شهادت - مرکز رشد دانشگاه امام صادق علیه‌السلام
عزیز دلم! چقدر دلت این لحظه را می‌خواست. ۱۴ دی ۱۴۰۴
روایتی از همراهی با مادر و همسر شهیدان رشید

عزیز دلم! چقدر دلت این لحظه را می‌خواست.

مجری از همسرِ سردار رشید اسلام، «سردار غلامعلی رشید» دعوت می‌کند تا برای ما سخن بگوید. خانم دکتر ترابی‌کیا در جایگاه قرار می‌گیرند. البته نه فقط به عنوان یک مادر و همسر شهید یا یک بانوی امداگر زمان جنگ، حتی نه به عنوان یک استاد فلسفه در حوزه و دانشگاه؛ بلکه به عنوان یک مربی که هنرمندانه یک خانواده را به سعادت رسانده است و مانده تا رسالتش را تکمیل کند...

فرماندهِ قطعه پنجاه ۲۹ شهریور ۱۴۰۴
«100 روز بعد از فراق سردار مردمی؛ حاجی‌زاده شهید»

فرماندهِ قطعه پنجاه

فرمانده قطعة پنجاه، بذر شهادت را در روزهای دفاع مقدس کاشت و از آن پس، لحظه‌به‌لحظه مشغول داشت آن بود؛ داشت و پرورد تا روز برداشت فرا رسد. استعاره جالبی است؛ آن را تا لحظه شهادت «داشت» و یک لحظه آن را از دست نداد. لذا بعد از جنگ از خدا شهادت نخواست و می‌گفت باید به آقا خدمت کنم.

شهید زیست، شهید شد ۱۲ مرداد ۱۴۰۴

شهید زیست، شهید شد

دکتر طهرانچی علاوه بر اینکه انسان عالم و دانشمندی بود، مسیر سیر و سلوکی راهم بر اساس درس‌آموزی‌هایی که در کلاس اخلاق بزرگان خاصه مرحوم حاج آقا مجتبی طهرانی داشتند و البته بعد از ارتحال ایشان با بزرگان دیگری ادامه یافت، انتخاب کردند... در این مجال قصد داریم برخی خصیصه‌های اخلاقی، شخصیتی، و رفتاری این شهید بزرگوار را بر شماریم. البته این برجستگی‌ها از لحاظ گستره و عمق و افق بسیار بیشتر و فراتر از آنچه که دیدیم و فهم کردیم است ولی حیف دیدیم که همین فهم مختصر نیز بیان نشود

یکی از بهترین عناصر زیر این آسمان را از دست دادیم! ۱۱ خرداد ۱۴۰۳

یکی از بهترین عناصر زیر این آسمان را از دست دادیم!

سید ابراهیم کسی بود که تمام وجودش را نه برای «نمایش» بلکه برای وظیفه ‌ و «تکلیف» پای کار آورد. در واقع شهادت اجر نتایج نبود، اجر و پاداش نیت خالص، تلاش شبانه روزی و جهادی بود که البته با نگاه و طراحی برای نتیجه آراسته شده بود.