیاسرائیل را با خود همراه نمود: «فَاسْتَخَفَّ قَوْمَهُ فَأَطَاعُوهُ»[۵] او قومش را کوچک نگه داشت و اجازه رشد به آنها نداد و به این ترتیب توانست بر آنها حکومت کند.
اما دشمنان و بدخواهان بدانند که به فرموده خمینی کبیر رضوان الله تعالی علیه این انقلاب، انقلاب مستضعفان است که در مقابل مستکبران عالَم ایستاده است و تا پیروزی نهایی از پای نخواهد نشست و به این وسیله وعده خدای حکیم را محقق خواهد نمود که فرمود: «وَنُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّهً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِینَ.»[۶]
[۱] . «وَإِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحِیطَهٌ بِالْکَافِرِینَ» (توبه، ۴۹)
[۲] . کافی، ج۲، ص۲۹۸
[۳] . خطبه ۳ نهج البلاغه
[۴] . قصص، ۴
[۵]. زخرف، ۵۴
[۶] . قصص، ۵










































