گزیر یا گریز آینده؟!
بانک آینده بالاخره پس از سالها تحمیل زیان به اقتصاد کشور تعیین تکلیف شد و به اصطلاح وارد فرایند گزیر شد چراکه امکان بازسازی و احیای آن وجود نداشت و هر یک ماه تداوم حیاتش چند همت به زیان انباشته و اضافه برداشتش از بانک مرکزی میافزود؛ سؤال این است که چه کسی و از محل چه منابعی قرار است این حجم عظیم زیان را جبران کند؟
هویت نوجوان در عصر شبکهای
بر اساس مطالعه مشترک مرکز تحلیل اجتماعی (متا) در سال 1404، حدود 92 درصد از نوجوانان و جوانان 12 تا 25 سال ایرانی تلفن همراه هوشمند شخصی دارند. این آمار در میان نوجوان 12 تا 15 سال حدود 79 درصد است که با افزایش سن افزایش مییابد؛ بهصورتی که تقریباً تمام جوانان 19 تا 25 سال تلفن همراه هوشمند شخصی دارند. بر اساس این نظرسنجی تنها حدود 8.5 درصد از نوجوانان و جوانان بیان کردهاند که انجام کارهایی که باید بهوسیله اینترنت، رایانه، موبایل یا سایر وسایل دیجیتال انجام شود برای آنها «تاحدی» یا «بسیار دشوار» است.
سراب کیپاپ!
اولویت گذاری مسائل در ذهن سیاستمداران است که تعیین میکند چقدر بودجه کشور به کدام موضوع پرداخت شود، و کدام موضوعات در اولویتهای بعدی قرار گیرند. اگر ذهنیت سیاستگذار به واسطه خطاهای شناختی مختلف (مثلا خطای هالهای به معنای تعمیم دادن کل کشور به اطرافیان خود) نسبت به واقعیت جامعه سوگیری پیدا کند، خروجی آن گاهی صرفا اتلاف منابع کشور و گاهی زیانهای بزرگتر است. چنانکه به وقتش برخی دادهها نشاندهنده آن بود که پخش سری مستندهای «شوک» با موضوع «شیطانپرستی»، اتفاقا منجر به ترویج بیشتر آن شد!
قانون حاضر، مجری غائب!
مشکل نظام بانکی کشور صرفاً فقدان قوانین و قواعد نیست، بلکه مشکل اصلی به ضعف یا عدم پیادهسازی و اعمال این قواعد بازمیگردد. هر قاعده خوب، بهواسطه فقدان ظرفیتهای اجرایی، ذبح و بیاثر شده و این فقدان، منجر به تضعیف اقتدار نهاد ناظر خواهد شد. نهاد ناظری که نظارت را به خود نظارتشوندگان سپرده، به حسننیت آنها اعتماد کرده و زیرساختی برای اعمال و نهادینه کردن قواعد خود ندارد، محکوم به ناکارآمدی است.
پایههای سست یک قصر مجلل
بانک آینده میخواست آیندهنگر باشد، اما در دام گذشتهنگری افتاد؛ همان جایی که اقتدار در بزرگی قصرها معنا مییافت، نه در پایداری پایهها. و درست همانگونه که قصر پادشاه زیر بار سنگینی خود فروریخت، بانک آینده نیز زیر آواری از داراییهایی که خود ساخته بود، خم شد و عموم مردم جامعه بهای آن را پرداختند. قصرهایی که بر زمین سست بنا میشوند، دیر یا زود فرو میریزند؛ حتی اگر سنگفرشهایشان از طلا یا سرامیکهای هتلهایشان ایتالیایی! باشد.
سه روایت از تجربه جنگ در نسل جدید
جنگ دوازدهروزه ایران و اسرائیل نقطهای تازه در زندگی نسل نوجوان بود. تا پیش از این، بسیاری از نوجوانان فقط از تلویزیون یا کتاب تاریخ درباره جنگ شنیده بودند. اما اینبار جنگ در گوشیها و گفتوگوهای روزمره حضور داشت.در همین روزها، چهره واقعی نسل جدید ایران در برابر بحران آشکار شد.حال اگر فعالان تعلیم و تربیت بخواهند نسل آینده را بفهمند، باید واکنشهای این روزها را جدی بگیرند. در میان نوجوانان سه تیپ اصلی قابل شناسایی است؛ در این یادداشت با نظری به پژوهشهای کیفی این سه تیپ نوجوانی را بررسی خواهیم کرد تا شناخت بهتری از این سه جریان کسب کنیم.
واکاوی گذشته آینده؛ پاسخ به چهار ابهام
یکم آبان 1404 مجوز بانک آینده لغو شد و مجموع سپردهها و داراییهای نقدشونده این بانک به بانک ملی و داراییهای غیرنقدشونده به شرکت مدیریت دارایی ذیل صندوق ضمانت سپرده منتقل گردید. در ده روز اخیر سخنان بعضاً متعارض در این زمینه مطرح شده و موجب سردرگمی و ایجاد ابهامات ذهنی در عموم مردم شده است؛ در این یادداشت تلاش میشود به ابهامات و سؤالات فوق پاسخ داده شود. ابتدا هر یک از ابهامات و اشکالات مطرح شده و سپس پاسخ نویسندگان به آن با ارائه استدلال و شواهد تبیین میگردد
سیاست زندگی یا زندگی سیاسی؛ مسئله این است…
به نظر میرسد کانون تفاوتهای نسلی که به تغییرات فرهنگی منجر میشود امر «جهانوطنی» است. چیزی که نهتنها ایران بلکه همه نو/جوانان جهان را درگیر کرده است. جهانوطنی انسان را به سمت زدوده شدن تمامی مرزهای ذهنی و عینی سوق میدهد...طبق نظرسنجی متا از نوجوانان 15 تا 25 ساله ایرانی در ایام انتخابات 1403، امر سیاسی – حداقل برای نیمی از نو/جوانان – اساساً بلاموضوع است و به آن علاقهای ندارند.
نوجوان ایرانی در تلاقی دو سبک تربیتی
اگر نگاهی دقیقتر به خانوادههای ایرانی بیندازیم، درمییابیم که بیشتر آنها در دو قطب متضاد حرکت میکنند: گروهی از والدین که با سختگیری و کنترل مداوم، فرزندان خود را در حصار مقررات بزرگ میکنند، و گروهی دیگر که با شعار آزادی و رفاقت، مرزهای تربیتی را تا حد حذف اقتدار والدانه عقب راندهاند. حاصل این دو رویکرد، دو تیپ متفاوت از نوجوان ایرانی است: یکی لوس، قانونگریز و پرخاشگر، و دیگری منفعل، محتاط و فاقد ابتکار.



























































