• عزیز دلم! چقدر دلت این لحظه را می‌خواست. ۱۴ دی ۱۴۰۴

    روایتی از همراهی با مادر و همسر شهیدان رشید
    عزیز دلم! چقدر دلت این لحظه را می‌خواست.

    مجری از همسرِ سردار رشید اسلام، «سردار غلامعلی رشید» دعوت می‌کند تا برای ما سخن بگوید. خانم دکتر ترابی‌کیا در جایگاه قرار می‌گیرند. البته نه فقط به عنوان یک مادر و همسر شهید یا یک بانوی امداگر زمان جنگ، حتی نه به عنوان یک استاد فلسفه در حوزه و دانشگاه؛ بلکه به عنوان یک مربی که هنرمندانه یک خانواده را به سعادت رسانده است و مانده تا رسالتش را تکمیل کند...

زن خردمند؛ صدایی که باید دوباره شنیده شود. ۰۵ خرداد ۱۴۰۴

روایتی از نشستی صمیمی با خانم امیرزاده | نویسنده رمان «مثل نهنگ نفس تازه می‌کنم» زن خردمند؛ صدایی که باید دوباره شنیده شود.

پدر؛ اسطوره‌ی جاودانه… ۲۵ دی ۱۴۰۳

انتشار روایتی از نشست یاران مرکز رشد با آیت الله مهدوی کنی (ره) پس از یازده سال پدر؛ اسطوره‌ی جاودانه…

طلاها و قصه‌ها ۳۰ آذر ۱۴۰۳

روایتی از مشارکت خانواده مرکز رشد در پویش نذر طلا طلاها و قصه‌ها

بر مدار استاد ۲۴ اسفند ۱۳۹۷
فرهنگ رشد: برگ اول

بر مدار استاد

اگر بخواهیم اثری داشته باشیم، بایستی بتوانیم در بستر رفاقت برای افراد تشنگی ایجاد کنیم. استادی که دانشجو را تشنه‌ی معرفت می‌کند، باید او را همراهی کند و از این مسیر که با طالب می‌آید، خود نیز بهره‌ها می‌برد و تازگی‌ها می‌یابد.