• عزیز دلم! چقدر دلت این لحظه را می‌خواست. ۱۴ دی ۱۴۰۴

    روایتی از همراهی با مادر و همسر شهیدان رشید
    عزیز دلم! چقدر دلت این لحظه را می‌خواست.

    مجری از همسرِ سردار رشید اسلام، «سردار غلامعلی رشید» دعوت می‌کند تا برای ما سخن بگوید. خانم دکتر ترابی‌کیا در جایگاه قرار می‌گیرند. البته نه فقط به عنوان یک مادر و همسر شهید یا یک بانوی امداگر زمان جنگ، حتی نه به عنوان یک استاد فلسفه در حوزه و دانشگاه؛ بلکه به عنوان یک مربی که هنرمندانه یک خانواده را به سعادت رسانده است و مانده تا رسالتش را تکمیل کند...

شهید زیست، شهید شد ۱۲ مرداد ۱۴۰۴

شهید زیست، شهید شد

خدا شاهد است، حتی یکبار گلایه نکردم… ۲۴ تیر ۱۴۰۴

روایتی از نشست صمیمی خانواده یاران مرکز رشد با خانم موسوی | راوی رمان «پاییز آمد» خدا شاهد است، حتی یکبار گلایه نکردم…

این میشه حکمت! ۲۶ مهر ۱۴۰۳
روزنگار؛ خرده روایت‌هایی از قرار هفتم مرکز رشد

این میشه حکمت!

کاری که مرکز رشد دارد انجام می‌دهد، کاری حکمت‌بنیان است. یعنی اینکه بتواند ایده‌ای که از ساحت عقل نظری به دست آورده با عقل عملی که درک باید و نبایدها می‌کند پیوند بخورد و بر اساس این با کمک عقل معاش تدبیر و برنامه‌ریزی کند و حل مسئله کند؛ اما نه حل مسئله سکولار بلکه حل مسئله معادگرایانه باشد... اینکه انسان دنیا را بسازد، آباد هم بکند ولی آخرت گرایانه بسازد... این می‌شود حکمت!

صورت پدر؛ سیرت پدر ۲۴ مهر ۱۴۰۳
روزنگار؛ خرده روایت‌هایی از قرار هفتم مرکز رشد

صورت پدر؛ سیرت پدر

روی دیوار دور تا دور نمایشگاه، تصویر پدر نقش بسته؛ تصویر حاج‌آقای مهدوی کنی (ره). دیوار انتهایی اما پر از قصه شده است. قصه‌های پدر؛ قصه‌هایی که «متفکر نهادساز» را روایت می‌کند. او دیوارهای نهاد دانشگاه را ساخت، کار هر کسی نبود. مربّی فکرها بود و کارش را هم کرده و حالا نوبت ما است که فکرها را به فناوری تبدیل کنیم، فناوری حل مسئله! ما خیلی کارمان راحت است که نباید دیوار بسازیم؛ ما فقط آمده‌ایم دیوارها را رنگ بزنیم!

شهادت نصرالله؛ آغاز نصرالله ۲۰ مهر ۱۴۰۳

شهادت نصرالله؛ آغاز نصرالله

سید عزیز در یکی از آخرین سخنرانی‌هایت در روز اربعین سالار شهیدان، آن لحظه که این جملات پاک بر زبان مبارکت جاری شد و فریاد زدی «خون ما که به ناحق ریخته شده است، بر این شمشیر پیروز می‌شود» چه دعایی کردی؟ شاید آنجا برای خودت هم دعا کردی. شاید دعا کردی خدایا خون من هم... . شاید می‌دانستی و اصلا خون خودت را گفتی که بر شمشیر رژیم منحوس اسرائیل پیروز است. شاید خون خودت اسم رمز پیروزی است: «لبیک یا نصرالله».

«نصرالله» که بود…؟! ۱۰ مهر ۱۴۰۳

«نصرالله» که بود…؟!

هنر «سید» اما این بود که از توانایی بالایی در انتقال و ترجمه اخلاص و هویت واقعی خود به آحاد مردم منطقه برخوردار بود. هنری که لازمه هر کنشگر اجتماعی و در رأس آن رهبران سیاسی است. شهید سید حسن نصرالله پیشران ارتباطات سیاسی حزب و جریان مقاومت بود و از این حیث جزء پدیده‌های تبلیغات سیاسی به شمار می‌رفت.

سید، [شهید] بود… ۰۹ مهر ۱۴۰۳

سید، [شهید] بود…

«سید» در ضاحیه بود، اما پیام و شعارش در عالم اسلامی فراگیر بود. «سید» سال‌ها از نظرها پنهان بود، اما هرلحظه در کنار مردم مظلوم فلسطین و لبنان حاضر بود. «سید» آیت الهی بود، تجلی وجودش نور جبهه مقاومت بود، «سید» شهید بود، فیضش امروز کامل شد...

روایتی از عیادت یاران مرکز رشد از جانبازان سرافراز آسایشگاه ثارالله ۰۴ مهر ۱۴۰۳
دروازه‌بان‌های فراموش شده!

روایتی از عیادت یاران مرکز رشد از جانبازان سرافراز آسایشگاه ثارالله

به مناسبت گرامیداشت هفته دفاع مقدس، یاران مرکز رشد به عیادت جانبازان سرفراز آسایشگاه ثارالله رفتند. این متن، روایتی از این دیدار است.

رئیس جمهور دل‌ها ۰۳ خرداد ۱۴۰۳
روایتی از شخصیت ملی و ماندگار شهید رئیسی برای دانش آموزان

رئیس جمهور دل‌ها

یک چالشی که برای معلمان عزیزمان وجود دارد این است که شخصیت رئیس جمهور را چگونه برای دانش آموزان معرفی کنیم. در این یادداشت، مهم‌ترین ویژگی‌های شهید جمهور روایت می‌شود. ویژگی‌هایی که می‌تواند به معلمان کمک کند بهتر تصویر رئیس جمهور انقلابی‌مان را به تصویر کشند.

برای [شهید] سید ابراهیم رئیسی ۰۲ خرداد ۱۴۰۳

برای [شهید] سید ابراهیم رئیسی

حالا یک سؤال: اگر همین لحظه دو گزینه پیش روی این مرد بگذارند و بگویند: "انتخاب کن! خدمت یا شهادت؟" فکر می‌کنید انتخابش کدام باشد؟!

رئیس باصفا ۰۱ خرداد ۱۴۰۳

رئیس باصفا

رئیسی به‌حسب آنچه بود، ستودنی است و نیازمند گزافه‌گویی ندارد. آنچه در این ساعات بهت و حیرت اولیه از کوچ او، برایم به قلم می‌آید، روایتی کوتاه از دو دیداری است که از نزدیک با او داشتم...