هویت نوجوان در عصر شبکهای
بر اساس مطالعه مشترک مرکز تحلیل اجتماعی (متا) در سال 1404، حدود 92 درصد از نوجوانان و جوانان 12 تا 25 سال ایرانی تلفن همراه هوشمند شخصی دارند. این آمار در میان نوجوان 12 تا 15 سال حدود 79 درصد است که با افزایش سن افزایش مییابد؛ بهصورتی که تقریباً تمام جوانان 19 تا 25 سال تلفن همراه هوشمند شخصی دارند. بر اساس این نظرسنجی تنها حدود 8.5 درصد از نوجوانان و جوانان بیان کردهاند که انجام کارهایی که باید بهوسیله اینترنت، رایانه، موبایل یا سایر وسایل دیجیتال انجام شود برای آنها «تاحدی» یا «بسیار دشوار» است.
سراب کیپاپ!
اولویت گذاری مسائل در ذهن سیاستمداران است که تعیین میکند چقدر بودجه کشور به کدام موضوع پرداخت شود، و کدام موضوعات در اولویتهای بعدی قرار گیرند. اگر ذهنیت سیاستگذار به واسطه خطاهای شناختی مختلف (مثلا خطای هالهای به معنای تعمیم دادن کل کشور به اطرافیان خود) نسبت به واقعیت جامعه سوگیری پیدا کند، خروجی آن گاهی صرفا اتلاف منابع کشور و گاهی زیانهای بزرگتر است. چنانکه به وقتش برخی دادهها نشاندهنده آن بود که پخش سری مستندهای «شوک» با موضوع «شیطانپرستی»، اتفاقا منجر به ترویج بیشتر آن شد!
سه روایت از تجربه جنگ در نسل جدید
جنگ دوازدهروزه ایران و اسرائیل نقطهای تازه در زندگی نسل نوجوان بود. تا پیش از این، بسیاری از نوجوانان فقط از تلویزیون یا کتاب تاریخ درباره جنگ شنیده بودند. اما اینبار جنگ در گوشیها و گفتوگوهای روزمره حضور داشت.در همین روزها، چهره واقعی نسل جدید ایران در برابر بحران آشکار شد.حال اگر فعالان تعلیم و تربیت بخواهند نسل آینده را بفهمند، باید واکنشهای این روزها را جدی بگیرند. در میان نوجوانان سه تیپ اصلی قابل شناسایی است؛ در این یادداشت با نظری به پژوهشهای کیفی این سه تیپ نوجوانی را بررسی خواهیم کرد تا شناخت بهتری از این سه جریان کسب کنیم.
بازاندیشی در ارزش مدرک دانشگاهی در نگاه نسل جدید
در روزگاری نهچندان دور، تحصیلات دانشگاهی مترادف موفقیت شغلی و اجتماعی بود. بسیاری از والدین به فرزندان خود میگفتند که«اگر به دنبال آینده شغلی خوبی هستی، باید به دانشگاه بروی.»...اما امروز، بهنظر میرسد این معادله ساده دستخوش تردید شده است. نسل جوان ایرانی، بسته به سن و تجربهشان، نگرشهای متفاوتی به ارزش مدرک دانشگاهی پیدا کردهاند؛ چرا فرزندان دیروز که امروز خود وارد دانشگاه یا بازار کار شدهاند، افسانه مدرک برابر است با موفقیت را باور ندارند؟ چه تغییراتی در جامعه رخ داده که ایمان نسل جدید به معجزه مدرک دانشگاهی کمرنگ شده است؟
سیاست زندگی یا زندگی سیاسی؛ مسئله این است…
به نظر میرسد کانون تفاوتهای نسلی که به تغییرات فرهنگی منجر میشود امر «جهانوطنی» است. چیزی که نهتنها ایران بلکه همه نو/جوانان جهان را درگیر کرده است. جهانوطنی انسان را به سمت زدوده شدن تمامی مرزهای ذهنی و عینی سوق میدهد...طبق نظرسنجی متا از نوجوانان 15 تا 25 ساله ایرانی در ایام انتخابات 1403، امر سیاسی – حداقل برای نیمی از نو/جوانان – اساساً بلاموضوع است و به آن علاقهای ندارند.
نوجوان ایرانی در تلاقی دو سبک تربیتی
اگر نگاهی دقیقتر به خانوادههای ایرانی بیندازیم، درمییابیم که بیشتر آنها در دو قطب متضاد حرکت میکنند: گروهی از والدین که با سختگیری و کنترل مداوم، فرزندان خود را در حصار مقررات بزرگ میکنند، و گروهی دیگر که با شعار آزادی و رفاقت، مرزهای تربیتی را تا حد حذف اقتدار والدانه عقب راندهاند. حاصل این دو رویکرد، دو تیپ متفاوت از نوجوان ایرانی است: یکی لوس، قانونگریز و پرخاشگر، و دیگری منفعل، محتاط و فاقد ابتکار.
عقلانیت تحول یافته نسل نو!
نسل جوان در نظر ما صرفا یعنی یک نسل هواپرست و شهوتپرست، و خیال میکنیم با اینکه به آنها دهن کجی بکنیم و چهار تا متلک در روی منبر به آنها بگوئیم و فحش بدهیم، به خیال خودمان آنها را هو بکنیم و مستمعین ما بخندند، کار درست میشود...این کارها لالائی است، برای آنست که شما در خواب بمانید و در فکر چاره نیفتید و یک وقت بیدار بشوید که کار از کار گذشته است.
نوجوانی زیر آفتاب صحرازُوال
در «صحرازُوالِ» زندگی شور نوجوانی، هم باغبان میخواهد و هم باغبانی، تا هر آنچه بر خشت خشت نوجوانی سوار میشود، جهت و معنای درست و قویم پیدا کند و هرز نرود. مگر نه، نوجوانی، خیلی زود غارتزده میشود و خیلی تند به یغما میرود.




























































