• عزیز دلم! چقدر دلت این لحظه را می‌خواست. ۱۴ دی ۱۴۰۴

    روایتی از همراهی با مادر و همسر شهیدان رشید
    عزیز دلم! چقدر دلت این لحظه را می‌خواست.

    مجری از همسرِ سردار رشید اسلام، «سردار غلامعلی رشید» دعوت می‌کند تا برای ما سخن بگوید. خانم دکتر ترابی‌کیا در جایگاه قرار می‌گیرند. البته نه فقط به عنوان یک مادر و همسر شهید یا یک بانوی امداگر زمان جنگ، حتی نه به عنوان یک استاد فلسفه در حوزه و دانشگاه؛ بلکه به عنوان یک مربی که هنرمندانه یک خانواده را به سعادت رسانده است و مانده تا رسالتش را تکمیل کند...

شهید زیست، شهید شد ۱۲ مرداد ۱۴۰۴

شهید زیست، شهید شد

خدا شاهد است، حتی یکبار گلایه نکردم… ۲۴ تیر ۱۴۰۴

روایتی از نشست صمیمی خانواده یاران مرکز رشد با خانم موسوی | راوی رمان «پاییز آمد» خدا شاهد است، حتی یکبار گلایه نکردم…

لیله القدر ما ۲۸ مهر ۱۴۰۲
به بهانه نهمین سالگرد رحلت حضرت آیت‌الله مهدوی‌ کنی (ره)

لیله القدر ما

از ۲۹ مهر ۹۳ ، ما نه تنها پیر و مرادی را از دست دادیم ، بلکه شناسنامه خط و هویت مان نیز قلم یتیمی به خود گرفت... یکباره سرد شدیم... لرز گرفتیم ... و صورت و سیرت مان تب دار صفای وجود سراسر جود او شد.

اسم‌های همیشه تازه… ۱۹ مرداد ۱۴۰۲
بمناسبت سومین سالروز رحلت بزرگمردی از قبیله نور؛ سید عباس موسویان

اسم‌های همیشه تازه…

اسمهای تازه، همیشـــه خواهان دارد و آنگاه که مرید این تازگی می‌شوی، تازه دنیا برایت شروع میشود. پشت اسمهای تازه، چیزهایی نهفته است که شاید کشف آن،عمری تو را جلو بیاندازد...

در مدح و رثای یک نعمت کم‌نظیر… ۱۴ مرداد ۱۴۰۲

در مدح و رثای یک نعمت کم‌نظیر…

امروز نود و دومین سالروز تولد حضرت آیت الله مهدوی کنی رحمه الله علیه است. یادم می‌آید در همان سال اول بعد از رحلت حاج آقا، از ابوی مکرم حفظه الله پرسیدم که آیا مناسب است روز تولد حاج آقای مهدوی را گرامی و بزرگ بداریم؟...

دقایقی با نود و نهی‌ها | حمیدرضا نیکوگفتار ۱۵ دی ۱۳۹۹

دقایقی با نود و نهی‌ها | حمیدرضا نیکوگفتار

خاطرم هست كه اولين بار در جلسه‌اي با حضور جناب «آقاي دكتر دانايي فر» شنيدم: «از برجستگی‌های علمي ايشان آن است كه هيچ مطلبي را نيم‌خورده رها نمي‌كنند». اين جمله پيش از آنكه بيان نقاط برجسته شخصيت آن استاد محترم باشد، نصيحتي مشفقانه به تمامي دانشجويان و پژوهشگران است...

دقایقی با نود و نهی‌ها | وحید تارویردی‌زاده ۱۵ دی ۱۳۹۹

دقایقی با نود و نهی‌ها | وحید تارویردی‌زاده

مگر نه اینکه می‌شود گاه مثل سعدی راهی شد و بسیار شهرها را پشت سر گذاشت و حوادث متعددی را از نزدیک درک و لمس کرد و مسافر بود و گاه در گوشه‌ای عزلت گزید و خلوت کرد و اصلاً در همان خانه‌ی خود، خانه‌به‌دوش بود و مسافر؛ و بااین‌وجود همه‌ی دنیا را با خود پر کرد، مثل حافظ. اگر سعدی و حافظ با آن دو سبک زندگی متفاوت و متقابل هر دو مسافرند، پس چقدر سؤالات زیبایی هستند، سؤال از چیستی سفر و کیستی مسافر؟

دقایقی با نود و نهی‌ها | دکتر مسعود امانی ۱۳ دی ۱۳۹۹

دقایقی با نود و نهی‌ها | دکتر مسعود امانی

عزيزي از من خواست كه نامه‌­ای براي دوستان ورودي امسال دانشگاه امام صادق علیه‌السلام بنويسم. بسيار انديشه كردم چه بنويسم كه احتمالاً حقي از شما به گردن من نيايد. بر آن شدم تا بگويم بر شما آنچه را كه امروز بيست سال پس از ورود به دانشگاه امام صادق علیه‌السلام به تجربه آموخته‌ام و اي كاش آندم كه پا به دانشگاه گذاردم كسي اين نكات را به من هم گوشزد می‌کرد...

دقایقی با نود و نهی‌ها | دکتر محسن لبخندق ۱۰ دی ۱۳۹۹

دقایقی با نود و نهی‌ها | دکتر محسن لبخندق

سه چهار نفر از بچه‌های هم‌دوره‌ایم که همگی توی تشکل‌های مختلف دانشگاه مشغول فعالیت‌های دانشجویی و فرهنگی بودند را جمع کردم و ایده تشکیل یک گروه مطالعاتی را مطرح کردم: «گروه مطالعات مدیریت فرهنگی». از سال 84 تا سال 87 که این گروه چهار-پنج نفره توی دانشگاه راه افتاد...

دقایقی با نود و نهی‌ها | محسن باقری نصرآبادی ۰۸ دی ۱۳۹۹

دقایقی با نود و نهی‌ها | محسن باقری نصرآبادی

دانشگاه ما یک فرصت طلایی است و از قضا دوره حضور در دانشگاه با بهترین سال‌های عمر انسان (جوانی) منطبق است. البته برای کسی که دانشگاه را درست انتخاب کرده است.

دقایقی با نود و نهی‌ها | مرتضی تیموریان ۰۶ دی ۱۳۹۹

دقایقی با نود و نهی‌ها | مرتضی تیموریان

زندگی دانشجویی در حساس‌ترین سال‌های عمر شریف شما، خواسته یا ناخواسته از آغاز، آغاز می‌شود. گام‌های شما به سوی پایان یکی پس از دیگری برداشته می‌شود؛ و در این میان بد نیست اندکی هم از دفتر فالمان بخوانیم: عده‌ای مغازه باز کرده و مشغول کاسبی‌اند. بله همین طور است، کاسب حبیب خداست. به قول بزرگترها، وقتی به جمع این‌ها ملحق می‌شوی، تو گویی هر کسی پیازی برداشته و به دنبال نان می‌گردد. یکی یکی یکی ...